پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و لغو قراردادهای کشور با شرکت های خارجی، وزارت بهداری وقت، با فراخوانی متخصصین داخلی سامان دهی پروژه های بیمارستانی طراحی شده توسط شرکت های داخلی را آغاز نمود. این گروه پس از بررسی های دقیق به لغو این قراردادها و اصلاح اساسی در نقشه ها و برنامه های فیزیکی آنها رأی داد.
گروه فوق که بعدها هستۀ اولیۀ شرکت خانه سازی ایران را تشکیل داد موفق به طراحی بیمارستان هایی مطابق با شرایط کشور شد که به بیمارستان های «تیپ» موسوم گردید.
این بیمارستان ها گر چه بارها از نظر فنی ارزیابی شده اند اما تا کنون نظرات بهره برداران دربارۀ طراحی آنها مورد بررسی قرار نگرفته است. پژوهشگر امیدوار است در این پژوهش بدین منظور دست یابد.
مقدمه: در هزاره جدید ، مردم با چالش های جدیدی در مراقبت بهداشتی از جمله روند رو به رشد بیماری های غیرواگیر مواجه هستند. از میان بیماری های غیرواگیر ، بیماریهای قلب و عروق ، سرطان و دیابت به ترتیب سهم بیشتری را به خود اختصاص داده اند . از آنجا که بیماری سرطان در سنین بالا رخ می دهد ، با توجه به جوان بودند جمعیت کشورمان و همچنین افزایش امید به زندگی انتظار می رود که میزان بروز این بیماری در سال های آینده به سرعت افزایش یابد . در دهه گذشته در کشورمان به رغم تحولات مثبت در بسیاری از زمینه های بهداشت و درمان به ثبت سرطان بر پایه استانداردهای بین المللی کمتر توجه شده است. تحقیقات مؤثر کاربردی به ویژه در زمینه علت شناسی، تحقق اهداف پیشگیری ، برنامه های غربالگری در نظام بهداشت و درمان کشور و ارزیابی میزان کارآیی استراتژی های مربوط به آنها وقتی مؤثر است که نظام ملی ثبت سرطان ایجاد و داده های آن کامل و به موقع جمع آوری گردد. این پژوهش به منظور مطالعه تطبیقی نظام ملی ثبت سرطان انگلیس ، دانمارک ، مالزی و ایران و ارائه الگوی مناسب برای ایران در سال ۱۳۸۲ به صورت مقطعی ـ مقایسه ای انجام گرفته است.
روش بررسی : در این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای، اینترنت ، مشاوره با متخصصان داخل و خارج از کشور نظام ملی ثبت سرطان انگلستان ، دانمارک و مالزی مورد ارزیابی قرار گرفته و با توجه به شرایط اقتصادی ؛فرهنگی و جغرافیایی کشور الگویی برای نظام ملی ثبت سرطان کشورمان پیشنهاد گردیده است. این الگو با روش دلفی طی سه مرحله آزمون شده و برای هر مرحله پرسشنامه ای ساخته شد . نهایتاً پس از تجزیه و تحلیل ، الگوی نهایی ارائه گردیده است.
یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که به منظور بهینه سازی ثبت سرطان در کشور و کاهش هزینه ها می بایست در ساختار عناصر اطلاعاتی ، معیار ثبت ، فرآیند گردآوری داده ها ، سیستم طبقه بندی و همچنین کنترل کیفیت داده ها در نظام فعلی ثبت سرطان کشور تجدید نظر به عمل آید. نتایج مقایسه محورهای نظام ملی ثبت سرطان کشورهای منتخب در شش جدول و الگوی پیشنهادی اولیه و نهایی در دو دیاگرام نشان داده شده است.
نتیجه گیری : مقایسه عناصر اطلاعاتی نظام ملی ثبت سرطان کشور با کشورهای تحت بررسی نشان می دهد که عناصر اطلاعاتی که در حال حاضر جمع آوری می شود نه تنها نیازهای ملی را برآورده نمی کند ، بلکه با توصیه های موسسات بین المللی تحقیقات سرطان شناسی نیز مطابقت ندارد. در این پژوهش با بررسی های انجام شده مجموعه داده های ضروری نظام ملی ثبت سرطان که بتواند نیازهای ملی و بین المللی را برآورده سازد توصیه شده است.امید است با ساختار پیشنهادی در آینده نزدیک شاهد یک کارآمد در گردآوری داده ها باشیم .
مقدمه: پویایی هر کتابخانه بستگی به میزان استفاده از منابع اطلاعاتی موجود در آن دارد. اعضای هیأت علمی دانشگاهها بخش مهمی از جامعه استفادهکننده کتابخانههای دانشگاهی را تشکیل میدهند. آگاهی از میزان استفاده این افراد از منابع اطلاعاتی موجود در کتابخانه گامی مثبت در جهت ارتقاء کیفیت خدمات و منابع موجود در آن میباشد. این تحقیق بر آن است تا علاوه بر تعیین میزان استفاده اعضای هیأت علمی از منابع چاپی والکترونیکی کتابخانه مرکزی به بررسی عوامل تقویتکننده و بازدارنده در استفاده از منابع موجود در این کتابخانه بپردازد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی تعداد ۴۶۷ نفر از کل ۶۵۰ نفر (۷۲ درصد) از اعضای هیأت علمی تمام وقت رسمی و پیمانی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران در سال ۱۳۸۲ به پرسشهای این پژوهش پاسخ گفتهاند.
یافتهها: میزان استفاده از منابع چاپی و الکترونیکی کتابخانه مرکزی در سال ۸۲ توسط اعضای هیأت علمی ۸/۱۸ درصد و میزان عدماستفاده ۲/۸۱ درصد است. میزان استفاده از منابع چاپی کتابخانه به ترتیب اهمیت عبارتند از: مجلات چاپی ۶/۸۸ درصد، کتب چاپی ۲/۷۶ درصد، پایاننامهها ۲/۵۱ درصد. در استفاده از منابع الکترونیکی و همچنین شیوههای دسترسی به این نوع منابع مجلات الکترونیکی بیشترین استفاده را در بین سایر منابع داشتهاند(۱/۶۷ درصد). کمترین میزان استفاه از منابع و شیوههای مذکور مربوط به مواد دیداری - شنیداری ۸/۳۱ درصد میباشد. مهمترین علل عدم استفاده به دست آوردن اطلاعات از جاهای دیگر، دوری راه و عدم اطلاع از وجود منابع مرتبط با رشته تحصیلی بوده است. بیشترین میزان استفاده مربوط به مجلات چاپی و سپس مجلات الکترونیکی بوده و کمترین میزان استفاده از اینترنت کتابخانه، منابع دیداری - شنیداری و وبسایت بوده است. همچنین مدلاین بیشترین استفاده را بین سایر بانکهای اطلاعاتی کتابشناختی داشته است. مهمترین هدف استفاده از کتابخانه به دست آوردن مقالات مجلات بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر و پژوهشهای انجامیافته در سالهای قبل نتیجه میشود که آگاهی رسانی کتابخانه در ارتباط با منابع موجود ضعیف میباشد. لذا پیشنهاد میشود آگاهی رسانی از طریق کتابخانههای دانشکدهای و بیمارستانی و دفاتر گروههای آموزشی صورت گیرد. تهیه مدلاین به صورت مقالات تماممتن از طریق پیوسته از دیگر پیشنهادات این پژوهش است.
مقدَمه: پژوهشهای بسیاری بر لزوم برخورداری از تجهیزات و زیرساختهای لازم برای تعامل با منابع اطَلاعات علمی در اینترنت توجه کردهاند، اما میزان اهمیَت عوامل فرهنگی-رفتاری در طول این فرایند راازیادبرده اند. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی شرایط موجود و اثر عوامل فرهنگی-رفتاری بر تعامل با اطَلاعات علمی در اعضای هیات علمی دانشکده مدیریَت و اطلاع رسانی دانشگاه ایران بود.
روش بررسی: این پژوهش یک پژوهش بنیادی کیفی- توصیفی ست. ابزار این مطالعه انجام مصاحبه و پرسشنامه ی مستخرج از مصاحبهها ست. جامعۀ پژوهش اعضای هیات علمی دانشکده مدیریَت و اطلاعرسانی پزشکی می باشند. یافته ها: این پژوهش نشان داد که اعضای هیات علمی در دانشکده مدیریَت و اطلاع رسانی در تعامل با منابع اطَلاعاتی وب-پایه با مشکل مواجه اند. ریشۀ این مشکلات بیش از آنکه مربوط به نبودِ زیر ساختها باشد بیشتر عوامل فرهنگی-رفتاری ست. این پژوهش توانست عوامل فرهنگی-رفتاری باتاثیر منفی و مثبت در جامعۀ مورد نظر را شناسایی و بررسی کند. از ۲۴ عامل فرهنگی شناسایی شده، ۲۱ عامل نقش منفی و تنها ۳ عامل نقش مثبت داشتند.
نتیجهگیری: اغلب تصور میشود که به محض برطرف شدن نیاز به زیرساختهای لازم برای تعامل با اطَلاعات علمی در اینترنت، برای تعامل یا مصرف و تولید اطَلاعات مشکل دیگری وجود ندارد.ولی اگرچه منابع زیرساختی و اقتصادی در روند انجام پژوهش از اهمیَت خاصی برخوردار اند ، عوامل فرهنگی-رفتاری نه تنها اهمیَت کمتری ندارند بلکه میتوانند عامل تعیین کننده در استفاده و بهرهگیری از زیرساختها باشد.
مقدمه: ظهور و گسترش فناوریهای اطلاعاتی، سازماندهی مواد را نیز چون دیگر کارکردهای کتابداری تحت تاثیر قرار داده است. این مطالعه به تعیین وضعیت استفاده از این فناوریهای اطلاعاتی در بخشهای فهرستنویسی کتابخانه های مرکزی دانشگاههای علوم پزشکی کشور می پردازد.
روش بررسی: ابزار گردآوری اطلاعات این مطالعه پیمایشی و توصیفی، پرسشنامه محقق ساخته ای مشتمل بر۳۳ سوال بسته و دو سوال باز بود.جامعه ی پژوهش را مسئولان بخشهای فهرستنویسی کتابخانه های مرکزی ۴۴ دانشگاه علوم پزشکی کشور تشکیل می دادند.
یافته ها: به طور کلی ۴۹۶ دستگاه رایانه، ۱۰۸ چاپگر، ۲۹ اسکنر، ۲۷ اسکنر بار کدخوان و ۷۹ سی دی رایتر در این کتابخانه های وجود داشت. نرم افزارهای مورد استفاده پارس آذرخش، کاوش، نوسا و KOHA بودند. ۶۷درصد فهرستنویسان شاغل در این کتابخانه ها مدرک کارشناسی داشتند. بیشترین استفاده از اینترنت در بخش فهرست نویسی تحلیلی و کمترین میزان استفاده از آن در بخش کنترل مستندات بود. به غیر از کتاب، پایان نامه ها در ۸۰درصد کتابخانه ها و وب سایت های مرتبط در ۵/۲درصد از کتابخانه ها فهرست می شد. کمبود نیروی انسانی متخصص، کمبود رایانه ها و پائین بودن مدل آنها، نداشتن ارتباط مستقیم بااینترنت وکندی وقطع مکررارتباط آن،عدم شناخت ابزارهای الکترونیکی فهرستنویسی، استفاده از نسخه های قدیمی نرم افزار و غیره از مشکلات فهرستنویسان در این کتابخانه ها بود.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که بخشهای فهرستنویسی کتابخانه های مرکزی از نظر زیرساختهای سخت افزاری و نرم افزاری و نیز نیروی انسانی در وضعیت متعادلی به سر نمی برند. از فناوریهای اطلاعاتی در سطح پائینی استفاده می شود، هنوز با رویکرد سنتی به فهرستها نگریسته می شود و به طور کلی برنامه ریزی خاصی برای استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و نیز توسعه فهرستها در این کتابخانه ها وجود ندارد.
مقدمه: تحلیل تقاضا در بخش سلامت مبنای سیاست گذاری است. خدمات دندانپزشکی شاخه ای از خدمات بهداشت عمومی ست ولی به دلایل گوناگون می توان اقتصاد آن را از اقتصاد سایر خدمات بهداشتی - درمانی مجزا دانست. هدف از این مطالعه برآورد تابع تقاضای خدمات دندانپزشکی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن بود.
روش بررسی: این مطالعه ی مقطعی بر ۵۲۰ خانوار شهر سبزوار انجام شد.داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری؛ و تابع تقاضا با استفاده از مدل رگرسیون دو مقداری لاجیت تخمین زده شد.
یافته ها: ۴۲,۷ درصد از سرپرستان خانوار دارای تحصیلات دانشگاهی و ۵۲.۹ درصد در استخدام دولت بودند. ۷۱ درصد از خانوارهایی که به خدمات دندانپزشکی نیاز داشتند نسبت به تقاضای آن اقدام نموده بودند. در میان خدمات تقاضا شده، کشیدن دندان با ۴۳.۹ درصد بیشترین، و ارتودنسی با ۱.۴ درصد کمترین فراوانی را دارند. متغیر های جنس، سطح تحصیلات، شغل و درآمد خانوار با مراجعه ی افراد ارتباط معنی دار آماری مربوط به متغیرهای تحصیلات و درآمد و گروه های شغلی بازنشسته، خوی شفرماو روزمزد برای تقاضای خدمات دندانپزشکی، در نوشتن معادله ی مدل استفاده کرد.
نتیجه گیری: سطح درآمد خانوار با تقاضای خدمات دندانپزشکی خانوار رابطه مستقیم دارد. همچنین تقاضا برای خدمات دندانپزشکی در گروه های شغلی بازنشسته، خویش فرما و روز مزد بیشتر از گروه شغلی کارمند دولت است. سطح تحصیلات با تقاضا برای خدمات دندانپزشکی رابطه معکوس دارد. به تأسیس صندوق بیمه ی مکمل برای پوشش هزینه های خدمات دندانپزشکی در گروه های کم درآمد جامعه نیاز است.
مقدمه: هدف این پژوهش ارائ هی طرحی برای تعیین جایگاه واژگان و مفاهیم طبّ سنّتی ایران در ساختار زبان مشترک و تبیین (Unified Medical Language System = UMLS) ابراصطلاحنامه و شبکه معنایی نظام زبان واحد پزشکی جایگاه و سهم واژگان طبّ سنّتی ایرانی در واژگان و مفاهیم دانش جهانی پزشکی بود.
روش بررسی: این طرح پژوهش سه بخش است: در بخش الف، نظام زبان واحد پزشکی جهت شناسایی ساختار کلی آن و شناسایی دقیق خلأ های آن در مورد مفاهیم طبّ سنّتی ایران، تحلیل م یشود. در بخش ب، متون و منابع اطلاعاتی مربوط به داروی مفرده » و « نشان هی رنگ ادرار » ،« بیماری صرع » : مفاهیم طبّ سنّتی ایران مطالعه؛ و نمون ههایی از مفاهیم کلی شامل با زیر شاخ ههای آ نها استخراج م یشود. در بخش ج، نمونه مفاهیم استخراج شده از میان مفاهیم پزشکی رایج « سنبل الطیب (غربی) ترسیم شده در ساختار نظام زبان واحد پزشکی- در خ لأهای مربوط به مفاهیم طبّ سنّتی ایران، درون ساختار ابراصطلاحنامه و شبکه معنایی این نظام، گنجانده م یشود.
یافته ها: پیش نمونی از ساختار کلان طبّ سنّتی ایرانی که جایگاه آن در زبان پزشکی واحد ترسیم شده است با چگونگی تبادلات مفهومی طبّ سنّتی ایرانی با نظام زبان پزشکی واحد ارائه شد.
نتیجه گیری: دامن هی فعلی یو ام ال اس تعداد قابل قبولی از مفاهیم مرتبط با طبّ سنّتی ایران را پوشش داده است. ولی جایگاه و دامن هی کامل و رسمی از دانش طبّ سنّتی ایران ارائه نم یکند. این پژوهش، موفق به تحلیل رد ههای کلان طبّ سنّتی ایرانی شده، و شیو هی برقراری تبادلات مفهومی را بین طبّ سنّتی ایرانی با طب امروزه جهانی، تحلیل کرده است.
مقدمه: در حال حاضر، وبسایتها یکی از اساسیترین ابزارهای کتابخانههای دانشگاهی جهت ارتباط با کاربران شدهاند و صفحات خانگی نقطه شروعی برای هدایت پژوه های کتابخانهای کاربران به منظور دستیابی به منابع قابل دسترس شده است. به همین دلیل، طراحی آنها میتواند برای مدیران و مسئولین وبسایت دانشگاه دارای اهمیت باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی کیفی وبسایتهای کتابخانههای مرکزی دانشگاههای علوم پزشکی کشور ایران با استفاده از روش وبکیوایام است.
روش کار: مطالعه بر روی ۲۴ وبسایت انجام شد. این پژوهش از نوع پیمایش توصیفی است. دادههای مورد لزوم برای انجام پژوهش با استفاده از یک سیاهه وارسی گردآوری شده که مبنای آن ارزیابی به روش وب کیو ای ام است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۱۳ صورت گرفته است.
یافته ها: ارزیابی وبسایتهای مورد مطالعه با استفاده از معیارهای های چهارگانه روش وبکیوایام نشان داد که وبسایتهای مورد بررسی در کل از لحاظ معیار" قابلیت اطمینان" در حد بسیارمطلوب (با میانگین ۰,۸۲)، از لحاظ شاخص "کارائی" در حد مطلوب (با میانگین۰.۶۴) و از لحاظ شاخص "قابلیت استفاده" و شاخص "قابلیت عملکرد (اجرائی)" در حد متوسط (به ترتیب با میانگین ۰.۵۲ و.۰.۵۰) هستند. جمع بندی نهائی یافتهها بر حسب چهار معیار اصلی مورد بررسی در این پژوهش، نیمی از وب سایت های مورد بررسی را در وضعیت مطلوب و نیم دیگر را در وضعیت متوسط ارزیابی نمود.
بحث: پس از ارزیابی یکایک معیارهای شاخص های اصلی، با توجه به میانگین امتیازات بدست آمده برای چهار شاخص، چنین استنباط می شود که وب سایت های مورد پژوهش از نظر شاخص "قابلیت عملکرد" و "قابلیت استفاده" دچار نقاط ضعف بیشتری هستند. در مورد دو شاخص "قابلیت اطمینان" و "کارائی" هر چند میانگین امتیازات وضعیت بهتری دارد٬ اما در هر حال برخی از وبسایتهای جامعه مورد پژوهش از نظر این دو شاخص در وضعیت بسیار مطلوب قرار ندارند.
مقدمه: متخصصین پزشکی، اغلب به اطلاعات به موقع و با دسترسی آسان برای مراقبتهای بالینی نیاز دارند و منابع اطلاعاتی الکترونیکی، میتوانند راهکار مناسبی برای رفع این نیاز باشند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان پاسخدهی منابع اطلاعاتی الکترونیکی پزشکی مبتنی بر شواهد کتابخانه ملی دیجیتال پزشکی ایران به سئوالات بالینی است.
روش کار: ۲۰ سئوال بالینی در چهار حوزه پیشگیری و درمان، تشخیص، سبب شناسی و پیش آگهی از مجموعه سئوالات بالینی کتابخانه ملی پزشکی آمریکا به صورت تصادفی انتخاب و کلیدواژههای آنها در منابع اطلاعاتی Cochrane Database of Systematic Review (CDSR), BMJ Clinical Evidence, Up To Date, ACP Journal Club (Ovid EBMR) جستجو شدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: توانایی پاسخگویی منابع اطلاعاتی مورد بررسی به سئوالات بالینی، متفاوت است چنان که Up To Date ۸۵ درصد، BMJ ۳۵ درصد، CDSR ۳۰ درصد و ACP ۱۵ درصد سئوالات را پاسخ دادند. مانعیت (دقت) بازیابی اطلاعات این منابع عبارتند از: CDSR (۰,۲۹)، BMJ (۰.۲۴)، ACP (۰.۰۶) و Up To Date (۰.۰۲).
بحث: Up To Date به سئوالات بیشتری در هر چهار حوزه درمان، تشخیص، سبب شناسی و پیش آگهی پاسخ می دهد اما مانعیت بازیابی اطلاعات در این منبع بسیار پایین بوده و مدارک نامربوط زیادی (۹۷درصد) را بازیابی میکند. ACP ، توانایی کمتری در پاسخگوئی به سئوالات دارد و فقط تعدادی از سئوالات حوزه درمان و پیش آگهی را توانست پاسخ دهد. لذا Up To Date میتواند منبع مناسب تری برای پاسخگویی به سئوالات بالینی باشد.
مقدمه: امروزه پژوهش به عنوان یکی از اساسیترین زیر ساختهای توسعه و پیشرفت کشورها محسوب میشود. پژوهشهای هدفمند علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جامعه از انجام پژوهشهای تکراری و اتلاف وقت، منابع و انرژی جلوگیری میکنند و اگر به تولید اطلاعات علمی منجر شود میتواند به عنوان یکی از شاخصهای رشد و توسعه یافتگی جوامع تلقی شود.[۱] اهمیت تولید اطلاعات علمی و نقش انکار ناپذیر آن در توسعه پایدار تا بدان حد است که بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا حجم عظیمی از سرمایههای ملی خود را صرف توسعه پژوهش و مؤسسات پژوهشی مینمایند. علاوه بر این، افزایش گرایش عموم به فعالیتهای علمی که منجر به تولید اطلاعات علمی میشوند، نشان از اهمیت اطلاعات علمی در توسعه و پیشرفت کشورها دارد. ایجاد رشته ای به نام "علم سنجی" در دهه هفتاد میلادی نیز مؤید همین نکته است.[۲] یکی از رسالتها و فعالیتهای دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی تسهیل و گسترش فرایند تولید اطلاعات و انجام پژوهش مبتنی بر نیازهای اساسی جامعه میباشد.[۳،۴] ارزشیابی کمّی یافتههای علمی حاصل از فعالیتهای پژوهشی، مسئولان و برنامهریزان را یاری مینماید تا بتوانند با هزینه کمتر، بیشترین استفاده را از منابع مالی و انسانی برده و از آن در بهینهسازی ساختار اقتصادی ـ اجتماعی کشور بهره جویند. علمسنجی از جمله راه کارهایی است که میتواند به توازن بودجه و هزینههای اقتصادی کمک کرده و از این طریق، کارایی تحقیقات را افزایش دهد. علاوه بر این، بررسی تولید علم، ابزار مناسبی برای سیاست گزاری و برنامهریزی صحیح و شناخت وضعیت گذشته فراهم آورده و موجب هدفدار کردن حرکتهای علمی و تعیین اولویتهای پژوهشی و در کنار آن منجر به شناسایی نقاط ضعف و کمبودهای موجود در تولید اطلاعات علمی میشود. امروزه بررسی کمی برونداد علمی به ویژه مقالات پژوهشی یکی از مهمترین شاخصهای پژوهش و تولید علم شناخته میشود. یکی از کارامد ترین شیوههای بررسی برونداد علمی و بالطبع وضعیت کلی پژوهش، استفاده از مطالعات علم سنجی با بررسی مقالات نمایه شده در پایگاههای اطلاعاتی معتبر است. در این نوع از مطالعات، اندازه گیری کمی تولیدات علمی میتواند تا حدودی مشخص کند که فراوانی پژوهشهای هر کشور، هر نهاد، هر رشته علمی و هر فرد و روند آن چگونه است، پژوهشگران چه زمینهها و سؤالاتی را برای پژوهش خود بر میگزینند و چه زمینهها و چه سؤالاتی مورد غفلت واقع میشود، پژوهشها را چه کسانی، چه نهادهایی و در چه مراکزی انجام میدهند، این پژوهشها از نظر مالی چقدر حمایت میشوند و اثرگذاری آنها بر محیطهای علمی چگونه است.[۵] از آنجا که سالانه سهم گسترده ای از بودجه پژوهشی کشور به مؤسسات و مراکز پژوهشی اختصاص مییابد، بررسی و تحلیل مستمر فعالیتهای پژوهشی این مؤسسات میتواند یکی از گامهای مهم در شناسایی نیازهای اساسی کشور تلقی شود که در جهتدهی و تعریف پژوهشهای آتی نقشی محوری دارد. با توجه به کاربردهای روزافزون علم سنجی در ارزیابی و سنجش تولیدات علمی پژوهشگران، هدف از مطالعه حاضر سنجش تولیدات علم انستیتو پاستور ایران، به عنوان یکی از بزرگ ترین و با سابقه ترین مؤسسات تحقیقاتی مستقل در حوزه علوم پزشکی کشور، با استفاده از روش علم سنجی در طول ۳۶ سال گذشته (۱۹۷۳-۲۰۰۹ میلادی) میباشد.
روش کار
پژوهش حاضر با استفاده از روشهای علم سنجی انجام شده است. منبع گردآوری دادهها پایگاه اطلاعاتیScience Citation Index Expanded (SCIE) است. این پایگاه توسط مؤسسه اطلاعات علمی (ISI) عرضه می شود و یکی از پایگاههای مهم در مطالعات علم سنجی به شمار می آید. جامعه این پژوهش عبارت است از کلیه مقالات نمایه شده در پایگاه استنادی SCIE در حوزههای علوم پزشکی از ابتدا تا پایان سال ۲۰۰۹ میلادی که وابستگی سازمانی نویسندگان آنها انستیتو پاستور ایران ذکر شده است. برای استخراج مدارک نمایه شده از ایران در حوزههای پزشکی از نام ایران و انستیتو پاستور در فیلد address استفاده شد. بعد از محدود کردن زمان، با استفاده از بخش subject area، هر حوزه پزشکی انتخاب و رکوردهای مربوط به هر حوزه در فایل شخصی ذخیره گردید. جمع آوری اطلاعات در محیط اینترنت و از طریق رابط وب آو ساینس(Web Of Science(WOS)) انجام گرفت. دادههای تحقیق پس از استخراج از پایگاه SCIE وارد نرمافزارHistcite گردید. در انتها برای عملیات آمار توصیفی و تحلیلی از نرمافزارهای۲۰۰۷ Excel و SPSS ۱۷ استفاده شد. یافتهها در این مطالعه، تعداد مستندات علمی نویسندگان انستیتو پاستور ایران در پایگاه اطلاعاتی WOS برابر با ۸۴۷ رکورد تا پایان سال ۲۰۰۹ میباشد. ۸۲۳ رکورد به زبان انگلیسی (۹۷,۰۵درصد)، ۲۲ رکورد به زبان فرانسه (۲.۵۹درصد)، یک رکورد به زبان فارسی و دو رکورد به زبان ترکی میباشد. بیشترین سهم تولید علم مربوط به مقالات پژوهشی با ۷۳.۳درصد میباشد. در مجموع ۴۵۷۴ نویسنده در تولید این ۸۴۷ مقاله همکاری داشته اند؛ به بیان دیگر به طور میانگین بیش از ۵ نفر در تألیف هر مقاله مشارکت داشته اند. الف) روند تولید علم انستیتو پاستور ایران طی ۳۶ سال یافتهها نشان میدهد که تا قبل از سال ۱۹۹۹ تولید علم این سازمان کم بوده بطوریکه سالانه کمتر از ۱۰ رکورد منتشر میشده است و در عین حال در سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ تولیدات علمی انستیتو برابر با صفر بوده است. بیشترین میزان تولید علم مربوط به سال ۲۰۰۸ با بیش از ۱۹۰ رکورد میباشد. شتاب تولیدات علمی در فاصله زمانی سالهای ۲۰۰۹-۲۰۰۵ بالاست و تعداد مدارک از ۳۶ رکورد در سال ۲۰۰۴ به دوبرابر در سال ۲۰۰۵ افزایش مییابد. در این میان بیشترین تولیدات علمی مربوط به حوزه بیماریهای عفونی با ۱۲۰ رکورد(۱۴.۲درصد)، میکروب شناسی با ۹۰ رکورد(۱۰.۶درصد)و بهداشت عمومی، حرفه ای و محیط با ۸۶ رکورد(۱۰.۲درصد) میباشد. تعداد کل استناد به مقالات انستیتو پاستور ایران تا پایان سال ۲۰۰۹ برابر با ۴۳۹۷ استناد است. بنابراین به طور متوسط هر مقاله ۵.۱۹ استناد دریافت کرده است. با توجه به تعداد مقالات منتشر شده و تعداد استنادهای دریافتی، شاخص هیرش (H-Index) انستیتو پاستور ایران برابر با ۲۷ محاسبه شد به این معنی که نویسندگان انستیتو پاستور ایران تاکنون حداقل ۲۷ مقاله منتشر کرده اند که هریک حداقل ۲۷ استناد دریافت کرده اند. بیشترین میزان استنادات دریافتی به ترتیب مربوط به سالهای ۲۰۰۹و ۲۰۰۸ با ۸۸۹ و ۶۷۵ استناد میباشد. بیشترین میزان استناد دریافتی مربوط به حوزه داروسازی و داروشناسی با ۵۳ استناد و ایمونولوژی با ۵۲ استناد میباشد. بالاترین میانگین استناد به مقالات مربوط به حوزه زیست شناسی و پس از آن مربوط به علم مواد میباشد. ب)میزان همکاریهای ملی و بین المللی در حوزه علوم پزشکی از بین مؤسسات بین المللی همکار در تألیف مقالات میتوان به انستیتو پاستور فرانسه با ۱۹۸ مقاله در طی مدت مورد مطالعه اشاره کرد. بیشترین همکاری ملی در تألیف مقالات مربوط به دانشگاه علوم پزشکی تهران با ۷۵ مقاله، دانشگاه تهران با ۴۲ و دانشگاه تربیت مدرس با ۳۵ مقاله میباشد. بیشترین میزان استناد به مقالات نویسندگان انستیتو پاستور ایران مربوط به نویسندگانی از کشورهای فرانسه با ۲۷ استناد و ایالات متحده با ۱۹ استناد میباشد.
بحث
تعداد تولیدات علمی انستیتو پاستور ایران تا پایان سال ۲۰۰۹ برابر با ۸۴۷ رکورد میباشد که از همکاری بیش از ۴۵۷۴ نویسنده حاصل شده است. شاخص همکاری علمی به ازای هر مقاله برابر با ۵,۴ است. میزان همکاری علمی پژوهشگران ایرانی در حوزه علوم پزشکی در مدلاین برابر با ۳.۴ گزارش شده است[۹] که نشان دهنده مشارکت نسبتاً بیشتر نویسندگان انستیتو پاستور ایران در تألیف مقالات علمی در مقایسه با دیگر نویسندگان حوزه علوم پزشکی کشور میباشد. با توجه به اینکه تعداد کل تولیدات علمی کشور در حوزه علوم پزشکی تا پایان سال ۲۰۰۷ میلادی برابر با ۱۱۹۰۱ رکورد میباشد. سهم انستیتو پاستور ایران از مجموع تولیدات علمی کشور تا پایان سال ۲۰۰۷ برابر با ۳.۹درصد بر آورد میشود. طبق یافتههای "حسن زاده"، انستیتو پاستور ایران به عنوان مؤسسه ای مستقل از دانشگاه در ۱۰ حوزه علوم پزشکی به عنوان یکی از مؤسسات پژوهشی فعال و پیشرو در کشور محسوب میشود.[۷] بررسی روند تولیدات علمی انستیتو پاستور ایران در سالهای مورد بررسی نشان میدهد که تولیدات علمی نویسندگان انستیتو پاستور ایران در فاصله سالهای ۲۰۰۹-۲۰۰۵ بطور چشمگیری افزایش یافته و تقریباً دوبرابر شده است. این افزایش بطوری نسبی همگام با رشد فراگیر تولیدات علمی کشور در حوزههای پزشکی در سالهای اخیر (۲۰۰۳ به بعد) و افزایش روند تولید علم در دنیا بوده است. همزمان با افزایش تولیدات علمی نویسندگان ایرانی انستیتو پاستور ایران در فاصله زمانی ۲۰۰۹-۲۰۰۵ میزان استنادات دریافتی به مقالات نیز شتاب بیشتری به خود گرفته است به طوری که از ۲۵۰ استناد در سال ۲۰۰۵ به ۸۸۹ استناد تا پایان سال ۲۰۰۹ رسیده است که تقریبا ۳.۵ برابر افزایش داشته است. میانگین استناد به تولیدات علمی انستیتو پاستور ایران در سال ۲۰۰۵ برابر با ۵/۳ و تا پایان سال ۲۰۰۹ برابر با ۵.۷ میباشد. به طور کلی میتوان نتیجه گیری کرد که تولیدات علم انستیتو پاستور ایران در حال افزایش است که ادامه این روند به عوامل مختلفی چون افزایش همکاریهای علمی ملی و بین المللی، افزایش زیر ساختهای پژوهشی همانند تعداد پژوهشگران متخصص، افزایش بودجه فعالیتهای پژوهشی و برگزاری دورههای آموزش شیوههای نگارش مقالات علمی و ... وابسته است. انستیتو پاستور ایران یکی از مؤسسات پژوهشی پیشرو در تولید اطلاعات علمی در کشور محسوب میشود. رشد تولیدات علمی نویسندگان ایرانی در انستیتو پاستور ایران همگام با دیگر پژوهشگران ایرانی امید بخش آینده ای روشن در افزایش حضور اثربخش پژوهشگران ایرانی در عرصههای ملی و بین المللی است.
References
۱. Sharifi V, ۶ Authors et al. Iranians’ three decades of research in mental health: a scientometric study. Advances in cognitive science ۲۰۰۴ ۵(۲):۱-۱۶. [Persian]
۲. Dehghan S. Scientific information production in librarianship and information science in Iran, Turkey, Saudi Arabia and Egypt. Astan-e-Quds Quarterly of Librarianship and Information Science ۲۰۰۵ ۱۰(۲):۱۸۱-۹۸. [Persian]
۳. Foroughi F, Kharazi H. study of scientific information production of Kermanshah Medical University’s faculties. Iranian Journal of Medical Education ۲۰۰۶ ۵(۲):۱۸۱-۷. [Persian]
۴. Alijani R, Karami N. A review of ۱۰ years of scientific production of Iranian Surgeons community in the ISI database (۱۹۹۸-۲۰۰۷). Iranian Surgery Bulletin ۲۰۰۹ ۱۷(۳): Pages. [Persian]
۵. Sharifi V. Scientometrics and Congnitive Sciences. Advances in Cognitive Science ۲۰۰۴ ۵(۲):۸۹-۹۱. [Persian]
۶. Osareh F, Marefat R. Cooperation of Iranian researches in Medline database. Rahyaft ۲۰۰۶ ۳۵: ۳۹-۴۱ [Persian]
۷. Mohammadhasanzadeh H. study of Iranian Scientific Information Production in Medical Sciences between ۱۹۷۸-۲۰۰۷ in SCIE and Scopus Databases [MS Thesis]. Tehran: Tehran University of Medical Sciences, School of management and Medical information Science ۲۰۰۹ [Persian]
مقدمه: نقش علم جمعیت شناسی در امر توسعه هر جامعه ای با ارائه و ارزیابی آمار و شاخصهای جمعیتی، مهم و مؤثر میباشد. نظام مدیریت اطلاعات جمعیتی مرتبط با سلامت شامل تمامی این موارد میشود: ثبت، جمع آوری و ذخیره دادهها، پردازش، بازیابی، تحلیل، توزیع، انتشار و انتقال اطلاعات جمعیتی مربوط به سلامت جهت استفاده از آنها در برنامه ریزیهای استراتژیک، مدیریت و اطلاع رسانی دادهها و اطلاعات سلامت. هدف از این تحقیق مقایسه ویژگیهای نظام م دیریت اطلاعات جمعیتی مربوط با سلامت در سازمانهای وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، ثبت احوال و مرکز آمار ایران با استانداردهای سازمان ملل متحد بود.
روش کار: این تحقیق از نوع کاربردی از دسته مطالع ات توصیفی- تطبیقی بوده است. جامعه پژوهش شامل نظام مدیریت اطلاعات جمعیتی مرتبط با سلامت ایران در سازمانهای وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، ثبت احوال کشور، مرکز آمار ایران و سازمان ملل در سال ۱۳۸۹ بود. ابزار جمع آوری شامل چک لیست و فرمهای جمع آوری اطلاعات بود که پس از سنجش روایی در جامعه مورد مطالعه تکمیل گردید. نحوه تحلیل دادهها تکنیک اولویت دهی بر اساس معیار و روشهای توصیفی- تطبیقی بوده است.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که داد هها و اطلاعات به موقع، به طور مناسب، کامل و کافی جمع آوری نمیشوند و ارائه گزارشها توسط سازمانهای مختلف گاهی متناقض است. تکنیک اولویت دهی بر اساس معیار نشان داد که در این نظام وضعیت وزارت بهداشت در مرتبه عالی وسایر سازمانها در مرتبه خوب قرار گرفتند.
بحث: با توجه به نتایج مشخص میشود هنگامی یک نظام اطلاعاتی میتواند در تصمیم گیری مدیران مورد استفاده قرارگیرد که قابل اعتماد و روا باشد. بنابراین لازم است تمامی سازمانهای مرتبط در جهت بهبود و کاهش نقاط ضعف این نظام مشارکت نمایند و با مشارکت و تبادل دادهها از ارائه اطلاعات متناقض بپرهیزند. پژوهشگران جهت دستیابی به اطلاعات صحیح و به موقع در این نظام مدلی را پیشنهاد نمودند.
مقدمه: کاهش موفقیت آمیز شکاف دانش تا عمل، به شناسایی عوامل مؤثر بر آن بستگی دارد. مطالعه حاضر موانع و تسهیلکنندههای تولید اسناد سیاستی سلامت مبتنی بر شواهد را از دیدگاه تولیدکنندگان آنها در ستاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورد مطالعه قرار داده است.
روشکار: مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل چارچوب مورد استفاده قرار گرفت. گردآوری دادهها با مصاحبههای نیمه ساختاریافته و استفاده از روش نمونهگیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انجام شد. برای تحلیل دادهها، از نرمافزار MAXQDA۱۰ استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر با مطالعات اکتشافی درباره عوامل مؤثر بر سیاستگذاری مبتنی بر شواهد مقایسه شد.
یافتهها: سه مضمون باورهای رفتاری، باورهای هنجاری و باورهای کنترلی و ۱۸ زیرمضمون زیر شناسایی شدند. باورهای رفتاری: کیفیت سیاست، مصرف منابع، دانش و خلاقیت، زمانبری و بومیسازی؛ باورهای هنجاری: مراجع سیاستگذاری، سیاستگذاران، مجریان سیاستها و همکاران؛ باورهای کنترلی: سیاست استخدامی، مدیریت عملکرد، توانمندسازی، ثبات مدیریت و سیاستگذاری، محیط فیزیکی، دسترسی به شواهد، فرایند سیاستگذاری و اثر عوامل رقیب.
نتیجهگیری: اکثر موانع ذکرشده به باورهای کنترلی مربوط بودند. این یافته یادآور قانون ۸۵/۱۵ رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر است. مطالعه حاضر، عوامل مؤثر بر تولید اسناد سیاستی مبتنی بر شواهد را در همه سازههای تئوری رفتار برنامهریزیشده شناسایی کرد؛ اما عوامل شناساییشده در مطالعات اکتشافی درباره استفاده سیاستگذاران سلامت از شواهد، به یکی از سازههای تئوری مربوط هستند. یافته فوق میتواند نشاندهنده ترجیح رویکرد تئوریک بر رویکرد اکتشافی برای شناسایی عوامل مؤثر بر یک رفتار باشد.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مدیریت سلامت می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Health Administration
Designed & Developed by : Yektaweb