جستجو در مقالات منتشر شده


۱۰ نتیجه برای زارع فراشبندی

آناسیک لالاه زارایان ، فیروزه زارع فراشبندی، علی رضا رحیمی، اکبر حسن زاده،
جلد ۱۷، شماره ۵۸ - ( ۱۰-۱۳۹۳ )
چکیده

مقدمه: ازآنجایی‌که رفتار اطلاع یابی سلامت همچون سایر رفتارها یک پدیده روان‌شناختی است، به نظر می رسد ویژگی‌های فردی بیمار بر رفتار اطلاع‌یابی سلامت وی تأثیرگذار باشد. از طرف دیگر، رفتار اطلاع‌یابی سلامت مناسب می تواند منجر به بهبود روند درمان یا پیشگیری از بیماری‌ها ‌شود. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل فردی بر رفتار اطلاع‌یابی سلامت بیماران دیابتی شهر اصفهان بود.
 روش کار: روش مطالعه حاضر پیمایشی است. جامعه پژوهش شامل ۶۴۲۴ نفر بیمار دیابتی بود که از میان آنان ۳۶۲ نفر به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه رفتار اطلاع یابی لانگو گردآوری شده و از طریق نرم افزار SPSS ۲۰ مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
 یافته‌ها: آزمون تی مستقل نشان داد که بین مؤلفه رفتار در جستجوی اطلاعات بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد (۰۰۱/۰>p). ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد بین سطح تحصیلات با اغلب مؤلفه های رفتار اطلاع‌یابی رابطه مستقیم، بین درآمد با برخی از مؤلفه‌های رفتار اطلاع یابی سلامت رابطه مستقیم و بین سن با برخی از مؤلفه های رفتار اطلاع‌یابی سلامت رابطه معکوس وجود دارد.
نتیجه‌گیری: در انتقال اطلاعات سلامت به مردان دیابتی باید از روش غیرفعالانه استفاده کرد. همچنین وقت و انرژی بیش‌تری را باید صرف انتقال اطلاعات به بیماران دیابتی مسن با سطح تحصیلات پایین و درآمد کم کرد؛ بنابراین با بررسی عوامل تأثیرگذار بر رفتار اطلاع‌یابی سلامت بیماران دیابتی می‌توان اطلاعات موردنیاز آنان را به ‌صورت مؤثرتری به آنان منتقل کرد. این روند می‌تواند منجر به جلوگیری از پیشروی بیماری دیابت شود.
سپیده سلیمی، فیروزه زارع فراشبندی، راحله سموعی، اکبر حسن زاده،
جلد ۱۹، شماره ۶۴ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: کتاب­ درمانی روشی مکمل جهت پیشگیری، درمان و ارتقای رفتارهاست که با همکاری کتابداران وروانشناسان یا پزشکان اجرا می­شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیرکتاب­ درمانی گروهی بر عزت نفس دانشجویان دختر ساکن خوابگاه ‌های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال ۱۳۹۲ است.

روش کار: نیمه تجربی مداخله ­ای- کاربردی است که به صورت طرح دو گروهی با پیش­ آزمون- پس ­آزمون انجام شد. جامعه پژوهش۵۱۶۰دانشجوی دختر ساکن خوابگاه بودند که ۶۴ نفر از آنان به صورت تصادفی در دوگروه شاهد و آزمون قرار گرفتند (هر گروه ۳۲ نفر). داده ­ها از طریق پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت در دو نوبت گردآوری شد. برای گروه آزمون هشت جلسه کتاب­درمانی برگزار شد، اما برای گروه شاهد مداخله­ ای صورت نگرفت. بعد از دو ماه آموزش و یک ماه دوره آیش جهت تأثیرگذاری، هر دو گروه دوباره ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و توزیع فراوانی) و استنباطی (t مستقل و t زوجی و من ویتنی) در نرم­افزار SPSS۲۰ تحلیل شدند.

یافته ­ها: کتاب­درمانی گروهی بر عزت نقس کلی و مقیاس­های عمومی، خانوادگی و تحصیلی آن در گروه آزمون تأثیر مثبتو معنی­داری داشت اما بر بعد اجتماعی عزت نفس تأثیری نداشت. همچنین تفاوت میانگین نمرات گروه آزمون و شاهد پس از مداخله معنادار بود.

نتیجهگیری: کتاب­درمانی گروهی می­تواند باعث افزایش سطح عزت نفس دانشجویان دختر­ شود. با اجرای مفید آن می­توان به اهداف مختلف پیشگیری و ارتقای سلامت روان دست یافت. پیشنهاد می­شود این روش به دلیل سادگی، ارزانی و دسترس‌پذیری جهت بهبود سایر معضلات روانشناختی به کار گرفته شود.

 


عذرا دائی، علیرضا رحیمی، فیروزه زارع فراشبندی،
جلد ۱۹، شماره ۶۶ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: بازنگری و روزآمدسازی منظم و مداوم برنامه­های آموزشی، به منظور تکمیل رسالت اصلی دانشگاه­ها، امری ضروری است. هدف از این پژوهش، مقایسه و تطبیق برنامه درسی مقطع کارشناسی رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی با برنامه‌های درسی رشته‌های مشابه آن در ایران است.

روش کار: روش پژوهش تطبیقی بود. ابزار گردآوری داده‌ها، چک لیست تهیه شده از سرفصل­های مصوب کتابداری و اطلاع­رسانی پزشکی، علم اطلاعات و دانش‌شناسی و کتابداری و اطلاع­رسانی بود. پژوهش در سال ۱۳۹۴ انجام شد. تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی، جدول در نرم افزار Excel انجام شد.

یافته ­ها: برنامه درسی رشته کتابداری و اطلاع­رسانی پزشکی  ۴/۵۶ درصد با سرفصل دروس علم اطلاعات و دانش­شناسی و  ۵/۶۵ درصد با سرفصل دروس کتابداری و اطلاع‌رسانی مشابهت داشت. تفاوت‌های عمده سرفصل مذکور با دو سرفصل مشابه دیگر در تعداد واحدهای دروس اختصاصی، عمومی، پایه و عدم تنوع در دروس اختصاصی اجباری و اختیاری آن است. همچنین ضعف عمده سرفصل مذکور، نبود دروس پایه مرتبط با حوزه پزشکی و بالینی در سرفصل و کمبود دروس مرتبط با فناوری‌های اطلاعاتی و زیاد بودن دروس اصطلاح‌شناسی پزشکی است. 

نتیجه­ گیری: با توجه به کارکردهای رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی و جامعه هدف خدمت‌رسانی آن، همچنین شباهت زیاد محتوای دروس این رشته با رشته‌ها و گرایش‌های عمومی‌تر آن‌،  به نظر می‌رسد که تغییر در برنامه درسی این رشته ضروری است. پیشنهاد می­شود دروسی مانند کتاب‌درمانی، کتابداری بالینی، کتابداری مبتنی بر شواهد، مرور نظامند، علم‌سنجی، مشاوره اطلاعاتی در حوزه سلامت و خدمات اطلاع‌رسانی پزشکی به گروه‌های ویژه مانند بیماران به برنامه درسی رشته اضافه گردد.


فیروزه زارع فراشبندی، محمدرضا هاشمیان،
جلد ۲۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه: یکی از اصیل‌ترین وظایف مراکز آموزش نیروی انسانی، ارائه آموزش‌های متناسب با نیازهای بازار کار است. [۱] بررسی نوشتارهای حوزه کتابداری عام در ایران بیانگر آن است که صاحب‏نظران، برنامه­های آموزشی این حوزه را به دلیل پیروی درس‌ها از پارادایم سنتی و نسبتاً منسوخ کتابخانه، کم‌توجهی به آموزش مهارت­های مورد نیاز در جامعه­ی اطلاعاتی نوین، وجود درس­های کم ارتباط یا غیرتخصصی، استفاده نکردن از واژگان مناسب، ضعف در ارائه محتوای درس­ها و عدم همگامی با تحولات فن‌آوری ناکارآمد دانسته و خواستار بازنگری در سرفصل­ها شده­اند. [۲]
یکی از مشکلات گرایش پزشکی این رشته علاوه بر مشکلات ذکر شده، همپوشانی و مشابهت بیش از ۶۰ درصد سرفصل­های هر سه مقطع آن با سرفصل­ گرایش­های غیرپزشکی رشته است که جای تأمل بسیار دارد. [۳] بنابراین، لازم است جنبه بالینی و پزشکی این گرایش با راهکارهایی همچون افزودن مباحث پزشکی و استفاده ترکیبی از مدرسان کتابداری و بالینی تقویت شود تا این رشته بر گرایش پزشکی خود تمرکز بیشتری کرده و بخش خدمات آن به جامعه پزشکی و بیماران برجسته­تر شود. تنها در این صورت است که نیاز به آن در نظام سلامت ایجاد یا تقویت خواهد شد و در غیر این صورت محکوم به حذف بوده و جای خود را به رشته­های دانشگاهی جدیدتر خواهد داد. [۱]
بدین منظور پیشنهاد می­شود که گرایش یا رشته جدیدی با عنوان کتابداری بالینی در مقطع کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی بنا به دلایل و ضرورت‌های زیر ایجاد شود:
  1. اهمیت ارائه خدمات کتابداری بالینی به جامعه پزشکی: این خدمات می‌تواند برای گروه‌های هدفی چون تیم درمان، بیمار، خانواده بیمار و نظام کلی سلامت باشد و تنها افراد دارای آموزش و تجربه لازم قادر به ایفای این نقش می‌باشند. [۴]
  2. اهمیت بازنگری برنامه­های درسی در نظام آموزش عالی: پایش و بازنگری برنامهریزی درسی به طور نظام‌مند می‌تواند سبب بهبود فرآیند آموزش و در نتیجه افزایش مهارت‌های نیروی انسانی، هماهنگی با بازار کار و نیازهای زمانی و مقطعی جامعه، هماهنگی با تحولات و پارادایم‌های علمی و ایجاد روحیه خلاق و تفکر انتقادی شود. [۳]
  3. مطابقت با اسناد بالادستی و سیاست‌های کلی وزارت بهداشت در خصوص بسته‌های تحول و نوآوری در آموزش پزشکی: می‌توان براساس دو بسته از بسته­های مذکور بحث ضرورت ایجاد گرایش یا رشته کتابداری بالینی را تبیین نمود. این دو بسته عبارتند از بسته "آموزش پاسخگو و عدالت محور" و بسته " توسعه راهبردی، هدفمند و مأموریت‌گرای برنامه‌های آموزش عالی سلامت" که بر بازنگری و تدوین برنامه‌های آموزشی متناسب با نیازهای کشور تأکید می‌کنند. [۵]
  4. فقدان برنامه آموزشی رسمی و غیررسمی برای کتابداری بالینی در کشور: در حال حاضر کارگاه‌های آموزشی محدودی در حوزه کتابداری بالینی توسط وزارت بهداشت برگزار شده است. اما، ایجاد جایگاه قانونی و رسمی برای کتابداری بالینی نیازمند برنامه آموزشی رسمی و مشخصی است که توانمندی‌های تخصصی لازم را در افراد ایجاد کند.
نتیجه‌گیری
با توجه به مواردی که مطرح شد، می‌توان در یک جمع­بندی چنین نتیجه گرفت که یکی از مباحث جدید در حوزه اطلاعات بالینی، بحث کتابدار بالینی است که به صورت موفق در برخی کشورها اجرا شده و براساس مطالعات انجام شده، از سوی متخصصین بالینی نیز پذیرفته شده است. بر اساس این مطالعات، کتابدار بالینی نیازمند کسب دانش و مهارت‌هایی از قبیل آشنایی با مباحث پایه بالینی، پزشکی مبتنی بر شواهد، آمار و اپیدمیولوژی، بازیابی اطلاعات بالینی، و ارزیابی نقادانه شواهد از طریق آموزش و تجربه است. از آنجایی که نظام آموزش عالی و سیاست‌های وزارت بهداشت در حوزه آموزش پزشکی نیز بر تدوین و بازنگری در برنامه‌های آموزشی مبتنی بر نیازهای جامعه تأکید دارد و تاکنون برای ایفای نقش یا شغل کتابدار بالینی در ایران برنامه‌ریزی اصولی، مدون و رسمی‌ صورت نگرفته است، یکی از راه‌های مؤثر در تربیت این افراد در کنار آموزش ضمن خدمت برای دانش­آموختگان قبلی این رشته، می­تواند ایجاد رشته یا گرایش کتابداری بالینی در مقطع کارشناسی ارشد برای دانشجویان جدیدالورود باشد.
 
مرضیه طهماسبی، فیروزه زارع فراشبندی، پیمان ادیبی، احمد پاپی، علیرضا رحیمی،
جلد ۲۲، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه: متخصصان بالینی برای رفع نیاز اطلاعاتی خود لازم است مهارت‌های اطلاع‌یابی موردنیاز را کسب کنند. به همین دلیل پژوهش حاضر باهدف تأثیر مداخله‌ آموزشی دستیار اطلاعات بالینی در تغییر رفتار اطلاعاتی دانشجویان پزشکی دوره کارآموزی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت.
روش‌ها: نوع مطالعه کاربردی و روش پژوهش مداخله‌ نیمه تجربی به‌صورت طرح دوگروهی با پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون بود. در این پژوهش تعداد ۳۰ نفر در هر گروه آزمون و شاهد، به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی آسان‌بر اساس ترتیب زمانی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش‌نامه محقق ساخته استفاده شد. پرسش‌نامه حاوی ۱۹ گویه بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه‌ای (خیلی کم تا خیلی زیاد) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۰ و روش‌های آماری توصیفی و آمار استنباطی بررسی شد.
یافته‌ها: آموزش‌های دستیار اطلاعات بالینی باعث شد تا هدف و انگیزه گروه آزمون از جستجوی اطلاعات بیشتر بر مسائل و آموزش بالینی متمرکز شود. بعد از مداخله نیاز به جستجوی اطلاعات گروه آزمون در حین و بعد از مواجهه با بیمار نسبت به گروه شاهد به‌طور معنی‌داری بیشتر بوده است. همچنین، میزان استفاده از منابع اطلاعاتی الکترونیک و پایگاه‌های داده بعد از مداخله‌ در گروه آزمون به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد بوده است.
 نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت منابع اطلاعاتی الکترونیک در مقایسه با فرمت چاپی لازم است دانشگاه‌های علوم پزشکی آموزش استفاده از پایگاه‌های داده توسط دستیاران اطلاعات بالینی را به‌طور ویژه به‌عنوان بخشی از برنامه‌ آموزشی دانشجویان پزشکی مدنظر قرار دهند.
 
عاطفه ماه نجف آبادی، علی حسین قاسمی، احمد پاپی، فیروزه زارع فراشبندی،
جلد ۲۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده

مقدمه: اطلاع درمانی راهکاری ساده برای تسهیل دسترسی بیماران به اطلاعات سلامت است که میتواند به خود مراقبتی افراد یاری رساند. با توجه به اهمیتی که درمان و اطلاعات سلامت و درگیری افرادی با تخصصهای متنوع در فرآیند اطلاع درمانی وجود دارد. لذا، هدف از پژوهش حاضر شناسایی فرصتها و چالشهای تأسیس یک مرکز اطلاع درمانی بود.
روش ­ها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است که به روش کیفی-توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش، شامل بیماران و آن دسته از کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی، پزشکان و مراقبان سلامت و روانشناسان بودند که تجربه کار اطلاع درمانی و تجویز اطلاعات سلامت را داشتند. نمونه‌گیری به‌صورت غیر تصادفی هدفمند و گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات راهنمای مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA۲۰ تحلیل شدند.
یافته ­ها: تحلیل مصاحبهها در ذیل مضمون «فرصتها» منجر به شناسایی یک طبقه اصلی با عنوان «مزایای اطلاع درمانی» شامل چهار طبقه فرعی بیمار و خانواده، کادر درمان، نظام سلامت و کتابداران پزشکی بود. همچنین ذیل مضمون «چالش‌ها» نیز چهار طبقه اصلی موانع اطلاع‌درمانی، مشکلات مالی، پیاده‌سازی و اجرا شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: باوجود مزایای متعدد تأسیس یک مرکز اطلاع‌درمانی برای بیماران و خانواده آنها، کادر درمان، روانشناسان و کتابداران پزشکی، موانعی نیز از طرف همین گروهها و نظام سلامت وجود دارد که نیازمند بررسی و دقت بیشتر و یافتن راهکارهایی برای رفع این چالشها و ایجاد بسترهای مناسب در جامعه و نظام سلامت برای پذیرش آن است. برای تأسیس چنین مرکزی لازم است با یک برنامهریزی دقیق، ملاحظات همکاری بین گروهی و بین سازمانی هم در نظر گرفته شود.
خانم الهام یزدانی، آقای دکتر محمد مظاهری، خانم دکتر فیروزه زارع فراشبندی، آقای دکتر علیرضا رحیمی، آقای احمد پاپی،
جلد ۲۵، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده

مقدمه:تعیین نیازهای اطلاعاتی پزشکان عمومی در حیطه طب ایرانی برای ارتقاء توانمندی این قشر مهم از نظام سلامت کشور ضروری است. هدف پژوهش حاضر تعیین نیازهای اطلاعاتی پزشکان عمومی شهر اصفهان در خصوص طب ایرانی بود.

روش ­ها: پژوهش حاضر کاربردی است که با روش توصیفی-پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه پزشکان عمومی شهر اصفهان بود که از بین آنان، ۲۰۴ نفر به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده پرسشنامه محقق ساخته که شامل هفت حیطه کلیات و امور طبیعیه، دلایل و علائم، تدابیر حفظ‌الصحه، تدابیر درمانی، داروشناسی و اسباب علل بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی و با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۱ انجام شد.

یافته ­ها: به‌طورکلی ۱۷۷ نفر پرسشنامه را تکمیل کردند که در بین ابعاد هفت‌گانه طب ایرانی، بیشترین میانگین نیازهای اطلاعاتی پزشکان مربوط به بعد مفردات غذایی ۲/۷۲ وکمترین میانگین مربوط به بعد تدابیر درمانی ۷/۶۱ بود. بین نیازهای اطلاعاتی پزشکان موردبررسی با متغیرهای سن، سابقه کار، جنسیت و وضعیت استخدام آنان رابطه‌ای وجود نداشت. بین دو متغیر مشارکت قبلی آنان در کارگاه‌های طب ایرانی و تمایل آنان به شرکت در این کارگاه ها با نیاز اطلاعاتی رابطه معنادار وجود داشت.

نتیجه‌گیری: انتظار می‌رود متولیان امر در معاونت های درمان، بهداشت و گروه‌های تخصصی طب سنتی بتوانند با ارائه برنامه های درسی و آموزشی، کارگاه های توانمندسازی و تهیه منابع اطلاعاتی زمینه را برای روزآمدسازی دانش پزشکان عمومی در خصوص طب ایرانی بر اساس حیطه های هفت گانه و اولویت های آموزشی مذکور سازماندهی نمایند.


پروانه رنجبر، محمدرضا هاشمیان، فاطمه قصابی، فیروزه زارع فراشبندی،
جلد ۲۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه: افراد مختلف گاهی از جستجو یا استفاده از اطلاعات سلامت اجتناب می­کنند. مطالعه حاضر با هدف تعیین دلایل و عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در دریافتکنندگان و ارائه­ کنندگان خدمات سلامت انجام شده است.
روش­ ها: در این مرور دامنه­ای پایگاه‌های اطلاعاتی کاکرین، اسکاپوس، وب آو ساینس، پابمد، ام بیس و لیستا  جستجو شد. در مجموع تعداد ۱۹۰۱ مطالعه بازیابی شد که پس از حذف موارد تکراری و غربالگری، در نهایت ۳۰ مطالعه برای ورود به مرور انتخاب شد. داده ­های استخراج شده بر اساس اهداف مرور دسته‌بندی و به صورت روایتی و در قالب جدول گزارش گردید. 
یافته­ ها: دلایل اجتناب از اطلاعات سلامت در دریافت‌کنندگان خدمات سلامت شامل دلایل مرتبط با اطلاعات، دلایل مرتبط با نظام سلامت، و دلایل روان­شناختی بودند. عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در دریافت‌کنندگان خدمات سلامت نیز عبارت بودند از: عوامل روان­شناختی، عوامل جمعیت­شناختی، عوامل مرتبط با نظام سلامت و عوامل مرتبط با اطلاعات. همچنین، دلایل اجتناب از اطلاعات سلامت در ارائه­کنندگان خدمات سلامت، دلایل مرتبط با اطلاعات و دلایل مرتبط با نظام سلامت بودند. عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در ارائهکنندگان خدمات سلامت نیز شامل عوامل مرتبط با اطلاعات، عوامل مرتبط با نظام سلامت و عوامل روان­شناختی بودند.
نتیجه‌گیری: در این پژوهش، دلایل و عوامل اجتناب از اطلاعات سلامت در بین دریافت­کنندگان خدمات سلامت و ارائه­دهندگان این خدمات دسته­بندی شد. شناخت این دلایل و عوامل می‌تواند سازوکاری در اختیار سیاست‌گذاران سلامت و کتابداران و اطلاع‌رسانان پزشکی قرار دهد تا خدمات اطلاع­رسانی سلامت را برای اجتناب­کنندگان اطلاعات سلامت به گونه­ای مناسب طراحی و برنامه ­ریزی کنند و موجب بهبود روند اطلاع‌رسانی سلامت شوند.

خانم ریحانه سادات باقری، دکتر محمدرضا هاشمیان، دکتر مرتضی امرایی، دکتر فیروزه زارع فراشبندی،
جلد ۲۶، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه: اطلاعات سلامت از طریق منابع متفاوتی مانند اینترنت، رسانه‌های چاپی و الکترونیکی در دسترس قرار می‌گیرند و به شکل‌های متنوعی از جمله کتاب، مقاله و اینفوگرافی ارائه می‌شوند. اینفوگرافی‌ها، به عنوان ابزاری آموزشی، نقش مهمی در مدیریت و درمان بیماری‌ها و ارتقای سطح بهداشت عمومی ایفا می‌کنند. بنابراین، توجه به معیارها و الزامات کلیدی در طراحی و فرآیند تدوین اینفوگرافی‌ها حیاتی است تا اطلاعات دقیق، صحیح و با کیفیت به مخاطبان ارائه شود.
روش ­ها: پژوهش حاضر، مروری حیطه ای با هدف شناسایی معیارهای محتوایی و ظاهری در طراحی اینفوگرافی‌های سلامتی و همچنین تعیین الزامات مربوط به فرآیند تدوین آن‌ها انجام گرفته است. برای این منظور، پایگاه‌های داده LISTA، ProQuest، Web of Science، PubMed، Embase و Scopus برای یافتن منابع مرتبط جستجو شد. در پی جستجوی اولیه، مقالات بر اساس معیارهای ورود و خروج دقیق ارزیابی و غربال شدند و در نهایت، ۵۲ مقاله برای مطالعه انتخاب شدند.
یافته ­ها: معیارهای محتوایی در طراحی اینفوگرافی‌های سلامت شامل ویژگی‌هایی مانند متن، زبان نوشتاری، عنوان، تصاویر، مخاطب و شاخص‌های اعتباری هستند. همچنین، معیارهای ظاهری اینفوگرافی‌ها شامل زیبایی‌شناسی، استفاده از تصاویر، فونت، رنگ‌بندی و قالب‌بندی می‌باشند. فرآیند تدوین اینفوگرافی‌های سلامت به دو بخش تقسیم می‌شود: نیروی انسانی، که شامل تیم طراحی و تولید، تیم ارزیابی، و تیم انتشار و اشاعه است، و ملزومات طراحی، که دربردارنده اجزاء و عناصر، اصول طراحی، مراحل طراحی و ابزارهای مورد استفاده در طراحی می‌باشند.
نتیجه‌گیری: این تحقیق انتظار دارد که با شناسایی معیارها و الزامات طراحی و تدوین اینفوگرافی‌های سلامت، روشی کارآمد در اختیار طراحان و متخصصان سلامت قرار دهد تا بتوانند اینفوگرافی‌ها را به شیوه‌ای مؤثر طراحی، تولید و ارزیابی کنند. هدف از این کار، بهبود فرایند اطلاع‌رسانی در حوزه سلامت و دستیابی به نتایج مطلوب‌تر است.

آقای امیر زال پور، دکتر احسان گرایی، دکتر محمدرضا هاشمیان، دکتر فیروزه زارع فراشبندی،
جلد ۲۷، شماره ۱ - ( ۸-۱۴۰۳ )
چکیده

مقدمه: اختلالات اطلاعاتی پیامد توسعه‌ی جوامع شبکه‌ای است. این مطالعه با هدف شناسایی پیامدهای انتشار اختلالات اطلاعاتی سلامت و راهکارهای مقابله با آن انجام شده است.
روش ­ها: این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. داده‌ها به کمک مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۶ شرکت‌کننده شامل متخصصان سلامت، کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی، بیماران و اصحاب رسانه و به‌شیوه نمونه­گیری هدفمند گردآوری شد. اطمینان از صحت داده­ها با روش تکنیک سه‌گانگی شامل استفاده از منابع و روش‌های چندگانه در استخراج داده‌ها، مصاحبه با گروه­های مختلف، یادآورها و یادداشت­های دامنه به منظور تأیید و تصدیق مفاهیم انجام شد.
یافته­ ها: پیامدها، روش­های تشخیص و راهکارهای مقابله با اختلالات اطلاعاتی را می‌توان در چهار طبقه اصلی شامل فرستنده، پیام (محتوا)، کانال و گیرنده جای داد. طبقات فرعی پیامدها شامل مواردی چون عموم مردم، متخصین، مسائل اطلاعاتی، مسائل محتوایی، رسانه، مسائل انتشار، واکنش به اطلاعات، مسائل فردی و مسائل اجتماعی بود. طبقات فرعی روش‌های تشخیص نیز شامل مواردی چون عموم مردم، متخصصین، مسائل اطلاعاتی و محتوایی، صحت‌سنجی و ارزیابی، مسائل فنی و استفاده از فناوری بودند. همچنین، طبقات فرعی روش‌های مقابله شامل سواد و دانش، صحت­سنجی و ارزیابی، مسائل روانشناختی، مسائل اطلاعاتی و محتوایی، رسانه، مسائل انتشار، همکاری بین حرفه­ای و مسائل فناوری بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش به درک عمیق‌تر پیامدهای اختلالات اطلاعاتی در حوزه سلامت کمک می‌کند و راهکارهای عملی برای تشخیص و مقابله با آن ارائه می‌دهد که می­تواند به تصمیم‌گیری‌های سیاستگذاران حوزه سلامت و رسانه­ها برای انتشار اطلاعات موثق سلامت، به ویژه در زمان بحران­های سلامت مانند همه‌گیری­ها یاری رساند.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مدیریت سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Health Administration

Designed & Developed by : Yektaweb