جستجو در مقالات منتشر شده


۷ نتیجه برای قاسمی

علی عطافر، فریدون قاسمی همامی،
جلد ۴، شماره ۱۰ - ( ۷-۱۳۸۰ )
چکیده

این پژوهش به منظور بررسی طرح پرکیس (حق الزحمه کار اضافی) و تأثیر آن بر افزایش استفاده از ظرفیت‌های درمانی و کارایی کارکنان بیمارستانهای سازمان تامین اجتماعی شهرستان اصفهان انجام شد. پژوهش به روش توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. جامعه پژوهش را کارکنان بیمارستانهای تامین اجتماعی شهرستان اصفهان شامل گروههای پزشکان، پیراپزشکان و دیگر کارکنان تشکیل می‌دادند. با ساتفاده از پرسشنامه مصاحبه و مشاهده اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شد. یافته‌ها نشان داد که طرح پرکیس در ایجاد انگیزش گروههای پزشکان، پیراپزشکان و دیگر کارکنان تاثیر داشته و موجب افزایش ضریب اشغال تختهای بیمارستان و تعداد عملهای جراحی شده است. دو گروه پزشکان و پیراپزشکان معتقد بودند که طرح پرکیس بر کاهش متوسط مدت اقامت بیمار و افزایش رضایت بیماران تاثیر داشته است. اجرا طرح پرکیس در افزایش کارایی هر سه گروه موثر بوده و مخصوصا در گروه پزشکان از دو گروه دیگر تاثیر بیشتری داشته است. هر سه گروه معتقد بودند که با اجرای این طرح، خدمات درمانی به سرعت انجام می‌شود. ولی کیفیت کاری و نظارت و کنترل راضی کننده نمی‌باشد. افزایش انگیزه همه کارکنان، کاهش فاصله تعرفه خدمات دربخش دولتی با بخش خصوصی و برقراری نظارت و کنترل بیشتر بر ارائه خدمات، از عواملی هستند که می‌تواند موجب بهبودکارایی بیمارستانها شود.
سيد مهدی الحسینی المدرسی، رضا ابراهیم زاده پزشکی، مهدی ابوالقاسمی،
جلد ۱۸، شماره ۵۹ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: سازمان هلال احمر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سازمان‌های مردم‌نهاد نقش بسزایی در زمینه‌ مدیریت بحران را بر عهده دارد. اثر‌بخشی این سازمان در گرو نقشی است که نیروهای امدادی به‌عنوان سرمایه‌های انسانی ایفا می‌کنند. در این خصوص، مدیریت استعداد مجموعه‌ی کاملی از فرآیندها برای شناسایی، به‌کارگیری و مدیریت افراد به‌منظور اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی کسب‌وکار است. هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر گونه‌ها مختلف رهبری بر ابعاد مدیریت استعداد و شناسایی مناسب‌ترین گونه آن در خصوص توسعه و بهبود مدیریت استعداد است.
 روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی و کاربردی است و با روش پیمایش تک مقطعی و میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را امدادگران جمعیت هلال احمر استان یزد، تشکیل می‌دهند؛ که بر اساس حجم نمونه محاسبه‌شده، ۲۴۶ نفر به‌صورت تصادفی انتخاب و مورد پیمایش قرار گرفتند. به‌منظور تبیین رابطه‌ی میان متغیر‌های تحقیق، از دو پرسشنامه چندعاملی رهبری (MLQ) باس و آلیو و مدیریت استعداد استفاده شده که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی محتوایی بررسی گردیده است. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از طریق مدل‌یابی معادلات ساختاری با کمک نرم‌افزار SMART-PLS و آزمون تی-استیودنت در محیط SPSS ۱۸ انجام شد.
یافته‌ها:
یافته‌های تحقیق نشانگر غلبه‌ی رهبری تحول‌آفرین و سپس مبادله‌ای در این سازمان و همچنین وضعیت نامناسب ابعاد همسو‌سازی و نگهداشت و توسعه استعداد می‌باشد. از سوی دیگر بر اساس خروجی روش PLS، نوع رهبری مبادله‌ای با تمام اجزاء فرایند مدیریت استعداد ارتباط مثبت و معنی‌دار دارد و رهبری تحول‌آفرین تنها با فرایند جذب استعداد دارای رابطه معنی‌دار می‌باشد.
نتیجه‌گیری:
با توجه به تأثیر مستقیم و معنادار رهبری مبادله‌ای بر ابعاد مدیریت استعداد و همچنین وضعیت کنونی رهبری غالب در سازمان، حرکت به‌سوی جایگزینی رهبری مبادله‌ای در عوض رهبری تحول‌آفرین در این سازمان باید در اولویت قرار گیرد و با بهبود آن، علاوه بر افزایش کارایی و اثربخشی سازمان به وضعیت مدیریت استعداد به‌طور چشم‌گیری مطلوبیت بخشید
احمد رستگار، سعید مظلومیان، نسرین قاسمی، محمد حسن صیف،
جلد ۱۸، شماره ۶۱ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: توجه به کارآفرینی سازمانی و اشتغال مولد در سازمانهای متصدی امر بهداشت و درمان به دلیل تنوع و تعدد فعالیتها و خدمات بهداشتی و درمانی و لزوم ارتقاء کیفیت آنها، بسیار ضرورت دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای توانمندسازی روانشناختی در میان رهبری خدمتگزار و کارآفرینی سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفته است.
روش کار:
با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده ۱۸۷ نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انتخاب شدند و به پرسشنامه های خودگزارشی (ترکیبی) رهبری خدمتگزار، توانمندسازی روانشناختی و کارآفرینی سازمانی پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر به وسیله نرم افزار لیزرل استفاده گردید.
یافته‌ها:
یافته های پژوهش به طور کلی نشان داد که رابطه رهبری خدمتگزار و کارآفرینی سازمانی تحت تأثیر مؤلفه های توانمندسازی روانشناختی قرار دارد به طوری که رهبری خدمتگزار از طریق مؤلفه‌های توانمندسازی روانشناختی بر کارآفرینی سازمانی به صورت غیر مستقیم و مثبت اثر می گذارد. نتایج همچنین نشان داد که بیشترین اثر غیرمستقیم بر کارآفرینی سازمانی از میان مؤلفه‌های رهبری خدمتگزار، مربوط به مؤلفه‌های خدمت رسانی و تواضع و فروتنی می باشد.
نتیجه‌گیری: بر مبنای نتایج پژوهش مدیران دانشگاه علوم پزشکی می توانند به وسیله مهرورزی، تواضع و فروتنی و خدمت رسانی به کارکنان، ضمن فراهم کردن زمینه رشد مؤلفه‌های توانمند سازی روانشناختی در کارکنان به افزایش کارآفرینی سازمانی کمک نمایند.  
عارفه عامری، رضا خواجوئی، پریسا قاسمی نژاد،
جلد ۲۰، شماره ۶۹ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده

مقدمه: با وجود توسعه فناوری اطلاعات به ویژه در حیطه بهداشت و درمان، هنوز فرایند ایجاد و به­کارگیری پرونده الکترونیک سلامت دشوار می­باشد. شناسایی موانع اجرایی این سیستم به رفع آنها و اتخاذ راهکار­های موثر پیاده­سازی کمک می­نماید. هدف این مطالعه تعیین موانع اجرایی پیاده­سازی پرونده الکترونیک سلامت در بیمارستان­های کرمان بود.
روش ­کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال ۱۳۹۴ انجام گرفت. جامعه این پژوهش شامل مسئولان فناوری اطلاعات و مدیران بیمارستان­های شهرکرمان بود و به دلیل محدود بودن تعداد افراد نمونه ­گیری انجام نشد. داده­ها از طریق پرسشنامه پژوهشگر­ساخته جمع آوری گردید. روایی آن براساس روش اعتبار محتوا و روایی صوری و پایایی آن ازطریق محاسبه همبستگی درونی تایید شد (۹۳/۰=α). داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون T-Test در نرم افزار SPSS۱۹ تجزیه و تحلیل شدند.
یافته­ها: بیشترین میانگین موانع پیاده­سازی سیستم، مربوط به محدودیت­های فنی و تخصصی (۳۲) و نگرشی- رفتاری افراد (۱/۲۵) و کم ­ترین آن مربوط به محدودیت­های استاندارد­سازی (۳/۹) بود. هیچ کدام از محدودیت­های اجرایی با اطلاعات جمعیت­شناختی شرکت­کنندگان ارتباط معنی­داری نداشتند(۰۵/۰P>). بین محدودیت­های فنی و تخصصی، تغییرات سازمانی، هزینهای، نگرشی- رفتاری افراد باپیاده­سازی این سیستم در بیمارستان­های مختلف ارتباط معنی­داری وجود داشت (۰۵/۰=P).
نتیجه­ گیری: محدودیت­های فنی، تخصصی و نگرشی- رفتاری مهم­ترین موانع پیاده­سازی پرونده الکترونیک سلامت می­باشند. به‌منظور غلبه بر موانع راهکار­هایی نظیر برنامه­ریزی جهت پیاده­سازی و استفاده از این سیستم، ایجاد تیم متخصص برای ارزیابی موانع احتمالی، آموزش کلیه مدیران ارشد و کاربران توصیه می­شود.
 
شهناز علیان عجم، علیرضا قاسمی زاد، عباس قلتاش،
جلد ۲۲، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه: یکی از اهداف مهم سازمان‌های بهداشت و درمان، مدیریت هزینه‌ها به‌منظور صرفه‌جویی در هزینه‌ها، ارائه خدمات باکیفیت و کسب رضایت مشتری است. این مسئله چالش‌های بزرگی پیش روی مدیران قرار می‌دهد. مطالعه حاضر باهدف شناسایی مؤلفه‌های اصلی مدیریت هزینه‌ها بر اساس فرآیند محوری در بیمارستان انجام شد.
روش‌ها: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی است که با استفاده از نظریه پایه و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انجام شد. جامعه پژوهش از میان مسؤولین و کارشناسان آگاه به مدیریت هزینه و امور مالی بیمارستان توحید ‌شهرستان جم از استان بوشهر بود. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختارمند بود. تعداد نمونه‌ها در مطالعه حاضر بر اساس اصل اشباع نظری ۱۶ نفر بود ولی برای اطمینان بیشتر از نتایج مصاحبه تا نفر بیستم ادامه پیدا کرد. مدت‌زمان هر مصاحبه، ۴۰ تا ۵۰ دقیقه بود. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری آنها با استفاده از روش اشتراوس وکوربین صورت گرفت؛ اعتبار یابی از روش قابلیت باورپذیری، قابلیت انتقال‌پذیری، قابلیت اطمینان‌پذیری و قابلیت تأیید پذیری انجام شد.
یافته‌ها: ۷۸ کد اولیه، ۲۰ طبقه اولیه و هفت‌طبقه از «فرآیند راهبردهای مدیریت هزینه بیمارستان» استخراج شد که عبارت از مفاهیم شناسایی کانون‌های هزینه‌بر، فرهنگ‌سازی مدیریت هزینه، وضع قوانین و مقررات داخلی، نظارت و کنترل، استقرار سیستم هزینه‌یابی، تشکیل کارگروه و برنامه‌ریزی عملیاتی بود.
نتیجه‌گیری: جهت مدیریت هزینه‌های بیمارستان، شناسایی مولفه‌های هزینه لازم و ضروری است. مولفه‌های حاصل از نتایج این مطالعه به شکل الگویی منسجم و سازمان‌ای است که می‌تواند ابزار مناسبی جهت بهبود و مدیریت هزینه‌های بیمارستانی باشد.

 
عاطفه ماه نجف آبادی، علی حسین قاسمی، احمد پاپی، فیروزه زارع فراشبندی،
جلد ۲۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده

مقدمه: اطلاع درمانی راهکاری ساده برای تسهیل دسترسی بیماران به اطلاعات سلامت است که میتواند به خود مراقبتی افراد یاری رساند. با توجه به اهمیتی که درمان و اطلاعات سلامت و درگیری افرادی با تخصصهای متنوع در فرآیند اطلاع درمانی وجود دارد. لذا، هدف از پژوهش حاضر شناسایی فرصتها و چالشهای تأسیس یک مرکز اطلاع درمانی بود.
روش ­ها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است که به روش کیفی-توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش، شامل بیماران و آن دسته از کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی، پزشکان و مراقبان سلامت و روانشناسان بودند که تجربه کار اطلاع درمانی و تجویز اطلاعات سلامت را داشتند. نمونه‌گیری به‌صورت غیر تصادفی هدفمند و گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات راهنمای مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA۲۰ تحلیل شدند.
یافته ­ها: تحلیل مصاحبهها در ذیل مضمون «فرصتها» منجر به شناسایی یک طبقه اصلی با عنوان «مزایای اطلاع درمانی» شامل چهار طبقه فرعی بیمار و خانواده، کادر درمان، نظام سلامت و کتابداران پزشکی بود. همچنین ذیل مضمون «چالش‌ها» نیز چهار طبقه اصلی موانع اطلاع‌درمانی، مشکلات مالی، پیاده‌سازی و اجرا شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: باوجود مزایای متعدد تأسیس یک مرکز اطلاع‌درمانی برای بیماران و خانواده آنها، کادر درمان، روانشناسان و کتابداران پزشکی، موانعی نیز از طرف همین گروهها و نظام سلامت وجود دارد که نیازمند بررسی و دقت بیشتر و یافتن راهکارهایی برای رفع این چالشها و ایجاد بسترهای مناسب در جامعه و نظام سلامت برای پذیرش آن است. برای تأسیس چنین مرکزی لازم است با یک برنامهریزی دقیق، ملاحظات همکاری بین گروهی و بین سازمانی هم در نظر گرفته شود.
دکتر زیور صباغی نژاد، دکتر علی حسین قاسمی، خانم لیلا بدینی زاده،
جلد ۲۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه: باتوجه به اپیدمی کووید-۱۹ و تاثیر آن بر شرایط زندگی، پژوهش حاضر با هدف تبیین سواد سلامت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد.
روش ­ها: پژوهش حاضر توصیفی است و به روش پیمایشی انجام گرفته است. تعداد ۳۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در کلیه مقاطع تحصیلی در پژوهش مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه سواد سلامت کووید-۱۹(شامل ۲۲ سوال) بود. این ابزار پس از انجام اعتبارسنجی و  تایید روایی و پایایی، مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل یافته‌ها با استفاده از آمار توصیفی و سایر آزمون‌ها مانند همبستگی، آزمون لون، آنوای یک طرفه و تعقیبی انجام گرفت.
یافته­ ها: سواد سلامت دانشجویان در رابطه با تصمیم‌گیری‌های مربوط به پیشگیری از انتقال به دیگران و محافظت از خود در سطح بالا قرار داشتند. سواد سلامت دانشجویان در درک اطلاعات کووید بالاتر از متوسط قرار داشت (میانگین ۰۶/۳) ولی در یافتن اطلاعات مربوط به کووید، سواد آنها کمتر از حد میانگین (۹۵/۲) بود. نتایج آزمون لون بیانگر وجود اختلاف معنی‌دار در میانگین سواد سلامت کووید دانشجویان دختر و پسر در سواد یافتن اطلاعات سلامت  بود (Sig=۰,۰۲۸). نتایج آزمون آنوای یک طرفه بیانگر اختلاف معنی‌دار بین تمامی مولفه‌های سواد سلامت کووید، در دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی بود. همچنین همبستگی معناداری بین مقطع تحصیلی با کلیه مولفه‌های سواد سلامت کووید وجود دارد.
نتیجه‌گیری: دو متغیر جنسیت و مقطع تحصیلی رابطه معنی‌داری با سواد سلامت کووید دارد. این رابطه می‌تواند در تبیین سواد سلامت و وضعیت سلامتی در سطوح مختلف دانشجویان مدنظر قرار گیرد. پیشنهاد می‌گردد مسئولین آموزش به تهیه بستری مناسب جهت آموزش دانشجویان در هنگام بروز همه‌گیری بیماری، آموزش گروهی دانشجویان و تبادل اطلاعات در محیط‌های علمی بپردازند.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مدیریت سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Health Administration

Designed & Developed by : Yektaweb