جلد 28، شماره 2 - ( 6-1404 )                   جلد 28 شماره 2 صفحات 52-38 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Adibi P, Zare-Farashbandi F, Ghasabi F, Monajemi A, Soltani A, Hashemian M. Dimensions of health pseudoscience: a qualitative study. jha 2025; 28 (2) :38-52
URL: http://jha.iums.ac.ir/article-1-4622-fa.html
ادیبی پیمان، زارع فراشبندی فیروزه، قصابی فاطمه، منجمی علیرضا، سلطانی اکبر، هاشمیان محمدرضا. ابعاد شبه‌علم در حوزه سلامت: یک مطالعه کیفی. فصلنامه مدیریت سلامت. 1404; 28 (2) :38-52

URL: http://jha.iums.ac.ir/article-1-4622-fa.html


1- مرکز تحقیقات گوارش و کبد، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران.
2- مرکز تحقیقات فناوری اطلاعات در امور سلامت، دانشکده مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران.
3- گروه روابط عمومی، دانشگاه علمی- کاربردی نجف‌آباد، اصفهان، ایران و گروه روابط عمومی، دانشگاه علمی- کاربردی نجف‌آباد، اصفهان، ایران
4- دانشگاه علوم پزشکی مجازی، گروه فلسفه علم و فناوری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران. و گروه علوم انسانی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مجازی، تهران، ایران
5- گروه داخلی، مرکز تحقیقات پزشکی مبتنی بر شواهد، پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.
6- گروه کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی، دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز، اهواز، ایران. ، mr.hashemian553@gmail.com
واژه‌های کلیدی: شبه علم، علم، سلامت
متن کامل [PDF 998 kb]   (326 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (667 مشاهده)
متن کامل:   (333 مشاهده)
 
مقدمه
گسترش شبه‌علم و پذیرش آن مشکلی نگران‌کننده در سراسر جهان است که توجه پژوهشگران و دانشمندان بسیاری را به خود جلب کرده است [1]. شبه‌علم ادعاهایی هستند که علمی به‌نظر می‌رسند، درحالی­که  فاقد شواهد تأییدکننده و قابل قبول [2] و معیارهای پژوهش‌های علمی هستند. در واقع، شبه‌علم با تولید نتایج غیرقابل تکرار، نادرست و یا جعلی و داده‌های پژوهشی غیر مفید مشخص می­شود [3]. شبه‌علم مردم را از واقعیت‌های عینی دور می‌کند و به‌سوی خرافات و باورهای غیرمنطقی می‌کشاند [4]. مواردی مانند طالع‌بینی، تفکرات جادویی، طب جایگزین، تجربه‌های نزدیک به مرگ، بشقاب پرنده­ها، مثلث برمودا، هومیوپاتی (Homeopathy)، تناسخ و مانند آن از مصادیق شبه‌علم محسوب می‌شوند [5].
با توجه به پیامدهای شبه‌علم در حوزه پزشکی و مراقبت­های سلامت، تعیین مرز آن با علم این حوزه حائز اهمیت است [6]. شبه‌علم می­تواند برای بیماران مضر باشد و حتی گاهی منجر به مرگ شود. از سوی دیگر، اعتماد عمومی به پزشکی علمی و مبتنی بر شواهد را تضعیف می‌نماید [7]. مطالعات نیز نشان داده‌اند که به‌رغم پیشرفت‌های علمی، شبه‌علم تهدیدی جدی برای مفهوم پزشکی مبتنی بر شواهد به حساب می‌آید [3]. نتایج مطالعه سالوادور ماتا [8] نشان داد که حتی در بین داروسازان، درجاتی از گرایش مثبت به شبه‌علم وجود دارد. نتایج پژوهش تاشنر و همکاران [9] نشان داد که باورهای شبه‌‌علمی مرتبط با درمان در بین عموم مردم شیوع زیادی دارد. ترابی و ستوده [10] در یک مطالعه پیمایشی به بررسی نقش اخبار جعلی بر پذیرش واکسن کووید-19در بین دانشجویان پرداختند و به این نتیجه رسیدند که پذیرش اخبار جعلی درباره واکسن کووید-19 می‌تواند به کاهش پذیرش واکسن بیانجامد. یافته‌های این پژوهش دلالت بر نقش سواد تشخیص اخبار جعلی در کنترل رفتار افراد و در نتیجه ارتقای سلامت جامعه دارد.
شبه‌علم به مجموعه‌ای از باورها، ادعاها یا روش‌هایی اطلاق می‌شود که با ظاهر و زبان علم ارائه می‌شوند ولی فاقد شواهد تجربی معتبر، آزمون پذیری و روش‌شناسی عملی هستند و با اصول بنیادین علمی در تضادند. از دیدگاه کارل پوپر، مهمترین ویژگی متمایزکننده علم از شبه‌علم، ابطال‌پذیری است؛ یعنی ادعاهای علمی باید قابلیت آزمون و رد شدن داشته باشند، در حالی‌که شبه‌علم معمولا ادعاهایی غیر قابل ابطال و مقاوم در برابر نقد و بازنگری ارائه می‌دهد. لیلیانفیلد و همکاران [11] تأکید می‌کنند که شبه‌علم ادعاهایی است که با تظاهر به علمی بودن، فاقد شواهد معتبر بوده و به‌جای روش علمی، بر شواهد حکایتی، تجربه شخصی و منابع غیر قابل اعتماد تکیه دارند. در این مطالعه، شبه‌علم به‌عنوان مجموعه‌ای از باورها یا فعالیت‌هایی تعریف می‌شود که در ظاهر علمی هستند ولی فاقد شواهد تجربی معتبر، روش‌شناسی علمی و قابلیت نقد و بازنگری هستند و می‌توانند پیامدهای منفی برای سلامت فرد و جامعه داشته باشند.
گسترش باورهای شبه‌علم به دلیل پیامدهای گسترده اجتماعی، اقتصادی و سلامتی، نگرانی‌های فزاینده‌ای را در میان متخصصان حوزه‌های علمی ایجاد کرده است [1]. به‌ویژه در حوزه سلامت، این باورها می‌توانند منجر به تصمیم‌گیری‌های نادرست، تأخیر در درمان و حتی تهدید جان افراد شوند. لیلیانفیلد [11] با تأکید بر این موضوع اشاره می‌کند که شبه‌علم علاوه بر عموم مردم، بر متخصصان نیز نأثیر می‌گذارد و می‌تواند از طریق سازوکارهای روان‌شناختی مانند سوگیری تأییدی منجر به پذیرش نادرست آن شود. این پذیرش گسترده به تقویت چرخه انتشار شبه‌علم و تضعیف اعتماد عمومی به علم رسمی دامن می‌زند. با توجه به این چالش‌ها، شناسایی دقیق ویژگی‌ها و مؤلفه‌های شبه‌علم به‌ویژه در حوزه سلامت ضرورتی انکارناپذیر محسوب می‌شود. بر این اساس، هدف از انجام مطالعه حاضر شناسایی مفاهیم و روابط معنایی شبه‌علم در حوزه سلامت و شناسایی راه‌کارهای پرهیز از رواج آن بود.

روش ها
این مطالعه کیفی با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مرسوم با هدف شناسایی مفاهیم، علل بروز، روش تشخیص، پیامدها و راه­های مقابله با شبه‌علم در حوزه سلامت انجام شد. در پژوهش‌های کیفی، معمولاً از نمونه‌گیری هدفمند برای انتخاب موارد غنی از اطلاعات استفاده می‌کنند [12]. برای این نوع نمونه‌گیری، راهبردهای مختلف مطرح شده است که یکی از متداول‌ترین آنها تنوع حداکثری است که در آن افرادی با دیدگاه‌های متفاوت در زمینه پدیده مورد پژوهش، انتخاب می‌شوند. معیارهای انتخاب تنوع حداکثری بستگی به نوع مطالعه دارد اما می‌تواند شامل مواردی مانند نژاد، جنس، سطح تحصیلات یا هر تعداد عوامل دیگر باشد که موجب تمایز مشارکت‌کنندگان از یکدیگر می‌شود [13]. بر  این اساس، در پژوهش حاضر، نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد و سعی شد از راهبرد حداکثر تنوع از نظر جنسیت، تخصص، مرتبه دانشگاهی و سطح تحصیلات استفاده شود. معیارهای ورود مشارکت‌کنندگان عبارت بودند از: 1) داشتن اطلاعات، دانش  یا تجربه لازم در زمینه شبه‌علم (افرادی وارد مطالعه شدند که سابقه انجام فعالیت‌های پژوهشی مانند پایان‌نامه، مقاله یا کتاب در یکی از این دو حوزه را داشتند)؛ 2) تمایل به مشارکت در مطالعه. بر این اساس، از میان 39 نفری که برای مطالعه دعوت شدند، ۲۸ نفر موافقت کردند و تا پایان پژوهش مشارکت داشتند. 11 نفر به دلایل مختلف از جمله مشغله‌های شخصی و عدم تمایل به بحث درباره تجارب خود با شبه‌علم از شرکت در مطالعه انصراف دادند. بدین ترتیب، چهار پزشک، پنج هیأت علمی صاحب‌نظر در حوزه علم، شش نفر از اصحاب رسانه، هفت بیمار و شش نفر از بین مبادرت‌کنندگان به استفاده از شبه‌علم وارد مطالعه شدند (تعداد کل شرکت‌کنندگان= 28 نفر). برای شناسایی و جذب مبادرت‌کنندگان به استفاده از شبه علم، با توجه به حساسیت و احتیاط این گروه، راه‌کارهای متعددی برای جلب اعتماد و افزایش تمایل به مشارکت به‌کار گرفته شد. این راه‌کارها شامل: توضیح شفاف اهداف پژوهش و تأکید بر بی طرفی، تضمین محرمانگی و ناشناس ماندن اطلاعات، استفاده از واسطه‌های مورد اعتماد برای معرفی، ایجاد فضای دوستانه و غیر رسمی در مصاحبه بود. در مطالعات کیفی، مشارکت‌کنندگان تا حدی درگیر مطالعه می‌شوند که دیگر مطلب تازه‌ای وجود نداشته باشد و در واقع داده‌ها به حد اشباع برسند [14]. پس از این‌که پژوهشگران دریافتند که مصاحبه‌های جدید، مطلب تازه‌ای به مصاحبه‌های قبلی اضافه نمی‌نمایند، انجام مصاحبه‌ها متوقف شد. در این مطالعه، با 28 مصاحبه اشباع حاصل شد.
داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه­ساختاریافته توسط دو پژوهشگر (م.ه. و ف. ز.) جمع‌آوری شد. ابتدا در یک مطالعه مقدماتی، راهنمای مصاحبه با سه مشارکت‌کننده (یک پزشک، یک بیمار و یک اصحاب رسانه) آزمایش شد و بر اساس بازخوردها، اصلاحاتی در ترتیب سوالات و وضوح عبارات انجام گرفت. قبل از شروع مصاحبه، راهنمای مصاحبه در اختیار مصاحبه‌شوندگان قرار گرفت و در آن فواید بالقوه مطالعه برای آنها توضیح داده شد. برخی از پرسش‌های مصاحبه شامل این موارد بود: به نظر شما روش‌های تشخیص شبه‌علم و اختلالات اطلاعاتی چیست؟ به‌نظر شما عوارض و پیامدهای شیوع شبه‌علم و اختلالات اطلاعاتی کدامند؟ محل، زمان، و نحوه انجام هر مصاحبه با نظر مشارکت‌کنندگان تعیین شد و مدت مصاحبه‌ها بین 15 تا 60 دقیقه متغیر بود. مصاحبه‌ها تا حد امکان به‌صورت حضوری انجام شد. از مجموع 28 مصاحبه انجام شده، 19 مصاحبه به‌صورت حضوری و 9 مصاحبه بر اساس ترجیح و شرایط مشارکت‌کننده، به‌صورت تلفنی انجام شد. مصاحبه‌ها با کسب اجازه از مشارکت‌کنندگان ضبط شد و به تمام مشارکت‌کنندگان اطمینان داده شد که مطالب ذکر شده محرمانه خواهد ماند و همچنین، هر زمان که بخواهند می‌توانند از مطالعه خارج شوند. ویژگی‌های فردی افراد ثبت شد و در حین مصاحبه‌ها یادداشت‌برداری نیز انجام می­شد. به هر یک از مشارکت­کنندگان یک کد اختصاص داده شد.
پس از انجام هر مصاحبه، متن مکتوب مصاحبه‌ها برای تحلیل وارد نرم‌افزار MaxQda نسخه 10 شد.  داده‌ها به‌طور همزمان جمع‌آوری و تحلیل شدند. به‌عبارتی،‌ هر مصاحبه قبل از مصاحبه بعدی کدگذاری و تحلیل شد. برای شناسایی واحد تحلیل، پژوهشگران متون مصاحبه‌ها را مکرراً بررسی کردند. سپس، با توجه به این­که واحد تحلیل، یک جمله در نظر گرفته می‌شد، جملات چندین بار خوانده و بازخوانی شدند تا مشخص شود کدام جملات یا عبارات معانی اصلی را به ذهن محقق می‌رساند. بدین ترتیب، با توجه به واحد تحلیل، متون مصاحبه جمع‌بندی و کدها استخراج شد. پس از شکل‌گیری کدها، کدهای مشابه با هم ادغام شدند و سپس کدهای دارای معنای مشابه در کنار هم قرار گرفتند و زیرمجموعه‌هایی را تشکیل دادند. همچنین، زیرمجموعه‌ها با هم مقایسه شدند و زیرمجموعه‌های مرتبط با به یک مفهوم، در کنار هم قرار گرفتند و دسته‌بندی‌ها را تشکیل دادند.
برای دقت مطالعه، یک بازبین خارجی متن مصاحبه‌ها را دوباره کدگذاری کرد. به‌طور متوسط، ​​86 درصد توافق بر سردسته‌ها و زیرمجموعه‌های استخراج شده بین دو کدگذار وجود داشت. موارد اختلاف به‌طور مشترک برای دستیابی به توافق نهایی مورد بحث قرار گرفت. همچنین، خلاصه‌ای از مضامین استخراج شده همراه با متن نقل قول‌ها در اختیار پنج نفر از مشارکت­کنندگان قرار گرفت و از آنان خواسته شد تا مشخص بودن یا نبودن تناسب مضامین و نقل‌قول‌ها را تأیید کنند. در این مورد نیز بین پنج شرکت‌کننده، 76 تا 94 درصد توافق صورت گرفت. برای تأمین دقت و اعتبار داده‌ها نیز از معیارهای چهارگانه لینکن و گوبا (قابلیت اعتبار، انتقال‌پذیری، قابلیت ثبات، تأییدپذیری) استفاده شد. برای افزایش قابلیت اعتبار، پژوهشگران با صرف زمان کافی در جمع‌آوری، بازخوانی و تحلیل داده‌ها به اشباع نظری رسیدند. همچنین، خلاصه یافته‌ها و مضامین استخراج شده به پنج نفر از مشارکت‌کنندگان داده شد تا صحت و تناسب آن با تجارب واقعی آنها تأیید شود. برای انتقال‌پذیری، نمونه‌گیری با حداکثر تنوع و توصیف دقیق فرآیند پژوهش انجام شد. قابلیت اعتماد با مستندسازی کامل فرآیند پژوهش و بازبینی کدگذاری توسط دو پژوهشگر تأمین شد. برای تأییدپذیری، تمام مراحل تصمیم‌گیری پژوهشی و داده‌های خام، مستندسازی و نگهداری شد تا امکان بازبینی مستقل فراهم شود. 
یافته ها
در جدول 1 مشخصات جمعیت‌شناختی مشارکت‌کنندگان در مطالعه ارائه شده است.  همچنین، یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی پنج مقوله اصلی شامل "تعاریف و مفاهیم"، "دلایل و راه­های بروز و شیوع"، "روش تشخیص"، "پیامدها و عوارض"، و "راه­های مقابله و تدبیر" شد. علاوه‌براین، تحلیل نظرات پنج گروه مشارکت­کننده (پزشکان، اساتید، مبادرت­کنندگان، اصحاب رسانه و بیماران) منجر به شناسایی 19 مقوله فرعی شد.
جدول 1. اطلاعات جمعیت‌شناختی مشارکت‌کنندگان
ردیف حوزه فعالیت تحصیلات جنسیت سایر توضیحات
1 تدریس دکترای تخصصی پزشکی اجتماعی زن هیأت علمی
2 تدریس دکتری تخصصی- طب سنتی زن هیأت علمی گروه طب سنتی
3 تدریس دکتری تخصصی- طب ایرانی زن هیأت علمی گروه طب سنتی
4 تدریس دکترای تخصصی فلسفه علم و تکنولوژی مرد هیأت علمی
5 تدریس دکترای فلسفه مرد هیأت علمی
6 پزشکی دکتری حرفه‌ای- پزشکی زن مدیر بیمارستان
7 پزشکی دکتری حرفه‌ای- پزشکی زن معاون شبکه بهداشت
8 پزشکی دکتری حرفه‌ای- داروسازی زن مالک و مدیر داروخانه
9 پزشکی دکتری حرفه‌ای- پزشکی مرد دارای مطب
10 رسانه و خبرنگاری دکتری حرفه‌ای- پزشکی مرد  طرح در بیمارستان
11 رسانه و خبرنگاری دکتری حرفه‌ای- داروسازی مرد مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی
12 رسانه و خبرنگاری کارشناسی بهداشت محیط و جامعه‌شناسی زن ادمین و بلاگر اینستاگرام مرتبط با سلامت
جدول 1. ادامه
ردیف حوزه فعالیت تحصیلات جنسیت سایر توضیحات
13 رسانه و خبرنگاری دانشجوی دکتری حرفه‌ای- پزشکی زن بلاگر اینستاگرام (مرتبط با سلامت)
14 رسانه و خبرنگاری کارشناسی اپیدمیولوژی زن توسعه‌دهنده وب‌سایت مرکز تحقیقات سلامت
15 رسانه و خبرنگار کارشناس ارشد رونامه نگاری زن خبرنگار حوزه سلامت
16 بیمار - زن دارای تجربه تجویز طب سنتی
17 بیمار - مرد دارای تجربه تجویز طب سنتی
18 بیمار - زن دارای تجربه تجویز طب سنتی
19 بیمار - مرد دارای تجربه تجویز طب سنتی
20 بیمار - زن دارای تجربه تجویز طب سنتی
21 بیمار - زن دارای تجربه تجویز طب سنتی
22 بیمار - مرد دارای تجربه تجویز طب سنتی
23 مبادرت­کنندگان به شبه­علم کارشناسی مرد فعال طب سنتی و سلامت
24 مبادرت­کنندگان به شبه­علم پزشک عمومی مرد فعال در طب سنتی، طب عربی، طب چینی، یونانی، طب سنتی ایرانی و اسلامی
25 مبادرت­کنندگان به شبه­ علم پژوهشگر مرکز تحقیقات گیاهان دارویی مرد فعال در طب سنتی
26 مبادرت­ کنندگان به شبه­ علم استاد دانشگاه مرد فعال در طب ایرانی
27 مبادرت­ کنندگان به شبه­ علم پزشک عمومی مرد فعال در حجامت، فصد، زالودرمانی، گیاه درمانی
28 مبادرت­ کنندگان به شبه ­علم دارنده عطاری (تجربی) مرد فعال طب سنتی و طب کل­نگر
در مقوله تعاریف و مفاهیم شبه‌علم سلامت، چهار مقوله فرعی شناسایی شد که عبارتند از: اختلال در روش‌شناسی، اختلال در فرایند انتشار و اطلاع‌رسانی، قصد و نیت، و ویژگی‌ها ( جدول 2). در حوزه روش‌شناسی، یکی از اعضای هیأت علمی در این باره گفت: «خیلی از این روش‌ها فقط با تجربه شخصی یا تبلیغ در شبکه‌های اجتماعی رواج پیدا می‌کنند و اصلا مبنای علمی ندارند» (P1). مشارک‌کنندگان بر ابهام موجود در مرز بین علم و شبه‌علم تأکید داشتند. به‌عنوان نمونه، یکی از اساتید پزشکی بیان کرد: «شبه‌علم خودش را مانند علم نشان میدهد؛ تشخیص آن گاهی حتی برای متخصصان هم دشوار است... ما نیازمند معیارهای عینی‌تری هستیم.» (P4). در مقوله ویژگی‌های شبه‌علم یکی از مبادرت‌کنندگان به استفاده از شبه‌علم در حوزه طب سنتی گفت: «علم رسمی خیلی محدود است... ما چیزهایی را تجربه می‌کنیم که دانشگاه‌ها قبول ندارند، ولی در نهایت مردم نتیجه می‌گیرند» (P23).
جدول 2. تعاریف و مفاهیم شبه‌علم سلامت
دلایل و راه‌های بروز و شیوع شبه‌علم سلامت شامل پنج مقوله فرعی تبلیغات غیرواقعی، روش ترویج و تبلیغات، هدف، سواد ناکافی، و سایر عوامل بودند که در جدول 3 نشان داده شده است. یکی از بیماران مبتلا به سرطان در باره دلایل بروز شبه‌علم گفت: «هر روز در شبکه‌های اجتماعی با ادعاهای درمان قطعی سرطان با روش‌های گیاهی روبه‌رو می‌شوم... این پیام‌ها آنقدر تکرار می‌شوند که گاهی خودم هم شک می‌کنم.» (P18).
جدول 3. دلایل و راه‌های بروز و شیوع شبه‌علم سلامت
 
در جدول 4، روش‌های تشخیص شبه‌علم سلامت بر اساس نظرات مشارکت­کنندگان نشان داده شده است. روش تشخیص شبه‌علم شامل دو مقوله فرعی متخصصان و شواهد و مستندات است که تنها توسط پزشکان و اساتید مطرح شد و سایر شرکت­کنندگان نظری در این خصوص نداشته­اند.
  
جدول 4. روش­های تشخیص شبه‌علم سلامت
مقوله فرعی پزشکان اساتید مبادرت­کنندگان اصحاب رسانه بیماران
متخصصان تشخیص توسط متخصصین رشته، شناسایی علائم خطر،  شناخت معیارهای علمی - - -
شواهد و مستندات انطباق با شواهد صحیح- آزمایش شناسایی منابع و اعتبار منبع - - -
 
در جدول 5، سه مقوله فرعی شناسایی شده (سلامت، اقتصادی، علمی) در خصوص پیامدها و عوارض شبه‌علم سلامت از دیدگاه مشارکت‌کنندگان ارائه داده شده است. یکی از اساتید در این باره گفت: «بیماران گاهی هزینه‌های میلیونی برای درمان‌های بی‌اساس می‌پردازند... این یعنی منابع مالی محدود آنها به‌جای درمان مؤثر، هدر می‌رود». (P3)
  
جدول 5. پیامدها و عوارض شبه‌علم سلامت
مقوله فرعی پزشکان اساتید مبادرت­کنندگان اصحاب رسانه بیماران
سلامت آسیب­های سلامتی از دست دادن فرصت طلایی درمان خطا و اشتباه در درمان - -
اقتصادی ضررهای مالی برای مردم - - -
علمی خدشه‌دار کردن بنیان­های علم - - -
 
در جدول 6، مقوله­های فرعی مرتبط با تدبیر و راهکارهای مقابله با شبه‌علم سلامت نشان داده شده است که شامل آموزش عمومی، آموزش دانشگاهی، تفکر نقادانه، اطلاع‌رسانی مناسب و راه‌کارهای نظارتی است. در این راستا، یکی از روزنامه‌نگاران پیشنهاد جالبی ارائه داد: «ما در رسانه باید مانند فیلتر عمل کنیم... قبل از انتشار هر مطلب سلامت، از متخصصان تأییدیه بگیریم.» (P15)
 
جدول 6. تدبیر و راهکارهای مقابله با شبه‌علم سلامت
مقوله فرعی پزشکان اساتید مبادرت­کنندگان اصحاب رسانه بیماران
آموزش عمومی آموزش همگانی، افزایش سواد رسانه‌ای اطلاع­رسانی، ارتقای سواد علمی مردم، افزایش سواد سلامت - آموزش، سواد اطلاعاتی، سواد سلامت، آموزش از طریق رسانه های گروهی آموزش
آموزش دانشگاهی تقویت دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی پزشکی مبتنی بر شواهد، تأکید بر روش شناسی علمی آموزش آکادمیک، تلفیق طب جدید و طب سنتی، کار تلفیقی در کنار پزشک، استفاده از آموزش‌های اساتید مجرب طب سنتی     - -
تفکر نقادانه - رواج تفکر انتقادی - تفکر نقادانه -
اطلاع‌رسانی مناسب تبلیغات مؤثر،تقویت سیستم‌های اطلاع­رسانی دولتی - - ساده سازی اطلاعات تخصصی، توجه به اعتبار منبع اطلاعاتی، بررسی تاریخ انتشار  ارائه اطلاعات توسط متخصصین،دسترسی به منابع معتبر
نظارتی حمایت دولتی
مقابله با نظرات بی‌تفاوت گرایانه، فرهنگ سازی فعالیت زیر نظر وزارت بهداشت و دانشگاه­های علوم پزشکی
تدوین استاندارد سنجش صحت اطلاعات آنلاین، بررسی انگیزه منتشرکننده -

شکل 1 شمای کلی ابعاد مختلف شبه‌علم سلامت را نشان می‌دهد.


نمودار 1. شمای کلی ابعاد مختلف شبه‌علم سلامت
 
بحث
مشارکت‌کنندگان ابعاد شبه‌علم را در پنج مقوله «تعاریف و مفاهیم»، «دلایل و راه­های بروز و شیوع»، «روش­ تشخیص»، «پیامدها و عوارض»، و «تدبیر و راهکارهای مقابله» مطرح کردند. در ادامه هر یک از مقوله­های شناسایی شده مورد بررسی و بحث قرار می‌گیرند.
تعاریف و مفاهیم
با توجه به این­که تفاوت بین ادعاهای علمی و شبه‌علمی همیشه ساده نیست [11]، تعریف دقیق و جامع از شبه‌علم می‌تواند مرز بین علم و شبه‌علم را مشخص نماید که باعث شناسایی بهتر شبه‌علم و ساده‌تر شدن برنامه­ریزی برای تدبیر و مقابله با آن خواهد شد. دورگت و مونتچی [15] مرزبندی بین شبه‌علم و علم را هم از جنبه نظری و هم از جنبه عملی مهم می­دانند. از دیدگاه آنان داده‌های شبه‌علمیِ نادرست ممکن است منجر به القای حس ناکارآمدی پزشکی و درمان مبتنی بر شواهد شد و اعتماد عمومی به پزشکی علمی را تضعیف نماید. مقوله هایی که در حوزه تعاریف و مفاهیم در این مطالعه به دست آمد با تعاریف ارائه شده از شبه‌علم در سایر مطالعات هم‌راستا است [16، 17]. یکی از نکات مهم در تعریف و مفهوم شبه علم اختلال در روش­شناسی آن است. در بین مشارکت­کنندگان، اساتید به‌طور جامع‌تری به اختلالات روش­شناسی شبه‌علم اشاره کردند که با توجه به سبقه دانشگاهی و تسلط در مباحث روش­شناسی این نتیجه دور از انتظار نبود. یافته­های پژوهش حاضر در حوزه اختلال در روش­شناسی شبه‌علم با سایر مطالعات هم‌راستا است. در این زمینه، گارسیا آرچ [1] معتقد است که شبه‌علم از روش­هایی استفاده می­کند که ناقص هستند یا با روش علمی مطابقت ندارند و با شواهد علمی پشتیبانی نمی شوند. این رویکرد به اختلال روش­شناسی شبه‌علم در سایر مطالعات نیز دیده می­شود [18].
از دیگر مفاهیم قابل بحث در شبه علم، اختلال در فرایند انتشار و اطلاع­رسانی آن است. در این راستا، بر اساس نظرات          مشارکت­کنندگان، عدم انتشار در مجلات دارای فرایند داوری همتا از جمله اختلالات در فرایند انتشار شبه‌علم است. عدم آموزش علمی سردبیران و مدیران رسانه­ها نیز یکی از دلایل گسترش شبه‌علم است [19]. انتظار می‌رفت که اصحاب رسانه به دلیل ماهیت شغلی خود، موارد بیشتری در حوزه فرایند انتشار و اطلاع­رسانی ارائه نمایند ولی آنها صرفاً به عدم همخوانی خبر با واقعیت اشاره کردند. کورتیناس راویرا [18، 20] معتقد است که روزنامه­نگاران علمی تا حدی مسئول اطلاع­رسانی، آموزش و افزایش آگاهی از علم در جامعه هستند، بنابراین آنها در مقابله با اقدامات شبه‌علمی نقش دارند. به‌نظر می‌رسد که شناسایی مفاهیم بیشتر در حوزه اختلالات در فرایند انتشار و اطلاع­رسانی نیازمند مطالعات بیشتری است. یکی دیگر از مفاهیم قابل توجه در شبه‌علم، قصد و نیت استفاده­کنندگان و منتشر­کنندگان آن است. برخی از مشارکت‌کنندگان اذعان داشتند که شبه‌علم با قصد فریب و گمراهی افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد و از این منظر با استفاده از ادعاهای گزاف به‌دنبال جذب مشتریان است. حتی مبادرت­کنندگان به استفاده از شبه‌علم نیز داشتن تعصب و ادعاهای گزاف را از ویژگی­های شبه‌علم بیان کردند و معتقدند که موفقیت شبه‌علم وابسته به ادعاهای گزافی است که با توجه به ترس‌های مردم یا ایجاد امیدهای واهی در آنان طراحی شده‌اند [21].             
 در مقوله ویژگی­های کلی شبه علم، یکی از موارد قابل توجه که مبادرت­کنندگان بر آن تأکید داشتند، قبول نداشتن آموزش­های پزشکی رسمی و دانشگاهی است. در بیان مبادرت­کنندگان، حتی توجه به خرافات نیز به‌عنوان یکی از ویژگی­های شبه‌علم بیان شده است. بویر و بارت [22] معتقدند که باورهای مطابق با انتظارات غریزی انسان به احتمال زیاد محبوبیت بیشتری به‌دست می­آورند. بر همین مبنا، ممکن است موفقیت شبه‌علم نیز به دلیل مبتنی بودن آن بر انتظارات غریزی بشر باشد [23]. در ارائه تعریف شبه‌علم باید به مفاهیم دیگری همچون کاربردی نبودن، جهان شمول نبودن، انتقادپذیر نبودن، منطقی نبودن و مبتنی بودن بر تجربه شخصی نیز اشاره شود. نتایج پژوهش حاضر با نتایج مطالعه بلانک و همکاران [24] نیز هم‌راستا است که جذابیت غریزی، برخورداری از ظاهری علمی و ایمن‌سازی خود در برابر انتقادها را از ویژگی­های شبه‌علم می‌دانند.
دلایل و راه‌های بروز و شیوع
در این مطالعه، یکی دیگر از ابعاد شبه‌علم دلایل و راه­های برور و شیوع شبه‌علم بود. تبلیغات نادرست یکی از دلایل بروز و شیوع شبه‌علم است که هم پزشکان و هم بیماران به آن اشاره کرده بودند. در این راستا، اساتید، ادعای درمان بیماری­های سخت را از جمله دلایل شیوع شبه‌علم معرفی کردند. روش­های تبلیغ، ترویج و استفاده از بسترهای تبلیغ رایگان مانند شبکه­های اجتماعی نیز از جمله دلایلی بود که برخی مشارکت­کنندگان از جمله بیماران به آن اشاره کرده بودند. شکی نیست که رسانه­ها می­توانند بر مردم اثر بگذارند [25]، بنابراین، سیاست‌گذاران حوزه علم سلامت باید به این مهم توجه کنند و با نظارت صحیح بر نحوه انتشار منابع علمی سلامت و پزشکی در رسانه­ها به توسعه باورهای علمی موثق و صحیح کمک نمایند. کورتیناس راویرا [18]معتقد است صرف حضور شبه‌علم در رسانه­ها، با توجه به قدرت اثرگذاری رسانه، آن را در جامعه عادی و مجاز می­سازد. بنابراین، عدم کنترل بر شبه‌علم در رسانه­ها یک مشکل جدی است، زیرا به معنای همکاری رسانه­ها در عادی­سازی شبه‌علم در جامعه است.
از جمله اهداف بروز و شیوع شبه‌علم که در این مطالعه شناسایی شد، کسب منافع شخصی مانند سوء­استفاده کلاه­برداران از احساسات و عواطف مردم و اقدام برخی دیگر به کسب درآمد و شهرت بود. این مورد با نظر بوسکیرک [26] هم‌راستا است که معتقد است قدرت شبه‌علم این است که از نیازهای عاطفی قدرتمندی صحبت می‌کند که علم اغلب آنها را برآورده نمی‌کند  و این موضوع افراد را به سمت شبه‌علم هدایت می­کند. از دلایل شیوع شبه‌علم می­توان به سواد ناکافی افراد اشاره کرد که تعداد زیادی از مشارکت‌کنندگان به آن اشاره کرده بودند. نداشتن سواد اطلاعات و سواد سلامت کافی و عدم توجه به منبع اطلاعات از جمله دلایلی است که باعث بروز شبه‌علم در بین مردم می­شود. این امر لزوم آموزش سواد اطلاعات و سواد سلامت را برای گروه­های مختلف ذی‌نفعان نشان می­دهد. سایر دلایل شناسایی شده در بروز و شیوع شبه‌علم شامل دخالت سیاست و عدم نظارت، سهولت دسترسی و عدم کنترل نشر اطلاعات آنلاین، ضعف بنیان­های علمی و نفوذ درجاتی از شبه‌علم در آموزش پزشکی است. کورتیناس راویرا [18] مدارس، دانشگاه­ها، سیاست‌گذاران و دولت­ها را مسئول مقابله با شبه‌علم می­داند. وی معتقد است که دولت­ها باید سیاست­ها و قوانینی را برای مقابله با شبه‌علم وضع نمایند.
روش تشخیص
روش­های تشخیص شبه‌علم یکی از موارد بسیار مهمی است که برای مقابله با اثرات شبه‌علم و تعیین راه‌کارهای مقابله با آن باید مورد توجه قرار گیرند. مشارکت­کنندگان در این مطالعه کمترین نظرات را در حوزه روش تشخیص شبه‌علم بیان کردند که این نظرات نیز مربوط به گروه پزشکان و اساتید بود و علت آن می­تواند عدم تسلط سایر گروه­های شرکت­کنندگان به روش­های تشخیص شبه‌علم باشد. یکی از گروه­هایی که می­تواند در تشخیص شبه‌علم صاحب‌نظر و تأثیرگذار باشد، اصحاب رسانه به‌ویژه روزنامه‌نگارانی هستند که در حوزه‌های علمی فعالیت می­کنند که متأسفانه در این مطالعه اصحاب رسانه نیز به روش­های تشخیص شبه‌علم اشاره­ای نکردند و شاید این مسئله ضرورت برگزاری دوره­های آموزشی خبرنگاری سلامت را برای این گروه تأیید نماید. دو مقوله فرعی شناسایی شده مربوط به روش تشخیص شامل «متخصصان» و «شواهد و مستندات» بودند. بر اساس نظرات اساتید، تشخیص شبه‌علم باید توسط متخصصان رشته صورت گیرد. متخصصان رشته باید نسبت به شناسایی علائم خطر شبه‌علم و تشخیص شبه‌علم با استفاده از معیارهای علمی اقدام نمایند. از این منظر، یافته­های پژوهش حاضر با یافته­های کورتیناس راویراس [18] هم‌راستا است. وی نیز یکی از راه­های مقابله با شبه‌علم را از طریق شبکه دانشگاهی می­داند. سالوادور ماتا [8] نیز بر اساس یافته­های مطالعه خود معتقد است برای مقابله با انتشار شبه علم، لازم است که علم هم از طریق رسانه­های جریان اصلی و هم از طریق داروسازان و سایر متخصصان سلامت اطلاع­رسانی شود. این درحالی است که به زعم لیلیانفیلد [11]، شبه‌علم می­تواند متخصصان را نیز فریب دهد. بنابراین، ارائه تعریف دقیق از شبه‌علم و ترسیم مدل چرخه اطلاعات علمی می­تواند به تشخیص شبه‌علم کمک نماید. از جمله روش‌های دیگر تشخیص شبه‌علم می­توان به استفاده از روش­های علمی و آزمایش اشاره کرد. همچنین، انطباق با شواهد علمی صحیح نیز می­تواند به‌عنوان روشی برای تشخیص شبه‌علم به‌کار رود.
پیامدها و عوارض
پیامدها و عوارض شبه علم یکی دیگر از ابعاد شناسایی شده بود. سه پیامد شناسایی شده عبارت بودند از پیامدهای سلامتی، اقتصادی و علمی که بیشتر توسط اساتید مطرح شد. از دست دادن فرصت طلایی درمان، خطا و اشتباه در درمان و آسیبهای سلامتی از جمله موارد مطرح در پیامدهای سلامتی هستند. از نظر پیامدهای اقتصادی، صرفاً اساتید به وجود ضررهای مالی برای مردم اشاره کردند. در این راستا، رجت و مونتچی [15] نیز به پیامدهای اقتصادی رواج شبه‌علم اشاره کرده­اند. آنها یکی از عوارض اقتصادی شبه‌علم را از منظر هزینه­های زیادی که صرف تحقیقات زیست پزشکی شده تفسیر می­کنند و معتقدند رواج شبه‌علم باعث هدر رفتن بودجه­های محدود پژوهشی و هدر رفتن کار پژوهشگران می­شود. همچنین، اساتید خدشه­دار کردن بنیان‌های علمی را به‌عنوان یکی از پیامدهای علمی شیوع شبه‌علم مطرح کردند. این یافته با پژوهش رجت و مونتجی [15] هم‌راستا است که معتقدند داده‌های شبه‌علمی می‌تواند باعث ناکارآمد جلوه دادن پزشکی و درمان‌های مبتنی بر شواهد شود. نتایج برخی پژوهش‌ها نیز نشان­دهنده دیدگاه مثبت افراد نسبت به ادراکات فراحسی و سایر موضوعات شبه‌علمی است [5].
تدبیر و  راه‌کارهای مقابله
از جمله ابعاد شناسایی شده در این مطالعه، راه‌کارهای مقابله و تدبیر در مواجهه با شبه‌علم بود. پنج راه‌کار مهم برای مقابله با شبه‌علم در این مطالعه شناسایی شد که عبارتند از آموزش عمومی، آموزشی دانشگاهی، تفکر نقادانه، اطلاع‌رسانی مناسب و راه‌کارهای نظارتی.
نداشتن سواد کافی به عنوان یکی از دلایل و راه های بروز و شیوع شبه‌علم مطرح شد که راهکار مناسب برای مقابله با آن و در نتیجه مقابله با شبه علم، آموزش عمومی است. بنابراین، آموزش سواد اطلاعاتی و سواد سلامت و ایجاد تفکر انتقادی در افراد، مناسب‌ترین راه برای افزایش سواد و پیشگیری از شیوع شبه‌علم است. یافته­های این مطالعه در خصوص آموزش به منظور مقابله با شبه‌علم با سایر مطالعات هم‌راستا است [27، 28]. تقویت آموزش دانشگاهی و تأکید بر رویکرد پزشکی مبتنی بر شواهد در آموزش پزشکی از جمله راه‌کارهای دیگر مقابله با شبه‌علم است. کورتیناس راویرا [18] نیز معتقد است که تقویت شبکه دانشگاهی می­تواند منجر به مقابله با شبه‌علم شود. تلفیق طب سنتی با طب جدید و استفاده از اساتید مجرب طب سنتی در دانشگاه­ها نیز می­تواند به تقویت علم و مقابله و پیشگیری از شبه‌علم کمک نماید [29]. شاید بتوان یکی از بهترین راه‌کارهای مقابله با شبه‌علم را اطلاع­رسانی مناسب دانست. امروزه، با توجه به کاربرد گسترده رسانه­ها و قدرت آنها در شکل دهی به واقعیت [30]، بحث اطلاع­رسانی صحیح می­تواند جلوی گسترش شبه‌علم را تا حد زیادی بگیرد که نقش پر رنگ­تر اصحاب رسانه را نشان می‌دهد. همان­طور که کورتیناس راویرا [18] می­گوید روزنامه‌نگاران علمی تا حدی مسئول اطلاع­رسانی، آموزش و افزایش آگاهی از علم در جامعه هستند و بنابراین نقشی مهم در مقابله با اقدامات شبه علمی دارند. در مطالعه حاضر نیز اصحاب رسانه به مباحث آگاهی­رسانی و ساده­سازی اطلاعات تخصصی، توجه به اعتبار منبع اطلاعاتی و بررسی تاریخ انتشار اشاره کردند. راه‌کارهای نظارتی مؤثر برای مقابله با شبه‌علم نیازمند اقدامات ساختاری و هماهنگ از سوی دولت‌ها است. نکته حائز اهمیت پویایی قوانین در مواجهه با روش‌های نوین ترویج شبه‌علم است. همان‌طور که یکی از متخصصان در این مطالعه تأکید کرد: «مقابله با شبه‌علم بدون بازنگری دوره‌ای قوانین، مانند دویدن روی تردمیل است». بنابراین، موفقیت در این حوزه مستلزم ترکیب نظارت دولتی، مشارکت جامعه علمی و آموزش عمومی است. نتایج این مطالعه در حوزه سیاست‌های نظارتی با پژوهش کورتیناس راویرا [18] هم‌راستا است.
به‌طور خلاصه، تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که پنج مقوله شناسایی شده در این مطالعه یک چرخه علی و منطقی را تشکیل می‌دهد که به شرح زیر می‌باشد: تعریف و درک صحیح شبه علم پیش نیاز شناسایی دلایل بروز و شیوع آن است؛ دلایل و راه‌های بروز و شیوع زمینه‌ساز افزایش یا کاهش شبه‌علم بوده و بر روش‌های تشخیص و پیامدها اثرگذار است؛ روش تشخیص، به‌عنوان حلقه واسط، تعیین‌کننده موفقیت یا شکست در مقابله با شبه‌علم است؛ پیامدها و عوارض بازخوردی به سیاست‌گذاران و جامعه می‌دهد تا ضرورت مقابله و بازنگری در راهبردها را درک کنند؛ راه‌های مقابله و تدبیر با هدف کاهش دلایل بروز و شیوع و پیامدها اجرا می‌شوند و در صورت موفقیت، چرخه شبه‌علم را کنترل و محدود می‌کنند. به‌عبارت دیگر، این مقوله‌ها، در یک مدل مفهومی پویا و به‌هم‌پیوسته قرار دارند که هر مقوله بر دیگری اثر می‌گذارد و بازخورد می‌گیرد. برای نمونه، اجرای راه‌کارهای مقابله‌ای موفق می‌تواند دلایل بروز شبه‌علم را کاهش دهد و در نتیجه پیامدهای منفی آن را نیز کم‌رنگ‌تر کند.

محدودیت‌ها
از جمله محدودیت‌های این مطالعه عدم امکان برگزاری برخی از مصاحبه‌ها به‌صورت حضوری و چهره‌به چهره به‌دلیل عدم تمایل فرد یا دوری مسافت بود. برای حل این مشکل، پژوهشگر با استفاده از بسترهای رایگان موجود برای برگزاری تماس آنلاین استفاده نموده و هم‌زمان اقدام به ضبط مصاحبه کرد. همچنین، محدودیت­های رایج پژوهش‌های کیفی بود که پژوهشگران سعی کردند برای کنترل آن، ضمن صرف وقت و دقت کافی، از مشاوره با افراد متخصص در روند تحلیل داده‌ها استفاده کنند و تمام مراحل صحت و استحکام داده­ها را رعایت کنند.
نتیجه‌گیری
در این مطالعه، شبه‌علم سلامت به‌عنوان پدیده‌ای چندبعدی تحلیل شد که مانند یک بیماری، سیستم‌های اجتماعی، شناختی و سلامت عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان داد که مقابله با این پدیده نیازمند پنج گام اساسی است: ۱) تعریف دقیق مرزهای شبه‌علم (با معیارهایی مانند ابطال‌پذیری، شواهد تجربی و روش‌شناسی)، ۲) شناسایی عوامل گسترش (سوءاستفاده از احساسات مردم، ضعف سواد علمی، و نقص قوانین رسانه‌ای)، ۳) تشخیص به‌موقع از طریق نظام‌های نظارتی هوشمند و مشارکت متخصصان، ۴) ارزیابی پیامدهای مخرب آن بر سلامت فردی (تأخیر در درمان)، اقتصادی (هزینه‌های بیهوده) و اعتماد عمومی به علم و ۵) اجرای راه‌کارهای ترکیبی شامل آموزش سواد انتقادی، تقویت قوانین بازدارنده و نظارت بر فضای مجازی. شبه‌علم به‌مثابه یک بیماری است که پس از شناخت و تعیین مفاهیم آن، باید دلایل و راه‌های بروز و شیوع آن را مشخص و روش‌های تشخیص، پیامدها و عوارض آن را شناسایی نمود و پس از تعیین راهکارهای مقابله و تدبیر، نسبت به درمان آن اقدام کرد.

اعلان‌ها
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش با رعایت کامل اصول اخلاق در پژوهش‌های انسانی انجام شده است. پروتکل مطالعه توسط کمیته اخلاق فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلام ایران با کد تأیید IR.AMS.REC.1401.016 تصویب شد.
حمایت مالی: این پژوهش با حمایت مالی فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. حامی مالی هیچگونه نقشی در گردآوری داده، تحلیل داده و نگارش مقاله نداشته است.
تضاد منافع: نویسندگان اظهار داشتند که تضاد منافعی وجود ندارد.
مشارکت نویسندگان: پیمان ادیبی: مفهوم سازی، طراحی مطالعه، روش شناسی، اعتبارسنجی، تحلیل داده، تأمین منابع، مدیریت داده، سرپرستی مطالعه، تأیید نهایی؛ فیروزه زارع‌فراشبندی: مفهوم سازی، طراحی مطالعه، روش شناسی، تحلیل داده، مدیریت داده، نگارش پیش نویس، تأیید نهایی؛  فاطمه قصابی: تحلیل داده، نگارش پیش نویس، نرم افزار، تحلیل داده، نگارش پیش نویس؛ علیرضا منجمی: مفهوم سازی و طراحی مطالعه، روش شناسی، اعتبارسنجی، تأیید نهایی؛ اکبر سلطانی: مفهوم سازی، طراحی مطالعه، روش شناسی، اعتبارسنجی، تأیید نهایی؛ محمدرضا هاشمیان مفهوم سازی و طراحی مطالعه، روش شناسی، تحلیل داده، مدیریت داده، نگارش پیش نویس، تأیید نهایی
قدردانی: این مقاله حاصل بخشی از طرح تحقیقاتی با عنوان تبیین مدل چرخه اطلاعات علمی دقیق در حوزه کاربردی سلامت و آسیب‌شناسی آن است که در سال1401 با کد 240245 توسط فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران مصوب شده است.
 
نوع مقاله: پژوهشي | موضوع مقاله: کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی
دریافت: 1403/11/21 | پذیرش: 1404/6/12 | انتشار: 1404/7/2

فهرست منابع
1. García‐Arch J, Ballestero‐Arnau M, Pérez Hoyas L, Giaiotti F. Disproven but still believed: the role of information and individual differences in the prediction of topic‐related pseudoscience acceptance. Applied Cognitive Psychology. 2022;36(2):268-82. [DOI:10.1002/acp.3914]
2. Shermer M. Science and pseudoscience. philosophy of pseudoscience reconsidering the demarcation problem. 2013, 203-23. [DOI:10.7208/chicago/9780226051826.003.0012]
3. Jakovljević M, Ostojić L. Science and pseudoscience in medicine: evidence-based vs. evidence-biased medicine. Psychiatria Danubina. 2016; suppl. (2): 2-6. [DOI:10.5455/aim.2016.24.284-299]
4. Ghadimi A, Safavi B. The importance of popularization of science in the decline pseudo-science in the covid-19 era. Rahyaft Journal. 2020;30(79):25-36. [In Persian]. [DOI:10.22034/RAHYAFT.2020.13856]
5. Pena MM, Klemfuss JZ, Loftus EF, Mindthoff A. The effects of exposure to differing amounts of misinformation and source credibility perception on source monitoring and memory accuracy. Psychology of Consciousness: Theory, Research, and Practice. 2017;4(4):337. [DOI:10.1037/cns0000137]
6. White E. Science, pseudoscience, and the frontline practitioner: the vaccination/autism debate. Journal of Evidence-Based Social Work. 2014;11(3):269-74. [DOI:10.1080/15433714.2012.759470]
7. Swire-Thompson B, Lazer D. Reducing health misinformation in science: a call to arms. The Annals of the American Academy of Political and Social Science. 2022; 700(1): 124-35. [DOI:10.1177/00027162221087686]
8. Salvador-Mata B, Cortiñas-Rovira S. Pharmacists' attitudes to and perceptions of pseudoscience: how pseudoscience operates in health and social communication. Social Work in Public Health. 2020;35(5):321-33. [DOI:10.1080/19371918.2020.1785983]
9. Taschner NP, Orsi C, Almeida P, Pilati R. The impact of personal pseudoscientific beliefs in the pursuit for non-evidence-based health care. Journal of Evidence-Based Healthcare. 2021;3:e3516-e. [DOI:10.17267/2675-021Xevidence.2021.e3516]
10. Torabi M, Sotudeh H. The role of risk perception and ability to detect fake news in acceptance of COVID-19 vaccine among students of Shiraz University, Iran. Health Information Management. 2022;18(6):265-71. [DOI:10.22122/him.v18i1.4440]
11. Lilienfeld SO. Pseudoscience in contemporary clinical psychology: what it is and what we can do about it. The Clinical Psychologist. 1998;51(4):3-9. [DOI:10.5040/9780761875857.ch-14]
12. Polit DF, Beck CT. International differences in nursing research, 2005-2006. Journal of Nursing Scholarship. 2009;41(1):44-53. [DOI:10.1111/j.1547-5069.2009.01250.x]
13. Creswell JW, Hanson WE, Clark Plano VL, Morales A. Qualitative research designs: selection and implementation. The Counseling Psychologist. 2007;35(2):236-64. 10.1177/0011000006287390 14. Boswell C, Cannon S. Introduction to nursing 14. Boswell C, Cannon S. Introduction to nursing research: incorporating evidence-based practice: incorporating evidence-based practice: Jones & Bartlett Learning; 2018. 10.1177/0011000006287390 []
14. De Regt A, Montecchi M, Lord Ferguson S. A false image of health: how fake news and pseudo-facts spread in the health and beauty industry. Journal of Product & Brand Management. 2020;29(2):168-79. [DOI:10.1108/JPBM-12-2018-2180]
15. Hansson SO. Defining pseudoscience and science. philosophy of pseudoscience:reconsidering the demarcation problem. Chicago: University of Chicago Press; 2013.p. 61-77. [DOI:10.7208/chicago/9780226051826.003.0005]
16. Stanford encyclopedia of philosophy. Sanford University; 2002. Available from: https://plato.stanford.edu
17. Cortiñas-Rovira S, Alonso-Marcos F, Pont-Sorribes C, Escribà-Sales E. Science journalists' perceptions and attitudes to pseudoscience in Spain. Public Understanding of Science. 2015;24(4):450-65. [DOI:10.1177/0963662514558991]
18. Lee CM, Hunsley J. Evidence-based practice: separating science from pseudoscience. Canadian Journal of Psychiatry. 2015;60(12): 534-40. [DOI:10.1177/070674371506001203]
19. Lubens P. Journalists and public health professionals: challenges of a symbiotic relationship. Disaster Medicine and Public Health Preparedness. 2015;9(1):59-63. [DOI:10.1017/dmp.2014.127]
20. Mermelstein S, German TC. Counterintuitive pseudoscience propagates by exploiting the mind's communication evaluation mechanisms. Frontiers in Psychology. 2021;12:739070. [DOI:10.3389/fpsyg.2021.739070]
21. Boyer P, Barrett HC. Domain specificity and intuitive ontology. The handbook of evolutionary Psychology. 2015:96-118. [DOI:10.1002/9780470939376.ch3]
22. Boudry M, Blancke S, Pigliucci M. What makes weird beliefs thrive? the epidemiology of pseudoscience. Philosophical Psychology. 2015;28(8):1177-98. [DOI:10.1080/09515089.2014.971946]
23. Blancke S, Boudry M, Pigliucci M. Why do irrational beliefs mimic science? the cultural evolution of pseudoscience. Theoria. 2017;83(1):78-97. [DOI:10.1111/theo.12109]
24. Rapp DN, Withall MM. Confidence as a metacognitive contributor to and consequence of misinformation experiences. Current Opinion in Psychology. 2024;55:101735. [DOI:10.1016/j.copsyc.2023.101735]
25. Buskirk AR. Science, pseudoscience, and religious belief. The FARMS Review. 2005;17(1):273-309. [DOI:10.5406/farmsreview.17.1.0273]
26. Standing LG, Huber H. Do psychology courses reduce belief in psychological myths? Social Behavior and Personality: an International Journal. 2003;31(6):585-92. [DOI:10.2224/sbp.2003.31.6.585]
27. Wilson JA. Reducing pseudoscientific and paranormal beliefs in university students through a course in science and critical thinking. Science & Education. 2018;27:183-210. [DOI:10.1007/s11191-018-9956-0]
28. Jansen C, Baker JD, Kodaira E, Ang L, Bacani AJ, Aldan JT, et al. Medicine in motion: opportunities, challenges and data analytics-based solutions for traditional medicine integration into western medical practice. Journal of Ethnopharmacology. 2021;267:113477. [DOI:10.1016/j.jep.2020.113477]
29. Ericson RV. How journalists visualize fact. The Annals of the American Academy of Political and Social Science. 1998;560(1):83-95. [DOI:10.1177/0002716298560001007]

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مدیریت سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Health Administration

Designed & Developed by : Yektaweb