در نوبت چاپ                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- گروه مدیریت، سیاست‌گذاری و اقتصاد سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران ، pouriafarrokhi73@gmail.com
2- گروه مدیریت، سیاست‌گذاری و اقتصاد سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
3- گروه مدیریت و سیاست‌گذاری سلامت، دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
متن کامل [PDF 1621 kb]   (268 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (654 مشاهده)
متن کامل:   (26 مشاهده)
مقدمه
یک نظام سلامت کارآمد با ارتقای سطح سلامت جمعیت، حفاظت مالی، پاسخگویی به انتظارات شهروندان، ارائه خدمات سلامت با کیفیت، کاهش ناعدالتی‌های سلامت و بهبود بهره‌وری نیروی کار، نقشی مهم در رفاه اجتماعی، تسهیل رشد اقتصادی و توسعه پایدار ایفا می‌کند [1].  با این حال، نظام‌های سلامت در بسیاری از کشورها با چالش‌هایی همچون افزایش مداوم هزینه‌های سلامت، نابرابری در دسترسی به خدمات بهداشتی‌درمانی، تغییر الگوهای بیماری و افزایش انتظارات سلامت جمعیت مواجه هستند که ضرورت اصلاح و بازنگری در ساختارها و چارچوب‌های موجود را برجسته می‌سازد [2-4]. در این زمینه، تحول مدل‌های نظام سلامت بازتابی از تلاش مستمر برای انطباق با نیازهای نوظهور سلامت، پیشرفت‌های فناورانه و تحولات اجتماعی-اقتصادی است [5].
تحولات در نظام‌های سلامت عمدتاً تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و اپیدمیولوژیک شکل می‌گیرند. محدودیت منابع و فشارهای مالی، تغییر در اولویت‌ها و سیاست‌های کلان، بازنگری در نقش دولت و بخش خصوصی، و دگرگونی الگوهای بیماری و نیازهای سلامت جمعیت از جمله محرک‌های اصلی اصلاح و بازطراحی مدل‌های نظام سلامت در کشورهای مختلف به شمار می‌روند [6, 7]. در چنین شرایطی، بهره‌گیری از مدل‌ها و چارچوب‌های تحلیلی می‌تواند به درک نظام‌مند تعامل میان اجزای مختلف نظام سلامت و حمایت از فرآیندهای تصمیم‌گیری و اصلاح ساختاری کمک کند. در این راستا، استفاده از مدل‌ها و چارچوب‌های مفهومی نظام سلامت نقش مهمی در تبیین ساختارها، کارکردها و روابط میان مؤلفه‌های کلیدی ایفا می‌کند.
علاوه بر این، مدل‌های نظام سلامت به‌عنوان ابزارهایی راهبردی، امکان مقایسه عملکرد نظام‌ها، شناسایی نقاط قوت و ضعف، و ارزیابی پیامدهای سیاستی را در بسترهای مختلف فراهم می‌سازند. این مدل‌ها با ساده‌سازی پیچیدگی‌های ذاتی نظام سلامت، به سیاست‌گذاران و مدیران کمک می‌کنند تا مداخلات اصلاحی را مبتنی بر شواهد طراحی و اجرا کنند. از این‌رو، تحلیل نظام‌مند مدل‌های موجود می‌تواند به توسعه چارچوب‌هایی منسجم‌تر و متناسب با شرایط زمینه‌ای کشورها منجر شود. بر این اساس، مطالعه حاضر با بهره‌گیری از روش مرور حیطه‌ای، با هدف شناسایی مدل‌های نظام سلامت و استخراج ابعاد و مؤلفه‌های کلیدی آن‌ها در سطح جهان انجام شد و و تلاش کرد تصویری جامع از ویژگی‌ها، ابعاد و مفاهیم مطرح‌شده در ادبیات این حوزه ارائه دهد.
روش­ها
در مطالعه حاضر با استفاده از روش مرور حیطه‌ای به شناسایی مدل‌ها، ابعاد و مؤلفه‌های کلیدی در نظام­های سلامت پرداخته شد. انتخاب این روش با توجه به گستردگی مفهومی، تنوع رویکردها و فقدان چارچوب‌های طبقه‌بندی یکپارچه در ادبیات مربوط به مدل‌های نظام سلامت صورت گرفت. مرور حیطه‌ای این امکان را فراهم می‌سازد تا بدون محدودیت به نوع خاصی از مطالعات، دامنه و الگوهای مسلط پژوهش‌ها شناسایی شده و نقشه‌ای جامع از دانش موجود ترسیم گردد. از این‌رو، این رویکرد برای پاسخ به سؤالات کلی و اکتشافی پژوهش حاضر و فراهم‌سازی مبنایی برای تحلیل مدل‌های نظام سلامت مناسب تشخیص داده شد. در این پژوهش از پروتکل آرکسی و اومالی برای انجام مرور حیطه­ای استفاده شد که شامل شش مرحله شناسایی سوال تحقیق، تعیین شمول و و معیارهای انتخاب مطالعات، انتخاب مطالعات، استخراج داده­ ها، تحلیل و خلاصه­ سازی داده­ها و گزارش نتایج بود [8].
پرسش­های مرور: سوالات پژوهشی مطالعه حاضر عبارت بودند از "مدل­های نظام سلامت در جهان کدامند؟" و "مهم­ترین ابعاد و مؤلفه­های نظام­های سلامت جهان کدامند؟".
پایگاه­های داده جستجو شده: جهت پاسخ به سوالات پژوهش، پایگاه­های داده­ای داخلی و بین ­المللی شامل PubMed, Web of Science, Scopus, Science Direct, SID, Magiran, Irandoc و موتورهای جستجوگر Google Scholar و Google مورد استفاده قرار گرفتند.
راهبرد جستجو: کلیدواژه­های انگلیسی مورد استفاده شامل “Health system”, “Health care system”, “Healthcare system”, “Health sector”, “Health care reform”, “Healthcare financing”, Stewardship, Governance, “Service delivery”, “Delivering service”, “Creating resources” Reform, Transform*, "Health system change", "Conceptual model", "Strategic model", Framework, و  Strateg* بود، همچنین معادل فارسی واژه­ها شامل "سیستم سلامت"، "نظام سلامت"، "بخش سلامت"، ارائه خدمات"، "تامین مالی"، "تولید منابع"، حاکمیت، "اصلاحات سلامت"، تحولات، اصلاحات، تغییرات، مدل، چارچوب و استراتژی بود (پیوست 1). علاوه بر این، جستجوی دستی لیست منابع مقالات به­دست آمده و متون خاکستری در حوزه تحولات نظام­های سلامت انجام شد.  
معیارهای ورود و خروج: معیار ورود مطالعات به پژوهش از لحاظ زمانی (تا سال 1403) و از نظر زبانی (انگلیسی و فارسی) رعایت گردید. معیار خروج از پژوهش نیز شامل مطالعات منتشر شده به زبان­های غیر از فارسی و انگلیسی و عدم دسترسی به متن کامل آن­ها بود.
مطالعات بازیابی شده و انتخاب شده: مطالعات یافت شده وارد نرم افزار اندنوت نسخه X9 شدند. فرایند شناسایی و انتخاب مطالعات بر اساس یک راهبرد جستجوی ساختارمند و مرحله‌ای و مطابق با نمودار جریان PRISMA-ScR  انجام شد (شکل 1). در مرحله شناسایی، 30431 مقاله از طریق جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داده و 2311 منبع از طریق سایر منابع از جمله جستجوی دستی و متون خاکستری شناسایی شد. پس از تجمیع نتایج، 3224 مطالعه تکراری حذف گردید و 29518 مقاله وارد مرحله غربالگری عنوان و چکیده شدند. در این مرحله، 27983 مطالعه به دلیل عدم تمرکز صریح بر مدل‌ها، چارچوب‌ها یا اجزای نظام سلامت و یا عدم انطباق مفهومی با اهداف پژوهش کنار گذاشته شد و 1535 مقاله واجد شرایط بررسی متن کامل تشخیص داده شدند. در مرحله بررسی متن کامل، مطالعات بر اساس معیارهای ورود شامل تمرکز مستقیم بر مدل‌های نظام سلامت، ارائه ابعاد یا مؤلفه‌های قابل استخراج، و دسترسی به متن کامل به زبان فارسی یا انگلیسی ارزیابی شدند. در این مرحله، 1438 مطالعه به دلیل فقدان ارتباط تحلیلی با مدل‌های نظام سلامت، ماهیت توصیفی غیرقابل استفاده، یا عدم ارائه چارچوب مشخص حذف گردید. در نهایت، 97 مطالعه که از نظر مفهومی همتاسازی‌شده، از نظر محتوایی غنی و منطبق با هدف تحلیل مدل‌های نظام سلامت بودند، به‌عنوان مطالعات نهایی وارد پژوهش شدند. این فرایند غربالگری چندمرحله‌ای با مشارکت دو پژوهشگر و اجماع کارشناسی، با هدف اطمینان از انسجام مفهومی و پرهیز از ورود مطالعات پراکنده یا غیرمرتبط انجام گرفت.
تحلیل داده ­ها: استخراج داده‌ها با استفاده از فرم محقق‌ساخته شامل اطلاعات کتابشناختی، کشور مطالعه، هدف پژوهش و مؤلفه‌های مدل نظام سلامت انجام شد. داده‌های کیفی استخراج‌شده با استفاده از تحلیل مضمونی براون و کلارک تحلیل شدند. این تحلیل با هدف سازمان‌دهی نظام‌مند مؤلفه‌ها در قالب محورها، ابعاد و زیرمؤلفه‌ها و نه تفسیر نظری عمیق انجام شد. برای افزایش اعتمادپذیری نتایج، فرایند کدگذاری و بازبینی مضامین به‌صورت تکرارشونده و با مشارکت بیش از یک پژوهشگر انجام شد. مدیریت داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA نسخه 10 صورت گرفت. در این مطالعه ملاحظات اخلاقی پژوهش­های مروری از جمله صداقت و شفافیت در گزارش­دهی، رعایت حقوق نویسندگان اصلی، عدم تحریف یا دست­کاری داده­ها و رعایت اصل بی طرفی و پرهیز از سوگیری رعایت شد.

یافته­ ها
تعداد 97 مطالعه در بازه زمانی ژانویه 1950 تا جولای 2024 میلادی به توسعه و معرفی مدل­های نظام سلامت پرداخته بودند. اکثر مطالعات در بازه زمانی 2016 الی 2020 (21 مطالعه) انجام شده بودند (نمودار 1). همچنین بیشتر مطالعات با تعداد 26 مطالعه در کشور آمریکا انجام شده بود، سایر کشورها شامل انگلستان (13 مطالعه)، کانادا (تعداد 7 مطالعه)، چین (تعداد 6 مطالعه) و استرالیا (تعداد 6 مطالعه) دارای بیشترین مطالعات در زمینه ارائه مدل­های تحول نظام سلامت بودند.


پس از تحلیل مدل‌های شناسایی‌شده، کدها استخراج و بر اساس مشابهت مؤلفه‌ها طبقه‌بندی شدند و در نهایت، ابعاد اصلی تعیین گردید. داده ­ها در 4 بعد و 16 مولفه شامل حکمرانی (سیاست­گذاری، برنامه­ریزی، تولیت، سازماندهی، تنظیم­گری، کنترل و مشارکت جامعه)، تامین مالی (جمع آوری منابع مالی، تجمیع منابع مالی و خرید خدمات سلامت)، منابع و زیرساخت­ها (منابع انسانی، فرآورده­ها و تجهیزات پزشکی و اطلاعات و فناوری سلامت) و ارائه خدمات سلامت (ارائه خدمات ساختاریافته، بهبود هماهنگی و خدمات مبتنی برجامعه) گروه­بندی شدند. همچنین در مجموع تعداد 90 کد شناسایی شد (جدول 1).

همچنین پرتکرارترین اجزای تشکیل دهنده مدل­های نظام سلامت شامل تامین مالی (48 مطالعه)، ارائه خدمات سلامت (38 مطالعه)، حکمرانی (36 مطالعه)، و عدالت و دسترسی (30 مطالعه) بود (نمودار 2).

براساس تجزیه و تحلیل نتایج، یک مدل برای نظام­های سلامت ترسیم گردید، در این مدل، نظام سلامت به‌عنوان یک سیستم پویا در زمینه‌ای از عوامل کلان (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قانونی، فناوری و زیست‌محیطی) طراحی شده است که اجزای اصلی آن شامل حکمرانی، تأمین مالی، منابع انسانی، زیرساخت­ها و ارائه خدمات سلامت است. این اجزا در تعامل با یکدیگر برای تحقق اهداف میانی شامل کیفیت، عدالت، کارایی، تاب آوری، اثربخشی، اخلاق، پوشش و پایداری عمل می‌کنند که در نهایت به اهداف نهایی شامل بهبود سلامت جامعه، حفاظت مالی، پاسخگویی و رضایت مردم منتهی می‌شود. همچنین، مدل بر ارزیابی، یادگیری و بهبود مستمر به‌عنوان یک فرایند فراگیر تأکید دارد و حکمرانی را عنصر یکپارچه‌ساز برای تنظیم، سیاست‌گذاری، پاسخگویی و نظارت معرفی می‌کند (شکل 2).


بحث
گردآوری و تحلیل مدل­های نظام سلامت، زمینه­ای علمی برای طراحی چارچوب‌های بومی، تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد و اصلاحات مؤثر در جهت بهبود عملکرد نظام‌های سلامت ایجاد می‌کند. مطالعه حاضر با هدف شناسایی مدل­ها و مولفه­های نظام سلامت در جهان انجام گرفت. ابعاد اصلی نظام­های سلامت را حکمرانی، تامین مالی، منابع انسانی، زیرساخت­ها و ارائه خدمات سلامت تشکیل می­دهند. با توجه به تحولات مدل‌های نظام سلامت در جهان، می‌توان نتیجه گرفت که مدل واحدی برای همه کشورها وجود ندارد و هر کشور با توجه به شرایط و ویژگی‌های خاص خود از چارچوبی متناسب بهره می‌گیرد.
یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که حکمرانی به‌عنوان یکی از ابعاد محوری در اغلب مدل‌های نظام سلامت، نقش مهمی در هماهنگی سایر بخش‌ها دارد. تحلیل مدل‌ها حاکی از آن است که تمرکز اصلی چارچوب‌های حکمرانی بر توزیع شفاف نقش‌ها، سازوکارهای تصمیم‌گیری و تنظیم روابط میان بازیگران کلیدی نظام سلامت است. در مدل‌هایی که بر مشارکت ذی‌نفعان و پاسخگویی نهادی تأکید بیشتری دارند، هماهنگی میان سیاست‌گذاری و اجرا برجسته‌تر بوده و ظرفیت نظام برای پایش عملکرد و اصلاح مستمر تقویت شده است [20, 21]. در مقابل، مدل‌هایی با رویکرد محدودتر به حکمرانی، بیشتر بر کنترل‌های اداری متمرکز بوده و از نظر انعطاف‌پذیری و تعامل نهادی با چالش مواجه‌اند [22, 23]. این الگوها نشان می‌دهد که نوع و عمق حکمرانی، یکی از عوامل تمایزدهنده اصلی میان مدل‌های نظام سلامت و تعیین‌کننده کارآمدی آن‌ها در زمینه‌های مختلف اقتصادی و نهادی است. همچنین تحلیل مدل‌ها نشان می‌دهد که در کنار نقش محوری حکمرانی، چالش‌هایی نظیر هم‌راستا‌سازی بازیگران متعدد، شکاف میان سازوکارهای رسمی و غیررسمی، و حساسیت بالا به زمینه‌های اجتماعی-سیاسی در بسیاری از مدل‌ها مشترک است. این چالش‌ها به‌ویژه در مدل‌هایی که در بسترهای با منابع محدود یا ناپایدار توسعه یافته‌اند، برجسته‌تر بوده و بر ظرفیت اجرایی و پایداری حکمرانی تأثیرگذار هستند.
تأمین مالی به‌عنوان یکی از ابعاد بنیادین در مدل‌های نظام سلامت تأثیر مستقیمی بر دسترسی، عدالت و حفاظت مالی دارد. بررسی مدل‌ها نشان می‌دهد که تفاوت اصلی میان نظام‌های سلامت نه صرفاً در سطح منابع مالی، بلکه در الگوی گردآوری منابع، میزان تجمیع و رویکردهای خرید خدمات سلامت نهفته است. مدل‌هایی که بر تجمیع گسترده منابع پیش‌پرداخت‌شده و خرید راهبردی تأکید دارند، ظرفیت بیشتری برای توزیع ریسک و کاهش پرداخت‌های مستقیم از جیب نشان می‌دهند [24, 25]. در مقابل، در مدل‌هایی با تجمیع محدود و وابستگی بیشتر به پرداخت مستقیم، نابرابری در دسترسی و آسیب‌پذیری مالی مردم برجسته‌تر است [26, 27]. این یافته‌ها نشان می‌دهد که کارآمدی نظام‌های سلامت بیش از سطح هزینه‌کرد، به انسجام سازوکارهای تأمین مالی و هم‌راستایی آن با اهداف پوشش همگانی سلامت وابسته است.
همچنین یافته‌ها نشان می‌دهد که عملکرد مدل‌های نظام سلامت تا حد زیادی به نحوه مدیریت منابع انسانی وابسته است و این بُعد در عمل تعیین‌کننده ظرفیت اجرایی نظام‌ها محسوب می‌شود. تجربه کشورهایی مانند اسلوونی نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی نظام‌مند منابع انسانی، حتی در نظام‌های با اندازه کوچک، به‌عنوان پیش‌شرط پایداری خدمات سلامت شناخته می‌شود، هرچند محدودیت در کیفیت داده‌ها می‌تواند اثربخشی این رویکرد را کاهش دهد [28]. در کانادا، به‌کارگیری مدل‌های شبیه‌سازی مبتنی بر نیاز، با هدف ادغام مشاغل مختلف سلامت در فرآیند برنامه‌ریزی، نشان داده است که غفلت از تعامل بین تخصص‌ها منجر به برآوردهای نادرست و کمبودهای ساختاری نیروی کار می‌شود [29]. از منظر انگیزش و توانمندسازی، شواهد حاصل از مصر و یونان بیانگر آن است که راهبردهایی نظیر تقویت محیط‌های حمایتی، شناسایی عملکرد و ارتقای روابط همکارانه، زمانی به بهبود پایدار عملکرد منجر می‌شوند که در چارچوب سیاست‌های کلان منابع انسانی نهادینه شوند [30, 31]. علاوه بر این، بررسی‌های انجام‌شده در لهستان و بلژیک نشان می‌دهد که نابرابری در توزیع نیروی انسانی و دسترسی به خدمات تخصصی، حتی در حضور سیاست‌های جبرانی، می‌تواند به تداوم شکاف‌های اجتماعی–اقتصادی در بهره‌مندی از خدمات سلامت بینجامد [32, 33]. در مجموع، این شواهد مقایسه­ای تأکید می‌کند که سرمایه‌گذاری در منابع و زیرساخت‌ها تنها زمانی اثربخش خواهد بود که با برنامه‌ریزی مبتنی بر شواهد، توزیع عادلانه و سازوکارهای ارزیابی مستمر هم‌راستا شود.
اطلاعات و فناوری سلامت در مدل‌های نوین نظام سلامت، نقشی فراتر از یک ابزار پشتیبان ایفا کرده و به‌عنوان زیرساختی راهبردی برای حکمرانی، تصمیم‌گیری و ارتقای عملکرد نظام عمل می‌کنند. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که یکپارچه‌سازی نظام‌های اطلاعات سلامت، زمانی به بهبود واقعی در کیفیت و کارایی منجر می‌شود که داده‌ها به‌صورت نظام‌مند در فرآیندهای سیاست‌گذاری، مدیریت و ارائه خدمت به‌کار گرفته شوند. شواهد حاصل از کشورهایی مانند بریتانیا و ایالات متحده، به‌ویژه در دوره پاندمی کووید-۱۹، نشان می‌دهد که وجود زیرساخت‌های دیجیتال بالغ، توان پاسخ‌گویی نظام سلامت به بحران‌ها، استفاده از درمان‌های مبتنی بر شواهد و مدیریت منابع را به‌طور معناداری افزایش داده است [34, 35]. در مقابل، تجربه برخی نظام‌ها حاکی از آن است که استقرار فناوری بدون توجه به قابلیت تعامل‌پذیری، سواد دیجیتال و حاکمیت داده، می‌تواند منجر به پراکندگی اطلاعات و کاهش اثربخشی شود [36, 37]. بر این اساس، نتایج پژوهش حاضر تأکید می‌کند که فناوری اطلاعات سلامت تنها در چارچوب حکمرانی داده‌محور، یکپارچه و مبتنی بر شواهد می‌تواند به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی ارتقای کیفیت، پاسخ‌گویی و تاب‌آوری نظام‌های سلامت ایفای نقش کند.
فرآورده‌ها و تجهیزات پزشکی به‌عنوان یکی از زیرساخت­های حیاتی مدل‌های نظام سلامت، نقش مستقیمی در کیفیت، اثربخشی و کارایی ارائه خدمات دارند. تحلیل مدل‌ها نشان می‌دهد که دسترسی منسجم و بهینه به داروها و تجهیزات، به‌ویژه در شرایط متغیر جمعیتی و اپیدمیولوژیک، با ارتقای کیفیت مراقبت و کاهش اتلاف منابع همراه است. استفاده ناکافی یا بیش‌ازحد داروها و تجهیزات می‌تواند کارایی نظام را کاهش دهد و نابرابری در دسترسی را تشدید کند [38]. تجربه کشورهایی مانند آفریقای جنوبی و نمونه‌های ارائه‌شده توسط سازمان جهانی سلامت نشان می‌دهد که تضمین کیفیت و فهرست‌بندی داروهای اساسی اثر قابل توجهی بر پوشش همگانی سلامت و بهبود نتایج درمانی دارد [39, 40]. این یافته‌ها بر اهمیت طراحی سازوکارهای مدیریت و پایش داروها و تجهیزات در چارچوب مدل‌های نظام سلامت تأکید می‌کنند تا امکان تحقق کارایی، عدالت و حفاظت مالی فراهم شود.
ارائه خدمات سلامت، به‌ویژه با رویکردهای جامعه‌محور، نقش مهمی در تطبیق خدمات با نیازهای محلی و افزایش پاسخگویی نظام سلامت دارد. تحلیل مدل‌های شناسایی‌شده نشان می‌دهد که مدل‌های جامعه‌محور با تمرکز بر مراقبت از سالمندان، مدیریت بیماری‌های مزمن و سلامت خانواده، توانسته‌اند همگامی خدمات با نیازهای جمعیت و بهبود پیامدهای سلامت را ارتقا دهند. انسجام میان خدمات سلامت، مراقبت طولانی‌مدت و حمایت‌های اجتماعی، به‌ویژه در جمعیت‌های با نیازهای پیچیده، ظرفیت نظام برای ارائه مراقبت‌های پیوسته و کارآمد را افزایش می‌دهد. تجربه استرالیا نشان می‌دهد که اقداماتی مانند مدیریت مورد، نظام ارجاع توسط پزشکان مراقبت‌های اولیه و برنامه‌های مشارکتی، زمانی موفق هستند که هماهنگی ساختاری و مشارکت جامعه به‌صورت مستمر حفظ شود [41, 42]. یافته‌های این مطالعه همچنین تأکید می‌کنند که گنجاندن سیاست‌های کارآمد در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی در طراحی مدل‌های ارائه خدمات، علاوه بر افزایش پوشش و کیفیت مراقبت، نقشی کلیدی در پایداری مالی و اثربخشی نظام سلامت ایفا می‌کند.
مدل طراحی شده در این مطالعه بر پنج بعد حکمرانی، تامین مالی، منابع انسانی، زیرساخت­ها و ارائه خدمات تاکید دارد. مدل‌های نظام سلامت در سراسر جهان از نظر ساختار و تمرکز متفاوت‌اند و بازتاب‌دهنده اولویت‌های متنوعی هستند. در سطح جهانی، تمرکز بسیاری از مدل‌ها بر یکپارچگی خدمات، ساختار سازمانی، سازوکارهای تأمین مالی و بهره‌گیری از فناوری و سامانه‌های اطلاعاتی است. در نظام‌های سلامت، سه مدل رایج شامل مدل حرفه‌ای، مدل برنامه‌ریزی متمرکز، و مدل رقابتی سازمان‌های مراقبت سلامت (HMO) شناخته شده‌اند که هر یک رویکرد متفاوتی به سازماندهی خدمات دارند. مدل حرفه‌ای، بیشتر در ساختارهای سنتی و در کشورهایی مانند ایالات متحده دیده می‌شود، مبتنی بر ارائه خدمات توسط پزشکان و متخصصان با حداقل مداخله دولت است. مدل برنامه‌ریزی متمرکز که در کشورهای اروپای غربی رایج است، بر هماهنگی و سیاست‌گذاری دولت در تمام سطوح نظام سلامت تأکید دارد. در مقابل، مدل رقابتی HMO رویکردی بازارمحور دارد و با تکیه بر رقابت میان ارائه‌دهندگان و افزایش قدرت انتخاب مصرف‌کننده، به دنبال بهبود کارایی و کنترل هزینه‌ها است. این مدل‌ها بازتاب‌دهنده تنوع در اولویت‌های کشورها در زمینه حکمرانی، تأمین مالی، و ارائه خدمات سلامت هستند [9].
از طرف دیگر مدل نظام سلامت یکپارچه (Integrated Health System Model) بر چهار دیدگاه سیستمیک، نهادی، بالینی و حکمرانی استوار است و بر هماهنگی میان ارائه‌دهندگان و سازمان‌ها برای ارائه مراقبت‌های منسجم و هماهنگ تأکید دارد [10]. در آمریکای لاتین، به‌ویژه در پرو، مدل پراکسیولوژیک (مبتنی بر عمل و تصمیم‌گیری) مطرح شده که بر ترکیبی از عناصر بخش دولتی و خصوصی، توجه به عوامل اجتماعی تعیین‌کننده سلامت، و حرکت تدریجی به‌سوی مدل بیسمارک تأکید دارد. مدل بیسمارک مبتنی بر بیمه اجتماعی و مشارکت مالی کارفرما و کارمند در تأمین منابع سلامت است [11]. مدل نظام اطلاعات سلامت ۳۶۰ درجه بر بهره‌گیری جامع از پرونده‌های الکترونیک سلامت (EHRs) برای ارائه مراقبت‌های فردمحور تأکید دارد و ادغام داده‌ها، امنیت اطلاعات و مشارکت فعال بیماران را در مرکز توجه خود قرار می‌دهد [12]. مدل‌های جدید نظام اطلاعات سلامت غیرمتمرکز با بهره‌گیری از فناوری بلاک‌چین، امنیت داده‌ها، قابلیت همکاری سامانه‌ها و کارایی مدیریت اطلاعات سلامت را بهبود می‌بخشند و امکان پردازش آنی اطلاعات و حفظ حریم خصوصی را فراهم می‌کنند [13]. مدل‌های پویایی سیستم و مبتنی بر عامل، مدل­های مبتنی بر ابزارهای ریاضی هستند که رفتار نظام سلامت را در سطوح کلان و خرد شبیه‌سازی می‌کنند. این مدل‌ها به سیاست‌گذاران کمک می‌کنند تا تأثیر مداخلات را ارزیابی کرده و عملکرد نظام سلامت را بهینه‌سازی کنند [14, 15]. مدل مراقبت مبتنی بر سواد سلامت، سواد سلامت را در تمامی جنبه‌های ارائه خدمات درمانی ادغام می‌کند و با هدف بهبود مشارکت بیمار و نتایج درمانی، اطلاعات سلامت را قابل فهم و قابل اجرا می‌سازد [16]. در این میان، مدل طراحی‌شده در مطالعه حاضر با تلفیق رویکردهای ساختاری و کارکردی و تمرکز بر ابعاد چهارگانه‌ی بنیادین، تلاش دارد چارچوبی تطبیق‌پذیر، سیاست‌محور و قابل استفاده در شرایط متنوع نظام‌های سلامت ارائه دهد که می‌تواند مبنایی برای تحلیل و طراحی مداخلات اصلاحی در سطوح مختلف باشد.
نظام‌های سلامت به‌منظور دستیابی به عملکرد مطلوب، در پی تحقق اهدافی در دو سطح میانی و نهایی هستند. اهداف میانی به ابعاد اجرایی و عملیاتی نظام اشاره دارند و شامل کیفیت، عدالت، پایداری، تاب‌آوری، کارایی، اثربخشی، اخلاق و پوشش خدمات می‌شوند که زمینه‌ساز تحقق نتایج مطلوب می‌گردند. در سوی دیگر، اهداف نهایی بر پیامدهای غایی نظام سلامت تمرکز دارند و شامل ارتقای سلامت جامعه، حفاظت مالی، پاسخگویی و رضایت مردم هستند. تحقق این اهداف مستلزم وجود فرآیندهای ارزیابی، یادگیری و بهبود مستمر در تمامی ابعاد نظام سلامت است تا با شناسایی نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت، کارایی نظام ارتقا یابد. افزون بر این، عملکرد و ساختار نظام‌های سلامت به‌شدت تحت تأثیر شرایط زمینه‌ای شامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قانونی، زیست‌محیطی و فناوری قرار دارد که می‌تواند مسیر دستیابی به اهداف را تسهیل یا تضعیف کند. اهداف میانی و نهایی نظام­های سلامت در مطالعات مختلف مورد تاکید قرار گرفته­اند [17, 18]. نظام‌های سلامت به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان عناصر کلیدی در تحقق اهداف کلان اجتماعی از جمله انسجام اجتماعی، رشد اقتصادی و پایداری زیست‌محیطی تلقی می‌شوند. دستیابی به اهداف این نظام‌ها مستلزم همکاری فرابخشی، حکمرانی مشارکتی و توانایی انطباق با شرایط متغیر سیاسی، اقتصادی و فناورانه است [18, 19]. ارزیابی مستمر، یادگیری و بهبود کیفیت از ارکان اساسی پیشرفت در جهت اهداف میانی و نهایی نظام سلامت هستند. چارچوب‌هایی نظیر ارزیابی عملکرد نظام سلامت (HSPA) با همسو کردن عملکرد نظام سلامت با آرمان‌های اجتماعی و توسعه پایدار، نقش مهمی در این مسیر ایفا می‌کنند [17, 19].
مدل طراحی‌شده در مطالعه حاضر، ضمن هم‌راستایی مفهومی با چارچوب‌های شناخته‌شده سازمان جهانی سلامت (مدل عملکرد 2000 و مدل شش بلوکی 2007)، از چند منظر دارای تمایز و ارزش افزوده است. نخست آن‌که این مدل با تفکیک ساختاری میان اهداف نهایی، اهداف میانی و عملکردهای نظام سلامت، امکان تحلیل علت و معلولی و سیاست‌محور تعامل بین ورودی‌ها و خروجی‌های نظام سلامت را فراهم ساخته است؛ امری که در مدل‌های سازمان جهانی سلامت کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. دوم، حکمرانی به‌جای آنکه صرفاً یکی از اجزای سیستم تلقی شود، به‌عنوان محور راهبردی مدل در نظر گرفته شده و طیف وسیعی از وظایف سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، مشارکت اجتماعی و پاسخ‌گویی را در بر می‌گیرد. سوم، مدل حاضر با درنظر گرفتن عوامل زمینه‌ای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فناوری و زیست‌محیطی، افق تحلیل را از سطح سازمانی به سطح بین‌بخشی ارتقا داده و قابلیت انطباق با زمینه‌های بومی را افزایش داده است. همچنین، افزودن عناصر مفهومی جدیدی نظیر یادگیری و ارزیابی مستمر، و تمرکز خاص بر رضایت مردم به‌عنوان یک هدف مستقل نهایی، این مدل را نسبت به چارچوب‌های پیشین پویا، مردم‌محور و سیاست‌پذیرتر کرده است. در مجموع، مدل پیشنهادی با تکیه بر مرور نظام‌مند و تحلیل مضامین پرتکرار در ادبیات جهانی، مدلی تلفیقی، ساده‌سازی‌شده و در عین حال ساختارمند ارائه می‌دهد که نه در تقابل با مدل‌های سازمان جهانی سلامت، بلکه در امتداد آن‌ها و با هدف تکمیل نقاط مغفول طراحی شده است.
محدودیت­ها
از آنجا که مطالعه حاضر با رویکرد مرور حیطه‌ای انجام شد، ارزیابی نظام‌مند کیفیت روش‌شناختی و میزان سوگیری مطالعات اولیه صورت نگرفت؛ بنابراین، ممکن است برخی یافته‌های استخراج‌شده تحت تأثیر مطالعات با کیفیت پایین‌تر قرار گرفته باشند. همچنین، ماهیت مرور حیطه‌ای بیشتر بر ترسیم نقشه دانش و شناسایی گستره مفاهیم و مؤلفه‌ها متمرکز است تا ارائه تحلیل انتقادی عمیق یا نتیجه‌گیری قطعی؛ ازاین‌رو، یافته‌ها عمدتاً توصیفی بوده و تعمیم یا کاربرد مستقیم آن‌ها در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری اجرایی باید با احتیاط انجام شود. از سوی دیگر، تنوع مفهومی و اصطلاح‌شناختی در ادبیات نظام سلامت و اصلاحات سلامت، احتمال عدم بازیابی برخی مطالعات مرتبط را، علی‌رغم استفاده از راهبرد جستجوی گسترده و چندمرحله‌ای، افزایش می‌دهد. محدود شدن جستجو به مطالعات منتشرشده به زبان‌های فارسی و انگلیسی و نیز حذف مطالعات فاقد متن کامل نیز ممکن است منجر به نادیده‌گرفتن برخی شواهد و تجربیات بین‌المللی شده باشد.
نتیجه ­گیری
یافته‌های این مرور حیطه‌ای نشان داد که مدل‌های نظام سلامت، علی‌رغم تنوع ساختاری و زمینه‌ای، عمدتاً حول پنج بعد بنیادین حکمرانی، تأمین مالی، منابع انسانی، زیرساخت‌ها و ارائه خدمات سلامت سامان می‌یابند. تحلیل مدل‌های استخراج‌شده بیانگر آن است که تفاوت کشورها در اولویت‌دهی به این ابعاد، بازتابی از شرایط نهادی، اقتصادی و سیاستی آن‌هاست و هیچ الگوی واحد و جهان‌شمولی برای طراحی نظام سلامت وجود ندارد. مدل تلفیقی پیشنهادی این مطالعه با ادغام رویکردهای ساختاری و کارکردی و تفکیک میان اهداف میانی و نهایی نظام سلامت، چارچوبی تحلیلی برای درک تعامل میان سیاست‌ها، سازوکارهای اجرایی و پیامدهای سلامت فراهم می‌آورد. مقایسه این مدل با چارچوب‌های شناخته‌شده، به‌ویژه مدل‌های سازمان جهانی بهداشت، نشان می‌دهد که تمرکز هم‌زمان بر حکمرانی، پایداری مالی، ظرفیت‌های اجرایی و انسجام ارائه خدمات می‌تواند مبنای طراحی اصلاحات اثربخش و زمینه‌محور قرار گیرد. در جمع‌بندی، از منظر سیاست‌گذاری و مدیریت اجرایی، چارچوب تلفیقی ارائه‌شده در این مطالعه امکان اولویت‌بندی مداخلات، بازطراحی ساختارها، بهبود تخصیص منابع و ارزیابی عملکرد نظام سلامت را به‌صورت منسجم فراهم می‌کند و می‌تواند به‌عنوان ابزاری تحلیلی برای هدایت اصلاحات در کشورها، به‌ویژه در نظام‌های سلامت در حال گذار یا دارای محدودیت‌های نهادی، مورد استفاده قرار گیرد. این چارچوب با ایجاد هم‌راستایی میان حکمرانی، تأمین مالی، منابع انسانی، زیرساخت‌ها و ارائه خدمات، به تقویت انسجام سیاستی، افزایش پایداری اصلاحات و بهبود پاسخ‌گویی نظام سلامت کمک می‌کند. در عین حال، برای توسعه دانش در این حوزه، پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده به اعتبارسنجی تجربی مدل در زمینه‌های ملی و منطقه‌ای مختلف پرداخته و نقش فناوری‌های نوین سلامت از جمله هوش مصنوعی، داده‌های بزرگ و پزشکی از راه دور را به‌عنوان یک بعد مستقل یا ویژگی تقاطعی در حکمرانی نظام سلامت به‌طور نظام‌مند بررسی کنند؛ امری که می‌تواند به ارتقای کارایی، تاب‌آوری و شواهدپذیری تصمیم‌گیری‌ها در نظام‌های سلامت منجر شود.


پیوست آنلاین
راهبردهای جستجو در پایگاه­ها
اعلان­ها
ملاحظات اخلاقی: در تمامی مراحل انجام پژوهش، اصول اخلاقی به‌دقت رعایت شد. این مطالعه دارای کد تأییدیه اخلاقی از کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران به شماره (IR.TUMS.SPH.REC.1401.012) است. پژوهشگران با پایبندی به اصل بی‌طرفی در گردآوری اطلاعات، اطمینان از دقت و صحت داده‌ها، تفسیر منصفانه یافته‌ها، رعایت امانت‌داری علمی، ارجاع صحیح به منابع، شفافیت در روش‌شناسی و پرهیز از هرگونه سوگیری در تحلیل و تفسیر داده‌ها، تلاش کردند اعتبار علمی پژوهش را حفظ نمایند.
حمایت مالی: برای انجام این پژوهش حمایت مالی از سوی هیچ سازمانی صورت نگرفته است.
تضاد منافع: پژوهشگران هیچ‌گونه تضاد منافعی در ارتباط با این مطالعه نداشته­اند.
مشارکت نویسندگان: پوریا فرخی: مفهوم‌سازی و طراحی مطالعه، روش‌شناسی، گردآوری داده، اعتبارسنجی، تحلیل داده، مدیریت داده، نگارش- پیش‌نویس، نگارش- بررسی و ویرایش، مدیریت پروژه و تأیید نهایی. علی‌محمد مصدق‌راد: مفهوم‌سازی و طراحی مطالعه، روش‌شناسی، اعتبارسنجی، تحلیل داده، نگارش- بررسی و ویرایش، سرپرستی مطالعه، مدیریت پروژه و تأیید نهایی. رحیم خدایاری زرنق: گردآوری داده، اعتبارسنجی، نگارش- بررسی و ویرایش و تأیید نهایی. ابراهیم جعفری پویان: گردآوری داده، اعتبارسنجی، نگارش- بررسی و ویرایش و تأیید نهایی.
رضایت برای انتشار: کاربرد ندارد.
دسترسی به داده­ها: داده­های مقاله را می­توان از طریق ایمیل نویسنده مسئول درخواست کرد.
استفاده از هوش مصنوعی: نویسندگان از نرم‌افزار گرامرلی برای ویرایش بخش انگلیسی این مقاله استفاده کرده‌اند. تمامی محتوای ویرایش‌شده با ابزار هوش مصنوعی توسط نویسندگان بازبینی و تأیید شده است.
قدردانی: کاربرد ندارد.
نوع مقاله: مروری | موضوع مقاله: مدیریت خدمات بهداشتی‌ و درمانی
دریافت: 1404/3/11 | پذیرش: 1405/3/21

فهرست منابع
1. Atun R, de Andrade LO, Almeida G, Cotlear D, Dmytraczenko T, Frenz P, et al. Health-system reform and universal health coverage in Latin America. The Lancet. 2015;385(9974):1230-1247. doi:10.1016/S0140-6736(14)61646-9. [DOI:10.1016/S0140-6736(14)61646-9]
2. Tenbensel T. Health reforms across the world: are they heading in the same direction, and how much change can we expect? Research in Health Services and Regions. 2023;2(1):10. doi:10.1007/s43999-023-00024-8. [DOI:10.1007/s43999-023-00024-8]
3. Mosadeghrad AM. Rethinking health reforms in Iran: letter to the editor. Tehran University Medical Journal. 2020;78(7):473-474. [In Persian]. Available from: http://tumj.tums.ac.ir/article-1-10750-fa.html.
4. Bayat M, Kashkalani T, Khodadost M, Shokri A, Fattahi H, Seproo FG, et al. Factors associated with failure of health system reform: a systematic review and meta-synthesis. Journal of Preventive Medicine and Public Health. 2023;56(2):128. doi:10.3961/jpmph.22.394. [DOI:10.3961/jpmph.22.394]
5. Kumar S, Mangal A, Mangal DK. Health policy and health system. In: Gupta SD, editor. Healthcare System Management: Methods and Techniques. Singapore: Springer Nature Singapore; 2022. p. 19-45. doi:10.1007/978-981-19-3076-8. [DOI:10.1007/978-981-19-3076-8]
6. Siddiqi S, Mataria A, Rouleau KD, Iqbal M. Making Health Systems Work in Low and Middle Income Countries: Textbook for Public Health Practitioners. Cambridge: Cambridge University Press; 2022. Available from: https://doi.org/10.1017/9781009211086 [DOI:10.1017/9781009211086.]
7. Frenk J. Dimensions of health system reform. Health Policy. 1994;27(1):19-34. doi:10.1016/0168-8510(94)90155-4. [DOI:10.1016/0168-8510(94)90155-4]
8. Arksey H, O'Malley L. Scoping studies: towards a methodological framework. International Journal of Social Research Methodology. 2005;8(1):19-32. doi: [DOI:10.1080/1364557032000119616]
9. Ellwood P. Models for organizing health services and implications of legislative proposals. Milbank Quarterly. 2005;83(4):73-101. Available from: https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC2690280/ [DOI:10.1111/j.1468-0009.2005.00426.x]
10. Martin L, Knowles E. Model for an integrated health system. Journal of Integrated Care. 2019;28:161-170. doi: 10.1108/JICA-08-2019-0034. [DOI:10.1108/JICA-08-2019-0034]
11. Lázaro ARF. Peruvian health system: proposal for a new model. Open Science Journal. 2020;5(3). doi:10.23954/osj.v5i3.2373. [DOI:10.23954/osj.v5i3.2373]
12. Magalhães D, Martins J, Branco F, Au-Yong-Oliveira M, Gonçalves R, Moreira F. A proposal for a 360° information system model for private health care organizations. Expert Systems. 2020;37:e12420. doi:10.1111/exsy.12420. [DOI:10.1111/exsy.12420]
13. Manoharan J, Ali A, Aljohani M, Soni A, Gowrishankar, Upadhyay S. Experimental possibilities of decentralized health information system interoperability using blockchain technology. In: 2024 International Conference on Sustainable Communication Networks and Applications (ICSCNA); 2024. p. 432-438. Available from: https://ieeexplore.ieee.org/document/10863833. [DOI:10.1109/ICSCNA63714.2024.10863833]
14. Cassidy R, Singh N, Schiratti P, Semwanga A, Binyaruka P, Sachingongu N, et al. Mathematical modelling for health systems research: a systematic review of system dynamics and agent-based models. BMC Health Services Research. 2019;19(1):845. doi: 10.1186/s12913-019-4627-7. [DOI:10.1186/s12913-019-4627-7]
15. Atkinson J, Wells R, Page A, Dominello A, Haines M, Wilson A. Applications of system dynamics modelling to support health policy. Public Health Research and Practice. 2015;25(3):e2531531. doi: 10.17061/phrp2531531. [DOI:10.17061/phrp2531531]
16. Koh H, Brach C, Harris L, Parchman M. A proposed "health literate care model" would constitute a systems approach to improving patients' engagement in care. Health Affairs. 2013;32(2):357-367. Available from: https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC5102011/ [DOI:10.1377/hlthaff.2012.1205]
17. Murray CJL, Frenk J. A framework for assessing the performance of health systems. Bulletin of the World Health Organization. 2000;78(6):717-731. Available from: https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/10916909/
18. Kieny MP, Bekedam H, Dovlo D, Fitzgerald J, Habicht J, Harrison G, et al. Strengthening health systems for universal health coverage and sustainable development. Bulletin of the World Health Organization. 2017;95(7):537-539. doi: 10.2471/BLT.16.187476. [DOI:10.2471/BLT.16.187476]
19. McKee M, Suhrcke M, Nolte E, Lessof S, Figueras J, Durán A, et al. Health systems, health, and wealth: a European perspective. The Lancet. 2009;373(9660):349-351. doi: 10.1016/S0140-6736(09)60098-2. [DOI:10.1016/S0140-6736(09)60098-2]
20. Khatri R, Endalamaw A, Erku D, Wolka E, Nigatu F, Zewdie A, et al. Contribution of health system governance in delivering primary health care services for universal health coverage: a scoping review. PLOS One. 2025;20. doi:10.1371/journal.pone.0318244. [DOI:10.1371/journal.pone.0318244]
21. Pyone T, Smith H, Van Den Broek N. Frameworks to assess health systems governance: a systematic review. Health Policy and Planning. 2017;32:710-722. doi: 10.1093/heapol/czx007. [DOI:10.1093/heapol/czx007]
22. Abimbola S, Negin J, Martiniuk A, Jan S. Institutional analysis of health system governance. Health Policy and Planning. 2017;32:1337. doi: 10.1093/heapol/czx065. [DOI:10.1093/heapol/czx065]
23. Bigdeli M, Rouffy B, Lane B, Schmets G, Soucat A. Health systems governance: the missing links. BMJ Global Health. 2020;5. doi: 10.1136/bmjgh-2020-003106. [DOI:10.1136/bmjgh-2020-002533]
24. Mathauer I, Torres LV, Kutzin J, Jakab M, Hanson K. Pooling financial resources for universal health coverage: options for reform. Bulletin of the World Health Organization. 2019;98:132-139. doi: 10.2471/BLT.19.234153. [DOI:10.2471/BLT.19.234153]
25. Karamagi H, Njuguna D, Kidane S, Djossou H, Kipruto H, Seydi A, et al. Financing health system elements in Africa: a scoping review. PLOS ONE. 2023;18. doi: 10.1371/journal.pone.0291371. [DOI:10.1371/journal.pone.0291371]
26. Asante A, Wasike W, Ataguba J. Health financing in Sub-Saharan Africa: from analytical frameworks to empirical evaluation. Applied Health Economics and Health Policy. 2020;18:743-746. doi: 10.1007/s40258-020-00618-0. [DOI:10.1007/s40258-020-00618-0]
27. Uduma N, Oyebamiji HO, Abdulkareem MO, Ezeamii VC, Musa Z, Nwokedi V. A systematic review of healthcare financing models and their impact on universal health coverage progress in Sub-Saharan Africa. Journal of Pharma Insights and Research. 2025;3(3). doi: 10.69613/dz4t2m26. [DOI:10.69613/dz4t2m26]
28. Stanimirović D, Brinovec R. Management of health care workforce: conceptualizing a structural model of human resource planning in healthcare in Slovenia. 2023;28(1):29-43. doi: 10.30924/mjcmi.28.1.3. [DOI:10.30924/mjcmi.28.1.3]
29. Mackenzie A, Murphy T, Audas R. A dynamic, multi-professional, needs-based simulation model to inform human resources for health planning. Human Resources for Health. 2019;17. doi: 10.1186/s12960-019-0416-5. [DOI:10.1186/s12960-019-0376-2]
30. Mostafa A, Gould-Williams J, Bottomley P. High-performance human resource practices and employee outcomes: the mediating role of public service motivation. Public Administration Review. 2015;75:747-757. doi: 10.1111/puar.12454. [DOI:10.1111/puar.12454]
31. Kitsios F, Kamariotou M. Job satisfaction behind motivation: an empirical study in public health workers. Heliyon. 2021;7(4). doi: 10.1016/j.heliyon.2021.e06857. [DOI:10.1016/j.heliyon.2021.e06857]
32. Rój J. Inequality in the distribution of healthcare human resources in Poland. Sustainability. 2020;12(5):2043. doi: 10.3390/su12052043. [DOI:10.3390/su12052043]
33. Van de Voorde M, Bouckaert N. Health system performance assessment: how equitable is the Belgian health system? European Journal of Public Health. 2022;32(Supplement_3):ckac129.244. doi: 10.1093/eurpub/ckac129.244. [DOI:10.1093/eurpub/ckac129.244]
34. Sheikh A, Anderson M, Albala S, Casadei B, Franklin BD, Richards M, et al. Health information technology and digital innovation for national learning health and care systems. The Lancet Digital Health. 2021;3(6):e383-e396. doi: 10.1016/S2589-7500(21)00019-1. [DOI:10.1016/S2589-7500(21)00005-4]
35. Bardhan IR, Thouin MF. Health information technology and its impact on the quality and cost of healthcare delivery. Decision Support Systems. 2013;55(2):438-449. doi: 10.1016/j.dss.2013.02.009. [DOI:10.1016/j.dss.2013.02.009]
36. Wagenaar B, Hirschhorn L, Henley C, Gremu A, Sindano N, Chilengi R, et al. Data-driven quality improvement in low- and middle-income country health systems: lessons from seven years of implementation experience across Mozambique, Rwanda, and Zambia. BMC Health Services Research. 2017;17. doi: 10.1186/s12913-017-2175-3. [DOI:10.1186/s12913-017-2661-x]
37. Ibeneme S, Karamagi H, Muneene D, Goswami K, Chisaka N, Okeibunor J. Strengthening health systems using innovative digital health technologies in Africa. Frontiers in Digital Health. 2022;4. doi: 10.3389/fdgth.2022.870408. [DOI:10.3389/fdgth.2022.854339]
38. Weekes L. Improving use of medicines and medical tests in primary care. Improving Use of Medicines and Medical Tests in Primary Care. 2020. doi: 10.1007/978-981-15-2333-5. [DOI:10.1007/978-981-15-2333-5]
39. Ozawa S, Higgins CR, Yemeke TT, Nwokike JI, Evans L, Hajjou M, et al. Importance of medicine quality in achieving universal health coverage. PLOS ONE. 2020;15(7):e0232966. doi: 10.1371/journal.pone.0232966. [DOI:10.1371/journal.pone.0232966]
40. Greene JA. Making medicines essential: The emergent centrality of pharmaceuticals in global health. BioSocieties. 2011;6(1):10-33. doi: 10.1057/biosoc.2010.36. [DOI:10.1057/biosoc.2010.36]
41. Bolland JM, Wilson JV. Three faces of integrative coordination: a model of interorganizational relations in community-based health and human services. Health Services Research. 1994;29(3):341-366. doi: 10.1111/j.1475-6773.1994.tb00350.x.
42. Fine MD. Coordinating health, extended care, and community support services: reforming aged care in Australia. Journal of Aging and Social Policy. 1999;11(1):67-90. doi: 10.1300/J031v11n01_05. [DOI:10.1300/J031v11n01_05]

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مدیریت سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Health Administration

Designed & Developed by : Yektaweb