Shojaeimotlagh V, Habibpour Z, Sodeify R, Ghanei Gheshlagh R. Psychometric evaluation of the Persian version of the moral injury symptoms scale–health professional among Iranian nurses. jha 2026; 28 (4) :43-56
URL:
http://jha.iums.ac.ir/article-1-4733-fa.html
شجاعی مطلق وحید، حبیب پور زینب، صدیفی رقیه، قانعی قشلاق رضا. ارزیابی روانسنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت در میان پرستاران ایرانی. فصلنامه مدیریت سلامت. 1404; 28 (4) :43-56
URL: http://jha.iums.ac.ir/article-1-4733-fa.html
1- گروه پرستاری داخلی جراحی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه، ایران.
2- گروه پرستاری، دانشکده علوم پزشکی خوی، خوی، ایران.
3- مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، پژوهشکده توسعه سلامت، دانشگاه علوم پزشکی کردستان، سنندج، ایران. & گروه پرستاری، دانشکده علوم سلامت، دانشگاه بیرونی، استانبول، ترکیه. ، rezaghanei30@gmail.com
متن کامل [PDF 794 kb]
(50 دریافت)
|
چکیده (HTML) (18 مشاهده)
متن کامل: (6 مشاهده)
مقدمه
پرستاران بهعنوان آخرین خط دفاع از ایمنی بیماران شناخته میشوند و مسئولیت حمایت و مراقبت از آنان را با جدیت بر عهده دارند. این احساس تعهد، فرهنگی از کمالگرایی و انتظارات بالا را در حرفه پرستاری ایجاد میکند. کمالگرایان استانداردهای بسیار بالایی برای خود تعیین میکنند و اغلب در پذیرش اشتباه با دشواری روبهرو هستند [1]. پرستاران تازهکار، بهویژه افرادی با کمتر از سه سال سابقه، معمولاً کمالگرایی را بخشی اساسی از هویت و وظیفه حرفهای خود میدانند؛ باوری که از سوی مربیان پرستاری نیز تقویت میشود [2]. میزان کمالگرایی در میان دانشجویان پرستاری بیشتر از جمعیت عمومی است [3]. با وجود تلاش پرستاران برای رسیدن به کمال، عملکرد بیمارستانها و شرایط خدمات سلامت با این ایدهآلها مطابقت ندارد [4]. این ناهماهنگی میان آرمانها و واقعیت میتواند منجر به پریشانی اخلاقی شود؛ وضعیتی که در آن پرستار بهدلیل محدودیتهای بیرونی مانند سیاستهای سازمانی یا فشارهای سلسلهمراتبی مجبور به انجام اعمالی برخلاف باورهای اخلاقی خود میشود [5]. قرار گرفتن مکرر در موقعیتهای اخلاقی دشوار میتواند این پریشانی را تشدید کرده و بار هیجانی پایداری بر جای گذارد که از آن با عنوان «مانده اخلاقی» یاد میشود [6]. از آنجا که اصل بنیادین پرستاری آسیب نرساندن است، نقض این اصل معمولاً موجب بروز پریشانی اخلاقی در پرستاران میشود [7].
زمانی که پرستاران بارها در موقعیتهایی قرار میگیرند که ناگزیر باید برخلاف ارزشهای اخلاقی خود عمل کنند یا شاهد رفتارهای غیراخلاقی از سوی همکاران یا سرپرستان باشند، ممکن است دچار «آسیب اخلاقی» شوند. برخلاف پریشانی اخلاقی که از محدودیتهای بیرونی ناشی میشود، آسیب اخلاقی نتیجه مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم در اقداماتی است که با باورهای اخلاقی فرد در تضاد است [8،9]. این مفهوم نخستینبار در سال 1994 با الهام از فلسفه هومری مطرح شد و بعدها بهعنوان زخم روانی عمیق ناشی از خیانت به اصول اخلاقی از سوی افراد صاحب قدرت، بهویژه در محیطهای پرخطر، تعریف شد [9،10]. این وضعیت از پریشانی اخلاقی متمایز است زیرا آسیب هیجانی ماندگار، احساس گناه و شرم شدید و ادراک عمیق از شکست اخلاقی را میشود [8،11،12]. آسیب اخلاقی با بروز استرس پس از سانحه، خودآزاری، رفتارهای خودتخریبگر و کاهش روحیه ارتباط دارد و همچنین خطر فرسودگی شغلی، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی را افزایش میدهد [8، 13،14].
در محیطهای مراقبت سلامت، آسیب اخلاقی بهویژه در میان پرستاران نگرانکننده است زیرا آنان بهطور مداوم با تعارضات اخلاقی، محدودیتهای سازمانی و ناکارآمدیهای سیستمی مواجهاند که ممکن است آنها را در موقعیتهای اخلاقی دشوار قرار دهد. برای نمونه، رویدادهای ناایمنی بیمار که به بروز آسیبهای قابل پیشگیری در بیماران اشاره دارند، اغلب پرستاران را در موقعیتهای اخلاقی پیچیدهای قرار میدهند [15]. بیشتر این رویدادها ناشی از شکستهای سیستمی مانند کاستی در سیاستها، سازماندهی، تجهیزات، فناوری یا ارتباطات هستند. با وجود گذشت دو دهه از اجرای برنامههای ارتقای ایمنی بیمار، خطاهای پزشکی همچنان سومین علت مرگ در بیمارستانهای ایالات متحده محسوب میشوند [16]. در بیشتر موارد، پرستاران خود را مسئول این خطاها میدانند حتی زمانی که ریشه آنها در مشکلات سیستمی است، و احساس گناه و تردید در صلاحیت حرفهای خود را تجربه میکنند [17]. این فرهنگ سرزنشِ خود، مانع از گزارش یا افشای خطاها میشود و آسیبپذیری پرستاران را در برابر آسیب اخلاقی افزایش میدهد [18-20]. انباشت احساس گناه و تردید میتواند رویدادهای ناایمنی بیمار و پیامدهای آن را به تجربهای آسیبزا تبدیل کند [4].
با وجود تأثیر چشمگیر آسیب اخلاقی بر کارکنان سلامت، فقدان ابزارهای معتبر و پایا برای سنجش آن، شناسایی و مدیریت این پدیده را بهویژه در میان پرستاران با دشواری مواجه کرده است. بیشتر ابزارهای موجود برای سنجش آسیب اخلاقی ابتدا برای جمعیت نظامی طراحی شدهاند [21-22]. مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت (MISS-HP) تنها ابزار اعتبارسنجیشدهای است که بهطور خاص برای کارکنان نظام سلامت توسعه یافته است [23]. با این حال، عوامل فرهنگی و زمینهای نقش مهمی در چگونگی بروز آسیب اخلاقی در میان پرستاران ایرانی دارند و این امر لزوم بومیسازی فرهنگی ابزار را نشان میدهد. در همین راستا، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت (P-MISS-HP) در میان پرستاران ایرانی انجام شده است.
روشها
طرح پژوهش و مشارکتکنندگان: این پژوهش روششناختی بهصورت مقطعی در سال 1404 با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت (P-MISS-HP) در میان پرستاران انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۲۲۰ پرستار از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بود. برای اطمینان از نمایندگی بخشهای مختلف بیمارستان، از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای استفاده شد تا پرستاران از هر دو بخش مراقبت ویژه و بخشهای عمومی در نمونه حضور داشته باشند. شرکتکنندگان بهطور تصادفی به دو گروه 110 نفری تقسیم شدند که روی یکی از گروهها تحلیل عاملی اکتشافی و روی گروه دیگر تحلیل عاملی تأییدی انجام شد. معیارهای ورود شامل داشتن حداقل یک سال سابقه کار و ارائه رضایت آگاهانه بود. شرکتکنندگانی که پرسشنامه را بهطور کامل تکمیل نکرده بودند از تحلیل نهایی حذف شدند. حجم نمونه بر اساس دستورالعملهای موجود (حداقل ۵ تا ۱۰ پاسخگو به ازای هر گویه برای تحلیل عاملی) مناسب در نظر گرفته شد [24].
فرایند ترجمه: فرایند ترجمه بر اساس روش استاندارد ترجمه روبهجلو و روبهعقب بهمنظور تضمین همارزی زبانی و فرهنگی انجام شد [25]. در مرحله نخست، دو مترجم مستقل نسخه انگلیسی مقیاس MISS-HP را به فارسی ترجمه کردند. سپس تیم پژوهش ترجمهها را بررسی و مقایسه کرد و اختلافات احتمالی را برطرف نمود تا نسخه فارسی نهایی تهیه شود. در گام بعد، این نسخه فارسی توسط دو کارشناس دوزبانه که از متن اصلی بیاطلاع بودند، مجددً به انگلیسی ترجمه برگشتی شد. در پایان، نسخه برگشتی با نسخه اصلی انگلیسی مقایسه شد تا دقت و یکنواختی ترجمه تأیید شود. پیش از آغاز فرایند ترجمه و اعتبارسنجی، مجوز رسمی برای انجام ارزیابی روانسنجی این مقیاس از توسعهدهنده اصلی آن، دکتر هارولد جی. کونیگ از دانشگاه دوک اخذ شد. این فرایند دقیق و چندمرحلهای تضمین کرد که نسخه فارسی ابزار، معنای معادل و یکسانی با نسخه اصلی داشته باشد [26].
ابزارها: برای جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات جمعیتشناختی و مقیاس علائم آسیب اخلاقی–ویژه کارکنان سلامت استفاده شد. در فرم اطلاعات جمعیتشناختی متغیرهایی شامل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، سابقه کاری و بخش محل اشتغال از تمام شرکتکنندگان جمعآوری شد. مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت ده بُعد از آسیبهای اخلاقی شناسایی شده در پژوهشهای مختلف را مورد ارزیابی قرار میدهد. این ابعاد شامل خیانت، احساس گناه، شرم، دغدغههای اخلاقی، از دست دادن اعتماد، از دست دادن معنا، دشواری در بخشش، سرزنش خود، چالشهای مذهبی و از دست دادن ایمان هستند. این ابزار بهطور منحصربهفردی علائم روانشناختی و مذهبی آسیب اخلاقی را همزمان اندازهگیری میکند. هر گویه در یک مقیاس خطی دیداری از ۱ (کاملاً مخالفم) تا ۱۰ (کاملاً موافقم) نمرهگذاری میشود. برای کاهش سوگیری پاسخ، ابزار شامل گویههای مثبت (گویههای ۵، ۶، ۷ و ۱۰) و منفی است. پیش از محاسبه نمره کل، گویههای مثبت بهصورت معکوس نمرهگذاری میشوند و در نهایت مجموع نمرات بین ۱۰ تا ۱۰۰ متغیر است. نمره بالاتر نشاندهنده سطح بالاتر آسیب اخلاقی است [23]. این ابزار به زبان های چینی [27]، آلمانی [28]، ترکی [29] و هندی [30] ترجمه و روانسنجی شده است.
روایی صوری و محتوایی: روایی صوری از طریق مصاحبههای حضوری با ۱۰ پرستار ارزیابی شد. شرکتکنندگان در این مصاحبهها بازخورد خود را در مورد میزان خوانایی، وضوح و ارتباط گویهها با موضوع ابزار ارائه کردند. بر اساس پیشنهادهای آنان، اصلاحات لازم جهت افزایش شفافیت، درک بهتر مفاهیم و تناسب فرهنگی ابزار انجام شد. برای بررسی روایی محتوایی (روایی محتوای کیفی)، نسخه فارسی مقیاس توسط پنج نفر از متخصصان پرستاری بررسی شد. بازخورد این خبرگان اطمینان حاصل کرد که ابزار ترجمهشده بهدرستی سازههای مورد نظر را پوشش داده و در عین حال برای جمعیت هدف (پرستاران ایرانی) مناسب است.
پایایی: پایایی درونی مقیاس علائم آسیب اخلاقی ویژه کارکنان سلامت با استفاده از شاخصهای آلفای کرونباخ و امگای مکدونالد ارزیابی شد. مقادیر بالاتر از 0/70 برای هر دو شاخص، نشاندهنده همسانی درونی مطلوب ابزار در نظر گرفته شدند [31،32]. علاوهبراین، ضریب همبستگی هر گویه با نمره کل نیز محاسبه شد؛ مقادیر بیشتر از 0/30 قابل قبول تلقی شدند [33].
روایی سازه: برای شناسایی ساختار عاملی زیرین ابزار، تحلیل عاملی اکتشافی بر روی دادههای گروه اول (شامل ۱۱۰ نفر از پرستاران) انجام شد. در این تحلیل، از روش استخراج بیشینه درستنمایی با چرخش ابلیمین استفاده شد تا امکان همبستگی بین عوامل فراهم شود. برای اطمینان از کفایت دادهها برای انجام تحلیل عاملی، شاخصهای کایزرمایرآلکین و آزمون کروی بودن بارتلت محاسبه شدند. تعداد عوامل بر اساس تحلیل موازی تعیین شد و گویههایی با بار عاملی کمتر از 4/0 حذف شدند. سپس، تحلیل عاملی تأییدی بر دادههای گروه دوم (شامل ۱۱۰ پرستار دیگر) اجرا شد تا ساختار عاملی بهدستآمده از تحلیل عامل اکتشافی مورد تأیید قرار گیرد. برازش مدل با استفاده از شاخصهای Comparative Fit Index (CFI)، Goodness of Fit Index (GFI) و Root Mean Square Error of Approximation (RMSEA) مورد بررسی قرار گرفتند. مقادیر بیش از 0/9 برای شاخصهای CFI و GFI و کمتر از 0/08 برای RMSEA بهعنوان شاخص برازش مطلوب مدل در نظر گرفته شد [34].
روایی همگرا و واگرا: روایی همگرا و واگرا با استفاده از دادههای تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد. برای این منظور از معیار فرنل-لارکر استفاده شد. برای روایی همگرا، سه شاخص بررسی شد: بارهای عاملی استاندارد شده بزرگتر از 0/5، پایایی ترکیبی بالاتر از میانگین واریانس استخراجشده و میانگین واریانس استخراجشده بالاتر از 0/5. برای روایی واگرا، شرط شد که بیشترین واریانس مشترک کمتر از مقدار میانگین واریانس استخراجشده باشد [35]. همچنین، برای ارزیابی دقیقتر روایی واگرا از نسبت ویژگیهای ناهمصفت به همصفت نیز استفاده شد که مقادیر کمتر از 0/9 بهعنوان قابل قبول در نظر گرفته شد [36]. تمام تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزارهای Jamovi نسخه 14/4/2 و AMOS نسخه 24 انجام شد.
یافتهها
در مجموع، ۲۲۰ پرستار در این مطالعه شرکت کردند. میانگین سنی شرکتکنندگان 33/59 سال (انحراف معیار = 6/56) و میانگین سابقه کاری آنان 19/10 سال (انحراف معیار = 6/79) بود. بیشتر شرکتکنندگان زن (81/4 درصد)، متأهل (86/8درصد) و دارای مدرک کارشناسی (85/5 درصد) بودند. همچنین، 13/2درصد از پرستاران در بخشهای مراقبت ویژه و بقیه در بخشهای عمومی فعالیت داشتند. بین سن (0/001p< و 0/568r = ) و سابقه کاری (0/001p< و 0/796r = ) با نمره آسیب اخلاقی همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت. همچنین، میانگین نمره آسیب اخلاقی در پرستاران مجرد بالاتر از پرستاران متأهل بود (60/41 در مقابل 50/70) (0/023p = ).
پایایی: ضریب همبستگی گویه با نمره کل در همه گویهها بالاتر از 0/5 بود، بجز گویه شماره ۴ که مقدار آن 0/239بود. بیشترین میانگین نمره آسیب اخلاقی مربوط به گویه شماره ۱۰ بود. حذف هیچیک از گویهها تأثیر معناداری بر همسانی درونی ابزار نداشت. شاخصهای آلفای کرونباخ و امگای مکدونالد همسانی درونی قوی مقیاس را تأیید کردند؛ بهطوریکه برای کل پرسشنامه بهترتیب 0/901و 0/904بهدست آمد. برای عامل اول، مقادیر پایایی بهترتیب 0/899 و 0/901، و برای عامل دوم، بهترتیب 0/896 و 0/903 بودند (جدول ۱).
روایی سازه: شاخص کفایت نمونهگیری کایزرمایرآلکین برابر با 0/820 بود که نشاندهنده کفایت مناسب حجم نمونه است. آزمون بارتلت نیز معنادار بود (0/001p<) که نشانه کفایت دادهها برای تحلیل عاملی است. تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از روش بیشینه درستنمایی انجام شد که دو عامل را شناسایی کرد. عامل نخست با عنوان شرم/گناه/سرزنش نامگذاری شد و شامل گویههای 9، 2، 3، 8 و 1 بود و 31/6 درصد از واریانس کل را تبیین کرد. عامل دوم با عنوان دشواریهای معنوی شناخته شد و شامل گویههای 6، 7، 5 و 10 بود که آن نیز 31/6 درصد از واریانس کل را توضیح داد. گویه شماره 4 به دلیل بار عاملی پایین حذف شد و در هیچ عاملی قرار نگرفت (جدول 2).
تحلیل عاملی تأییدی: تحلیل عاملی تأییدی بر اساس ساختار دو عاملی استخراجشده از تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. تمام شاخصهای برازش در سطح بسیار مطلوبی قرار داشتند (شکل 1) که به صورت زیر بود:37/013CMIN = ، 26DF = ، 1/424CMIN/DF = ، 0/988CFI =، 0/961NFI = ، 0/988IFI = ، 0/933RFI =، 0/979TLI = و 0/062RMSEA = .
شکل 1 مدل تحلیل عاملی تأییدی را با استفاده از نرمافزار AMOS نمایش میدهد. دایرهها نشاندهنده متغیرهای نهفته (عوامل) هستند که از متغیرهای مشاهدهشده استنباط میشوند. مستطیلها متغیرهای مشاهدهشدهای را نشان میدهند که مستقیماً اندازهگیری شدهاند. پیکانهای یکسویه بیانگر بارهای عاملی یا روابط علّی هستند و پیکانهای دوسویه نشاندهنده همبستگی میان متغیرهای نهفتهاند. همچنین، خطوط در نمودار نشاندهنده وابستگی میان متغیرها یا عوامل درون مدل هستند.
روایی همگرا و افتراقی: برای روایی همگرا، میانگین واریانس استخراجشده برای عامل اول و دوم بهترتیب 0/725 و 0/790بود که از حد آستانه پیشنهادی 0/5 فراتر رفت که نشاندهنده روایی همگرای مطلوب است.
گویه شماره 4 (من از اقداماتی که مغایر با ارزشها یا اصول اخلاقیام بودهاند، ناراحت هستم) بهدلیل بار عاملی پایین حذف شد و تعداد گویهها در نسخه فارسی از 10 به 9 کاهش یافت. این حذف با یافتههای پژوهشهای پیشین درباره سازگاری فرهنگی مقیاسهای آسیب اخلاقی همسو است، زیرا برخی گویهها ممکن است در فرهنگها و نظامهای حرفهای مختلف به یک اندازه معنادار نباشند. این حذف احتمالاً ناشی از تفاوت در چالشهای روانشناختی و اخلاقی خاص پرستاران ایرانی است که در نظام سلامت پیچیده ایران با تعارضهای اخلاقی مکرر مواجهاند. در این مطالعه، بالاترین و پایینترین بار عاملی در عامل نخست بهترتیب مربوط به گویه 9 (احساس تنبیه شدن از سوی خدا) و گویه 1 (احساس خیانت) بود. عامل دوم، یعنی دشواریهای معنوی، با ساختار نسخه اصلی همراستا بود، هرچند در ترتیب گویهها اندکی تفاوت وجود داشت. بهویژه، گویه 10 (از دست دادن ایمان مذهبی) در نسخه فارسی بالاترین بار عاملی را داشت که احتمالاً بازتابدهنده نقش پررنگ باورهای مذهبی در چارچوب اخلاقی پرستاران ایرانی است.
بیشتر گویههای نسخه ترجمهشده با نسخه اصلی همخوانی داشتند که نشاندهنده همارزی مفهومی میان دو نسخه است. مقادیر بالای میانگین واریانس استخراجشده، روایی همگرای قوی را تأیید کرد و معیار فورنل-لارکر نیز روایی افتراقی را نشان داد. ادغام سه بُعد گناه، شرم و سرزنش ممکن است بازتابدهنده دیدگاههای فرهنگی گستردهتر نسبت به ارزشهای اخلاقی در میان پرستاران ایرانی باشد. این موضوع پیامد مهمی برای مدیریت منابع انسانی در بیمارستانها دارد زیرا نشان میدهد وقتی پرستاری دچار خطای اخلاقی میشود، تمام هویت حرفهای خود را زیر سوال میبرد. بنابراین، سیستمهای مدیریتی باید فضایی امن ایجاد کنند تا کارکنان بدون ترس از تخریب اعتبار شغلیشان، مشکلات را مطرح کنند. علاوهبراین، گویه ۶ که به یافتن معنا در نقشهای مراقبتی اشاره دارد، در ایران معنای متفاوتی پیدا کرده است؛ زیرا پرستاران ایرانی که با مشکلات مالی، خستگی مفرط و تمایل به مهاجرت درگیرند، دیگر نمیتوانند صرفاً با تکیه بر ایثار و فداکاری به رنجهایشان معنا بدهند. بنابراین، مدیران باید توجه کنند که در فقدان امنیت شغلی و مالی، انتظار بهبود وضعیت روانشناختی کارکنان تنها با اتکا به انگیزههای معنوی، رویکردی ناکارآمد است.
یافتههای این مطالعه با نتایج سایر پژوهشهای تطبیقی در فرهنگهای مختلف سازگار است. بهعنوان نمونه، نسخههای چینی، ترکی و هندی نیز سه عامل را شناسایی کردند، هرچند ترتیب گویهها متفاوت بود. ژیژونگ و همکاران در چین [27]، طی همهگیری کووید-19، سه عامل را در میان پرستاران و پزشکان شناسایی کردند که بهترتیب 2/59 درصد و 9/58 درصد از واریانس کل را تبیین میکردند. در نسخه ترکی، سه عامل سرزنش، احساس گناه/شرم و پریشانی اخلاقی استخراج شد که در مجموع 48/84 درصد از واریانس کل را توضیح داد [29]. در نسخه هندی نیز سه عامل شرم/گناه، بیاعتمادی و بخشش شناسایی شد که با نسخه فارسی و اصلی تفاوت داشت [30]. در نسخه آلمانی، گویه 10 بهدلیل همبستگی پایین با نمره کل حذف شد و سه عامل در مجموع حدود نیمی از واریانس را تبیین کردند [28]. این شباهت ساختاری در کشورهای مختلف، برای مدیران سلامت پیام امیدوارکنندهای دارد: از آنجا که ماهیت آسیب اخلاقی در ایران با سایر کشورها (بهویژه کشورهای آسیایی) همپوشانی دارد، مدیران میتوانند از پروتکلهای حمایتی و مداخلات سازمانی که در سطح بینالمللی اثربخش بودهاند، برای حمایت از پرستاران ایرانی الگوبرداری کنند. بااینحال، تفاوتهای جزئی در نوع گروهبندی عوامل (مانند نسخه هندی و آلمانی) هشدار میدهد که این الگوبرداری نباید کورکورانه باشد و مداخلات مدیریتی باید حتماً با توجه به بسترهای فرهنگی و ارزشی خاص پرستاران ایرانی بومیسازی شوند.
نسخه فارسی از پایایی درونی بسیار بالا برخوردار بود؛ ضریب آلفای کرونباخ برابر با 901/0 و ضریب اُمگا مکدونالد برابر با 904/0 بهدست آمد. همچنین، پایایی ترکیبی بالاتر از حد قابل قبول بود که پایایی سازهای ابزار را تأیید کرد. در مقایسه، آلفای کرونباخ نسخه اصلی برابر با 73/0 بود که از نسخه فارسی کمتر است. همچنین مقادیر آلفای کرونباخ برای نسخههای هندی، ترکی، چینی و آلمانی بهترتیب0/77، 0/91، 0/70 و 0/75 گزارش شدهاند [27-30]. علاوهبراین، مطالعه حاضر نشان داد که بین سن و سابقه کاری با نمره آسیب اخلاقی رابطه مثبت وجود دارد؛ یافتهای که با پژوهشهای پیشین سازگار است و نشان میدهد مواجهه مکرر با چالشهای اخلاقی در طول زمان، احتمال بروز آسیب اخلاقی را افزایش میدهد. قرارگیری مداوم در موقعیتهای تنشزا نیز به فرسودگی شغلی و پریشانی اخلاقی منجر میشود، بهویژه در محیطهای پرتنش خدمات درمانی. از منظر مدیریتی، این یافته هشداری جدی برای سیاستهای نگهداشت نیروی انسانی است؛ زیرا نشان میدهد که آسیب اخلاقی ماهیتی انباشتی و فرساینده دارد و برخلاف تصور رایج، افزایش تجربه به معنای مصونیت روانی نیست. بنابراین، مدیران پرستاری نباید برنامههای حمایتی و مشاوره را تنها به نیروهای تازهکار محدود کنند.
در نهایت، تایید ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی مقیاس نشانههای آسیب اخلاقی، ابزاری کارآمد و بومیسازیشده را در اختیار مدیران پرستاری و سیاستگذاران نظام سلامت قرار میدهد. استفاده از این ابزار در پایشهای دورهای سلامت روان، امکان شناسایی زودهنگام پرستاران در معرض خطر آسیب اخلاقی پنهان را فراهم میسازد. تشخیص بهموقع علائم، پیش از آنکه به فرسودگی شغلی شدید، اختلالات روانشناختی مزمن یا ترک حرفه منجر شود، بستری ضروری برای طراحی و اجرای مداخلات حمایتی و برنامههای بازتوانی اخلاقی ایجاد میکند. بنابراین، پیشنهاد میشود که این ابزار بهعنوان بخشی از پروتکلهای استاندارد ارزیابی سلامت شغلی در بیمارستانها بهکار گرفته شود تا با ارتقای تابآوری اخلاقی و ارائه حمایتهای روانی بهموقع، از سلامت روان سرمایههای انسانی نظام سلامت محافظت شود.
محدودیتها
در تفسیر نتایج این مطالعه باید چند محدودیت را مد نظر قرار داد. نخست، اگرچه این مطالعه در چندین بیمارستان آموزشی و درمانی مختلف انجام شده استولی تمام این مراکز تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ارومیه و در یک منطقه جغرافیایی واحد قرار داشتند. بنابراین، با وجود تایید ساختار عاملی ابزار در تحلیل عامل تاییدی، نتایج ممکن است تحت تأثیر فرهنگ سازمانی، سیاستهای مدیریتی و ویژگیهای بومی خاص آن منطقه باشد و تعمیمپذیری یافتهها به پرستاران سایر استانها یا بیمارستانهای خصوصی کشور باید با احتیاط صورت گیرد. علاوهبراین، درک فرهنگی از آسیب اخلاقی ممکن است در بسترهای جغرافیایی، اجتماعی و نهادی مختلف متفاوت باشد. پژوهشهای آینده باید بهصورت چندمرکزی طراحی شوند تا بررسی کنند که عوامل منطقهای، فرهنگی و شغلی چگونه درک از آسیب اخلاقی را تحت تأثیر قرار میدهند. محدودیت دوم، استفاده از ابزارهای خودگزارشی است که میتواند با سوگیریهایی مانند مطلوبیت اجتماعی یا خطای یادآوری همراه باشد. ممکن است برخی شرکتکنندگان بهدلیل عوامل شخصی، حرفهای یا فرهنگی، علائم آسیب اخلاقی خود را کمتر یا بیشتر گزارش کرده باشند. ترکیب دادههای خودگزارشی با ارزیابیهای عینی یا مصاحبههای کیفی در مطالعات آینده میتواند درک جامعتری از آسیب اخلاقی در میان پرستاران ارائه دهد. محدودیت سوم مربوط به عدم اجرای آزمون مجدد ابزار بود. عدم اجرای این آزمون عمدتاً ناشی از لزوم حفظ محرمانگی کامل و گمنامی شرکتکنندگان بود زیرا استفاده از کدهای شناسایی برای تطبیق دادهها در دو مرحله زمانی میتوانست اعتماد پرستاران را کاهش داده و منجر به سوگیری در پاسخدهی به گویههای حساس شود. موانع اجرایی ناشی از نوبتهای کاری چرخشی و فشار کاری بالای کادر پرستاری، دسترسی مجدد به همان نمونه دقیق را در یک فاصله زمانی کوتاه دشوار میساخت. بنابراین، پیشنهاد میشود مطالعات آینده با استفاده از طرحهای طولی، ثبات زمانی این ابزار را نیز مورد سنجش قرار دهند.
نتیجهگیری
نسخه فارسی مقیاس علائم آسیب اخلاقی– ویژه کارکنان سلامت در میان پرستاران ایرانی از ویژگیهای روانسنجی قوی برخوردار است و ابزاری معتبر و پایا برای ارزیابی آسیب اخلاقی در میان پرستاران ایرانی محسوب میشود. بااینحال، تأثیر عوامل فرهنگی در تفسیر نتایج باید مورد توجه قرار گیرد. توصیه میشود پژوهشهای آینده این ابزار را در میان گروههای شغلی و مناطق مختلف ایران مورد بررسی و تأیید قرار دهند.
پیوست آنلاین
پرسشنامه نهایی
اعلانها
ملاحظات اخلاقی: پروتکل پژوهش توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی ارومیه به شماره مجوز IR.UMSU.REC.1402.375 مورد تأیید قرار گرفت. پیش از گردآوری دادهها، اهداف پژوهش بهصورت کامل برای شرکتکنندگان توضیح داده شد و بر این نکته تأکید شد که مشارکت در مطالعه کاملاً داوطلبانه است، پاسخها بهصورت ناشناس ثبت میشوند، و نتایج صرفاً برای مقاصد پژوهشی استفاده خواهند شد. رضایت آگاهانه کتبی از تمام شرکتکنندگان دریافت شد. این پژوهش مطابق با اصول نسخه سال ۲۰۱۳ اعلامیه هلسینکی انجام شد تا از حفظ حقوق، کرامت و رفاه شرکتکنندگان در طول فرایند تحقیق اطمینان حاصل شود.
حمایت مالی: این مطالعه با حمایت مالی معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شده است. حامی مالی نقشی در گردآوری، تحلیل داده و انتشار یافتهها نداشته است.
مشارکت نویسندگان: وحید شجاعی مطلق: طراحی مطالعه، جمعآوری دادهها، نگارش پیشنویس، تأیید نهایی؛ زینب حبیب پور: طراحی مطالعه، جمعآوری دادهها، نگارش پیش نویس و تأیید نهایی؛ رقیه صدیفی: طراحی مطالعه، جمعآوری دادهها، نگارش پیش نویس و تأیید نهایی؛ رضا قانعی قشلاق: طراحی مطالعه، تحلیل دادهها، مدیریت پروژه ، نگارش پیش نویس و تأیید نهایی.
رضایت برای انتشار: از طراح اصلی ابزار برای ترجمه و روانسنجی اجازه گرفته شده است.
دسترسی به دادهها: دادههای این مطالعه از طریق ایمیل نویسنده مسئول با ذکر دلیل منطقی در دسترس است.
استفاده از هوش مصنوعی: برای ویرایش نسخه انگلیسی این مقاله از ChatGPT نسخه 4 استفاده شد. تمام محتوای ویرایش شده توسط نویسندگان بررسی و تأیید شده است.
تشکر و قدردانی: نویسندگان مراتب تشکر و قدردانی خود را از معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه و تمام شرکت کنندگان در این مطالعه اعلام میدارند.
نوع مقاله:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی دریافت: 1404/7/13 | پذیرش: 1404/11/28 | انتشار: 1404/12/15